درس (٤٣) امام شناسی /معنی غیبت

 

درس چهل و سوم امام شناسي.
 
 
پيامبر عزيز اسلام (صل الله عليه واله) مي فرمايند:
 
خوشا به حال كسي كه قائم اهل بيت مرا درك كند و پيش  از قيامش به او اقتدار نمايد .
 
دوست اورادوست بدارد و از دشمن وي بيزاري جويد و ولايت امامان هدايتگر پيش از او
 
را نيز بپذيرد.اينان دوستان من و مورد علاقه و محبت من و گراميترين امت من در نزد من 
 
هستند.
  بحار الانوار،ج52،ص129،غيبت طوسي
 
مهم این است که اگر ما او را نبینیم، او ما را می‌بیند و همین اعتقاد برای ترک گناه کافی است.
 
 
دیدن امام زمان(عج) در عصر غیبت کبری امکان داشته و اگر کسی توفیق یابد، سعادت بزرگی نصیبش شده است، اما همه سعادت این نیست که انسان شبانه‌روز تلاش کند و خواهان دیدن امام باشد، البته دیدن حضرت سبب نمی‌شود که انسان گناه نکند؛ زیرا برخی انسان‌های معاصر دیگر امامان(ع) با وجد دیدن امام معصوم باز هم گناه می‌کردند و حتی گاهی با آنها مخالفت می‌کردند.
 
دیدن حضرت تأیید بر کردار درست انسان نیست؛ اگر چه نصیب هر کس نمی‌شود، ندیدن حضرت هم دلیل بر خرابی اعمال نیست، بسیاری از بزرگان، علما و مجتهدان، امام زمان(عج) را ندیدند، ولی چه بسا افرادی که مسلمان هم نبودند، ولی چون به مقام اضطرار رسیدند، حضرت از آنها دست‌گیری کرده و از این جهت امام را دیده باشند.
 
مهم این است که اگر ما او را نبینیم، او ما را می‌بیند و همین اعتقاد برای ترک گناه کافی است.
 
آيت الله بهجت (به نقل از سايت آئين وانديشه)
 
@معني غيبت:
 
 غيبت امام مهدي(ع) به معناي پوشيده بودن او از ديدگان مردم است.
 
 اميرمؤمنان مي‌فرمايد:
 
سوگند به خداي علي علیه السلام، حجت خدا در ميان مردم است و در راه‌ها گام برمي دارد، به 
 
خانه‌هاي آنان سر مي‌زند در شرق و غرب زمين رفت و آمد مي‌کند، گفتار مردم را مي‌شوند و بر 
 
ايشان سلام مي‌کند مي‌بيند و تا وقت معين و رسيدن وعده الهي ديده نمي‌شود.
 
(اصول کافي، محمدبن يعقوب کليني، دارالأضواء، بيروت، 1405 ق، ج 1، وزيري، هشت)
 
البته نوع ديگري از غيبت براي حضرت بيان شده است که غيبت را به معناي ديدن اما نشناختن 
 
گرفته است. محمد بن عثمان دومين نايب امام مهدي(ع) مي‌گويد: امام مهدي(ع) هر سال در 
 
مراسم حج حاضر مي‌شود مردم را مي‌بيند و آنان را مي‌شناسد و مردم او را مي‌بينند ولي 
 
نمي‌شناسند.
 
(کمال الدين، محمد بن علي الصدوق، دارالحديث، قم، 1380 ش، ج1، وزيري، دو جلد)
 
امام زمان(ع) از آغاز زندگي پنهان مي‌زيست و پدر بزرگوارش او را فقط به عده اي از ياران 
 
خاص نشان داد. با شهادت امام يازدهم و فرا رسيدن امامت امام عصر عجل الله تعالی فرجه  
 
دوران غيبت صغري به مدت ٦٩سال آغاز مي‌شود. ويژگي اين دوره ارتباط امام با پيروانش به 
 
واسطة چهار نايب خاص بود. از سال ٣٢٩ق اين ارتباط نيز قطع شد و غيبت کبري آن حضرت 
 
آغاز شد و تاکنون ادامه دارد
 
اللهم عجّل لوليّك الفرج والعافية والنصر واجعلني من أعوانه و أنصاره آمين
 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : تاج بخشيان
تاریخ : پنج‌شنبه 07 شهریور 1392
درس(٤٢) امام شناسي /پيشينه ي غيبت

 

درس چهل ودوم  امام  شناسي
 
ای گل غايب !
 
هیچ دلی نیست كه نام مبارك تو را همچون گنجینه ای گران بها ، در خود ، جای نداده باشد.
 
 هر درختی، وقتی با نسیم زمزمه می كند ، دعای عهد را می خواند.
 
هر كوهی، از آن روی مستحكم و پابرجاست كه تو را مركز ثقل زمین و مایه ی دوام آسمان
 
می داند.
 
 هر دریایی، با ذكر نام و یاد تو، بی كرانه می شود.
 
دعای عهد یکی از دعاهای شیعیان دوازده‌امامی است. در مفاتیح‌الجنان نقل شده‌است:
 
«هر کس چهل صبح این دعا را را بخواند از یاران امام دوازدهم شیعیان خواهد بود و اگر پیش 
 
از ظهور بمیرد، خداوند او را از قبرش بیرون آورد (رجعت می‌کند) تا به خدمت وی درآید.»
 
زمان فضیلت خواندن دعای عهد پس از نماز صبح و قبل از طلوع آفتاب می باشد.
 
ادامه بحث امام شناسي :
 
@پيشينة غيبت
 
غيبت و پنهان زيستي پديده اي نيست که تنها در مورد امام مهدي(ع) اتفاق افتاده باشد بلکه 
 
تعدادي از پيامبران الهي بخشي از زندگي خود را پنهاني سپري کرده‌اند و اين غيبت آنان از 
 
مردم به خواست و خير انديشي خداوند بوده است. بنابراين پنهان زيستي از سنت و روش‌هاي 
 
خداوند نسبت به اولياي خود است و در زندگي برگزيدگاني چون ادريس، موسي، الياس، 
 
عيسي و خضر علیهم السلام واقع شده است،
 
امام صادق(ع) فرمود: براي قائم ما غيبتي خواهد بود که مدت آن طولاني مي‌شود.
 
 راوي مي‌پرسد:
 
دليل اين غيبت چيست؟
 
 امام فرمود:
 
خداوند مي‌خواهد سنت‌هاي پيامبران را در پنهان زيستي در مورد امام زمان عجل الله تعالی 
 
فرجه جاري کند.
 
(الغيبه شيخ، محمد بن حسن (شيخ طوسي)، معارف اسلامي، قم، 1417 ق، ج 2، وزيري، )
 
 
اللهم عجّل لوليّك الفرج والعافية والنصر واجعلني من أعوانه و أنصاره آمين
 


|
امتیاز مطلب : 323
|
تعداد امتیازدهندگان : 72
|
مجموع امتیاز : 72
نویسنده : تاج بخشيان
تاریخ : پنج‌شنبه 07 شهریور 1392
درس (٤١) امام شناسي / غيبت كبري

 

 
درس جهل ويكم امام شناسي
 
 
پروانه ي شمع رخ زيباي توام
 
دلباخته ي قامت رعناي  توام
 
آشفته ام از فراقت اي دلبر حسن
 
برگير حجاب من كه رسواي توام
 
امام معصوم فرمودند:
 
علي بن هاشم ، از پدرش از امام باقر عليه السلام نقل كرده كه فرمود:
 
ما ضر من مات منتظرا لامرنا ألا يموت في وسط فسطاط المهدي ، وعسكره:
 
كسي كه در انتظار امر ما ( ظهور ) بميرد زيان نمي برد ، هر چند در وسط خيمه
 
حضرت مهدي عليه السلام و در ميان سرباز خانه آن حضرت نميرد
 
 ( يعني مقام او همان قدر است كه در وسط خيمه حضرت بميرد).
 
منتخب الأثر : ص 498 ف 10 ب 2 ح 14 - عن الكافي
 
@توضيح مرحله دوم امامت امام عصر درقالب غيبت كبري:
 
با وفات آخرين نائب خاص امام دوازدهم در سال 329 هجري قمري، دوره غيبت طولاني كه
 
به «غيبت كبري» معروف است، آغاز شد و اين دوران همچنان ادامه دارد تا روزي كه به 
 
خواست خداوند ابرهاي غيبت، كنار رود و جهان از پرتو مستقيم خورشيد فروزان ولايت،
 
بهره مند گردد.
 
همانگونه كه گذشت در دوره غيبت صغري، شيعيان به وسيله نائبان خاص با امام خود رابطه 
 
داشتند و با تكاليف الهي خود آشنا مي‌شدند ولي در دوران غيبت كبري اين نوع ارتباط قطع 
 
گرديده و مردم مؤمن براي شناخت وظايف ديني خود تنها به نائبان عام آن حضرت كه همان 
 
عالمان ديني وارسته و مراجع بزرگ تقليد هستند مراجعه مي‌كنند و اين جريان، مسير روشني 
 
است كه امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) خود در نامه‌اي به يكي از چهره‌هاي مورد 
 
اعتماد شيعه، ترسيم فرمود. در فرازي از اين نامه كه توسّط دومين نائب خاص امام ابلاغ شد 
 
چنين آمده است:
 
«وَاَمَّا الْحَوادِثُ الْواقِعَةِ فَارْجِعُوا فيها اِلي رُواةِ حَديثِنا فَاِنَّهُم حُجَّتي عَلَيكُم وَأَنَا حُجَّةُ اللّهِ عَلَيهم... 
 
(كمال الدين، ج 2، باب 45، ح 3، ص 236 )
و اما در مورد رويدادهايي كه در آينده رخ خواهد داد و براي شناخت وظيفه الهي خود در 
 
شرايط گوناگون به راويان حديث ما =  فقها رجوع كنيد. زيرا آنها حجّت من بر شما هستند
 
 و من حجّت خدا بر آنان هستم...»
 
اين راهكار جديد براي پاسخ گويي به پرسشهاي ديني و مهم‌تر از آن شناخت وظيفه فردي و 
 
اجتماعي شيعيان در دوره غيبت كامل امام زمان(عجل الله تعالي فرجه الشريف) گوياي اين 
 
واقعيت است كه نظام مترقّي امامت و رهبري در فرهنگ شيعه، نظامي پويا و زنده است كه در 
 
شرايط مختلف، امر هدايت و رهبري مردم را به استوارترين روش، انجام داده است و در هيچ 
 
دوره‌اي پيروان مكتب را بدون يك سرچشمه هدايتگر رها نكرده است بلكه سررشته امور آنها را 
 
در زواياي مختلف زندگي فردي و جمعي به دست با كفايت عالمان دين شناس و پرهيزگار كه 
 
امانتدار دين و دنياي مردم هستند، سپرده است تا كشتي جامعه اسلامي را در درياي پر تلاطم 
 
و طوفاني جهان و سياست‌هاي سياست‌بازان استعمار از افتادن در گرداب حوادث حفظ كرده
 
و مرزهاي اعتقادي شيعيان را پاسداري كنند.
 
امام هادي(عليه السلام) در بيان نقش علماي ديني در زمان غيبت فرمود:
 
«اگر نبودند علمايي كه پس از غيبت امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) مردم را به 
 
سوي آن حضرت بخوانند و آنها را به سوي امامشان هدايت كنند و با حجت‌ها و دليل‌هاي 
 
محكم الهي از دين او كه دين خداست حمايت كنند و اگر نبودند آن عالمان هوشيار كه
 
بندگان خدا را از دام‌هاي شيطان و شيطان صفتان و از دشمني هاي دشمنان
 
اهل‌بيت(عليهم السلام) نجات مي‌دهند، هيچ كس نمي‌ماند مگر اينكه از دين خدا بيرون مي‌رفت!! 
 
ولي ايشان هستند كه سررشته دل‌ها و افكار و عقايد شيعيان را با استواري در دست دارند 
 
آنچنان كه كشتي بان، سكّان كِشتي را به دست مي‌گيرد. آن عالمان، برترين بندگان نزد خداوند 
 
متعال هستند.» ( احتجاج، ج 1، ح 11، ص 15.)
 
نكته‌اي كه قابل توجه است شرايط و خصوصياتي است كه رهبري جامعه بايد دارا باشد
 
. زيرا كه سپردن اختيار امور مردم در دين و دنيا به فرد يا افرادي كه عهده دار اين مسئوليت 
 
بزرگ مي‌شوند بايد همراه با دقت نظر و تشخيص صحيح و دقيق باشد. به همين جهت 
 
پيشوايان معصوم(عليهم السلام)، ويژگيهاي فوق العاده‌اي را براي مرجع ديني و بالاتر از آن، 
 
مقام ولايت امر مسلمين كه به «ولي فقيه» معروف است، بيان كرده‌اند.
 
امام صادق(عليه السلام) فرمود:
 
«از ميان فقها و عالمان دين آنكس كه در برابر هر گناهِ كوچك يا بزرگ خود نگهدار بوده
 
و نگهبان دين و آيين و اعتقادات خود و مردم باشد و با خواسته‌ها و تمايلاتِ شخصي خود 
 
مخالفت كرده و از دستورات مولا و امام عصر[ خود اطاعت كند، بر مردم است كه از او
 
پيروي كنند.وبعضي از فقهاي شيعه چنين هستند نه همه آنان.»( احتجاج، ج 2، ص 511)
 
برگرفته شده از سايت آزمون مجازي فرهنگيان
 
اللهم عجّل لوليّك الفرج والعافية والنصر واجعلني من أعوانه و أنصاره آمين


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : تاج بخشيان
تاریخ : پنج‌شنبه 07 شهریور 1392
درس (٤٠)امام شناسي / مراحل امامت امام عصر

 

درس  چهلم امام شناسي
 
 
فرض کنيد چراغي را براي روشنايي و گرما بخشي، نزد كودكي مي‌گذاريم،
 
 اما او از روي جهالت و ناداني به آن سنگ مي‌زند. ما هم براي اينكه بچه به چراغ آسيب نزند، 
 
آن را برمي‌داريم. برداشتن چراغ، دليل ترس و ناتواني ما در برابر كودك نيست؛ به عبارت 
 
ديگر، ما از قدرت او نمي‌ترسيم، بلكه از خطا و اشتباه او مي‌ترسيم.
 
امامان بزرگوار ما مانند چراغ‌هاي هدايتي هستند كه خداوند در مسير انسان‌ها نصب كرده 
 
است؛ اما در اثر اشتباه و خطاي گذشتگان، يازده تن از آنها به شهادت رسيدند و تنها يكي از 
 
آنان، يعني امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف باقي مانده است و خداوند براي جلوگيري 
 
از اشتباه ما كه به آن آسيبي نزنيم، آن حضرت را از ديدگان ما غايب ساخته است و تا 
 
هنگامي كه احتمال اين اشتباه باشد، غيبت آن حضرت همچنان ادامه پيدا مي‌كند و از ظهور
 
او هم خبري نيست كه نيست.
 
حجت الاسلام رنجبر
 
 
@@مراحل امامت امام عصر
 
 
@مرحله اول:
 
از سال ٢٦٠هجري تا ٣٢٩ به مدت ٦٩سال كه غيبت صغري ناميده مي شود .دراين مدت امام 
 
از طريق چهارنماينده ي خاص خود به نام نواب اربعه با مردم ارتباط داشتند .
 
نواب اربعه به ترتیب عبارتند از:
 
۱ – جناب ابو عمر و عثمان بن سعید عمرى (به فتح عین و سکون میم).
 
۲ – جناب ابو جعفر محمد بن سعید عمرى.
 
۳ – جناب ابوالقاسم حسین بن روح نوبختى.
 
۴ – جناب ابوالحسن على بن محمد سمرى (بفتح سین و میم)
 
@«ابو عمر و عثمان بن سعید» مورد اعتماد مردم و جلیل القدر و وکیل حضرت هادى وحضرت 
 
عسکرى بود (۳) و به امر امام علیه السلام متصدى کفن و دفن امام گردید (۴) وى در سامرا در 
 
محله عسکر سکونت داشت و به همین مناسبت‏به او نیز «عسکرى‏» گفته مى‏شد و براى آنکه 
 
ماموران دربارى پى به کارها و خدمات او نسبت‏به امام علیه السلام نبرند روغن فروشى مى‏کرد 
 
(۵) و زمانى که تماس با امام عسکرى (ع) براى شیعه مشکل بود اموال توسط او براى امام 
 
ارسال مى‏شد و جناب عثمان بن سعید اموال را در ظرفهاى روغن مى‏ریخت و نزد امام مى‏برد (۶)
 
«عثمان بن سعید» پیش از وفات به فرمان امام عصر (عج) فرزند خود «ابو جعفرمحمد بن
 
عثمان‏» را به جانشینى خود و نیابت امام معرفى کرد.
 
@«محمد بن عثمان‏» نیز همچون پدر از بزرگان شیعه و در تقوى و عدالت و بزرگوارى مورد 
 
اعتماد و احترام شیعیان بود و قبلا نیز حضرت عسکرى علیه السلام نسبت‏به او و پدرش اظهار 
 
اعتماد و اطمینان فرموده بود و مرحوم شیخ طوسى مى‏نویسد شیعه بر عدالت و تقوى و امانت 
 
او اتفاق داشتند (۷) 
 
پس از در گذشت نائب اول جناب «عثمان بن سعید» توقیعى (۸) از جانب امام زمان علیهالسلام 
 
در مورد وفات او و نیابت فرزندش «محمد» صادر شد.
 
«عبد الله بن جعفر حمیرى‏» مى‏گوید از محمد بن عثمان پرسیدم صاحب الامر را دیده‏اى؟
 
فرمود: آرى و آخرین ملاقاتم با او کنار بیت الله الحرام بود که مى‏گفت «اللهم انجز لى ما 
 
وعدتنى‏» (۹) و نیر او در در مستجار (۱۰) دیدم که مى‏گفت «اللهم انتقم بى اعدائى‏» (۱۱)
 
و نیز محمد بن عثمان مى‏فرمود: صاحب الامر (ع) هر سال در حج‏حاضر مى‏شود او مردم را 
 
مى‏بیند و مى‏شناسد و مردم او را مى‏بینند ولى نمى‏شناسند. (۱۲)
 
محمد بن عثمان براى خود قبرى ترتیب داده و آنرا با ساج (نوعى پارچه و لباس) پوشانده بود و 
 
روى آن آیاتى از قرآن کریم و اسامى ائمه اطهار را نوشته بود و هر روز داخل آن مى‏شد و یک 
 
جز از قرآن را قرائت مى‏کرد و بیرون مى‏آمد (۱۳)
 
این بزرگوار پیش از مرگ از روز وفات خود خبر داد و در همان روز در گذشت (۱۴) و پیش از 
 
رحلت گروهى از بزرگان شیعه نزد او آمدند و «ابوالقاسم حسین بن روح نوبختى‏» را به امر 
 
امام زمان علیه السلام براى سفارت و ارتباط با امام معرفى کرد و فرمود او قائم مقام من 
 
است ‏به او مراجعه کنید (۱۵)
 
جناب ابو جعفر محمد بن عثمان عمرى در سال ۳۰۵ هجرى قمرى رحلت کرد (۱۶) رحمه الله 
 
@حسین بن روح نوبختى
 
جناب ابوالقاسم حسین بن روح نوبختى نزد موافق و مخالف عظمت و بزرگى ویژه‏اى داشت و به 
 
عقل و بینش و تقوى و فضیلت مشهور بود و عموم فرقه‏هاى مختلف مذهبى به او توجه داشتند در 
 
زمان نائب دوم محمد بن عثمان عمرى و از جانب او متصدى پاره‏اى از امور بود در میان یاران 
 
ویژه محمد بن عثمان «جعفر بن احمد بن متیل قمى » بیش از دیگران با او خصوصى و مرتبط 
 
بود چنانکه حتى در اواخر زندگى محمد بن عثمان غذاى او در خانه جعفر بن احمد و پدرش تهیه 
 
مى‏شد و میان اصحاب نائب دوم احتمال جانشینى «جعفر بن احمد بن متیل) از دیگران بیشتر 
 
بود در آخرین ساعات زندگى و بهنگام احتضار محمد بن عثمان جعفر بن احمد بالاى سر او و 
 
حسین بن روح پایین پایش نشسته بودند (۱۷) محمد بن عثمان به جعفر بن احمد رو کرد و 
 
فرمود: مامور شده‏ام که امور را به ابوالقاسم حسین بن روح واگذار نمایم.
 
جعفر بن احمد از جا برخواست و دست‏حسین بن روح را گرفت و او را بالاى سر محمد بن 
 
عثمان نشاند و خود در پایین پاى او نشست. (۱۸)
 
@ابوالحسن سمرى
 
مؤلف کتاب «منتهى المقال‏» درباره نائب چهارم جناب ابوالحسن على بن محمد سمرى 
 
مى‏نویسد: «جلالت قدر او آنچنان زیاد است که نیازى به توصیف ندارد» (۱۹) .
 
آن بزرگوار به فرمان امام عصر ارواحنا فداه پس از حسين بن روح عهده دار نیابت امام (ع) و 
 
رسیدگى به امور شیعیان گردید.
 
مرحوم محدث قمى مى‏نویسد: ابوالحسن سمرى روزى به جمعى از مشایخ که نزد او بودند 
 
فرمود خداوند به شما در مصیبت على بن بابویه قمى اجر عنایت فرماید در این ساعت از دنیا 
 
رفت.
 
آنان ساعت و روز و ماه را یاد داشت کردند ۱۷ یا ۱۸ روز بعد خبر رسید که در همان ساعت 
 
على بن بابویه قمى در گذشته است (۲۰)
 
«على بن محمد سمرى‏» در سال ۳۲۹ هجرى در گذشت (۲۱) و پیش از وفاتش گروهى از 
 
شیعان نزد او گرد آمدند و پرسیدند پس از تو چه کسى جانشین تو خواهد بود؟
 
پاسخ داد: من مامور نشده‏ام در این مورد به کسى وصیت کنم (۲۲)
 
و نیز توقیعى را که از سوى امام غائب علیه السلام در این باره صادر شده بود به شیعیان نشان 
 
داد آنان از روى توقیع استنساخ کردند.
 
@دراين جا براي تبرك توقيع امام عصر به آخرين نايب ايشان را مياوريم:
 
 
اي علي بن محمد سمري! خداوند در سوک فقدان تو پاداشي بزرگ به برادرانت عطا کند.
 
تو تا شش روز ديگر از دنيا خواهي رفت. کارهايت را مرتب کن و هيچ کس را به جانشيني 
 
خويش مگمار. دوران غيبت کامل فرا رسيده است و من جز با اجازه خداوند متعال ظهور 
 
نخواهم کرد و ظهور من پس از گذشت مدتي طولاني و قساوت دلها و پر شدن زمين ازستم 
 
خواهد بود. افرادي نزد شيعيان من مدّعي مشاهده من (ارتباط با من به عنوان نايب خاص) 
 
خواهند شد. آگاه باشيد که هر کس پيش از خروج «سفياني» و «صيحه آسماني» چنين 
 
ادعايي بکند، دروغگو و افترا زننده است و هيچ حرکت و نيرويي جز به خداوند عظيم نيست..
 
@@مرحله دوم :
 
 از سال ٣٢٩ هجري تا كنون كه غيبت كبري نام دارد:
 
با در گذشت ابو الحسن سمري دوره جديدي در تاريخ شيعه آغاز گرديد که به دوران غيبت کبري 
 
معروف است.
 
 
۱) المهدى ص ۱۸۲٫
 
(۲) اعیان الشیعه، ج ۴ بخش سوم، ص ۲۱
 
(۳) منتهى المقال – المهدى ص ۱۸۱
 
(۴ و ۵) اعیان الشیعه، ج ۴ بخش سوم، ص ۱۶٫
 
(۶) بحار، ج ۵۱ ص ۳۴۴٫
 
(۷) بحار ج ۵۱ ص ۳۴۵ – ۳۴۶ غیبت‏شیخ طوسى، ص ۲۱۶ و ۲۱۹ الکنى والالقاب، ج ۳ ص ۲۳۰٫
 
(۸) «توقیع‏» یعنى حاشیه نویسى و اصطلاحا به دستورات و نامه‏هاى خلفا و پادشاهان نیز گفته مى‏شد و در کتب علماى شیعه به نامه‏ها و فرمانهایى که در زمان غیبت از طرف امام غائب به شیعیان رسیده «توقیعات‏» مى‏گویند.
 
(۹) بحار، ج ۵۱، ص ۳۵۱
 
(۱۰) مستجار محلى است نزدیک رکن یمانى و مقابل در کعبه و جائى است که گنهکاران به آنجا پناه مى‏برند.
 
(۱۱) بحار، ج ۵۱، ص ۳۵۱
 
(۱۲) بحار، ج ۵۱، ص ۳۵۱
 
(۱۳) الکنى و الالقاب چاپ نجف ج ۳ ص ۲۶۷ – ۲۶۸
 
(۱۴) الکنى و الالقاب ج ۳ ص ۲۶۸
 
(۱۵) بحار ج ۵۱، ص ۳۵۴ – ۳۵۵، غیبت‏شیخ طوسى، ص ۳۲۶ – ۳۲۷٫
 
(۱۶) بحار ج ۵۱، ص ۳۵۲
 
(۱۷) بحار ج ۵۱، ص ۳۵۳ – ۳۵۴
 
(۱۸) بحار ج ۵۱، ص ۳۵۴
 
(۱۹) منتهى المقال
 
(۲۰) الکنى و الالقاب، ج ۳ ص ۲۳۱ – بحار، ج ۵۱ و ص ۳۶۱٫
 
(۲۱) غیبت‏شیخ طوسى، ص ۲۴۲ – ۲۴۳٫
 
(۲۲) بحار ج ۵۱، ص ۳۶۰٫
 
برگرفته از سايت :گروه فرهنگی - آئین و اندیشه
 
اللهم عجّل لوليّك الفرج والعافية والنصر واجعلني من أعوانه و أنصاره آمين


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : تاج بخشيان
تاریخ : پنج‌شنبه 07 شهریور 1392
درس (٣٩) امام شناسي / كرامات ومعجزات امام عصر

 

درس سي و نهم امام شناسي
 
امام زمان (ع)فرمودند؛
 
هر وقت به بن‌بست رسیدی این دعا را بخوان :
 
ای خدایی که وقتی حلقه‌های بلا به هم گره می‌خورد و انسان را در فشار قرار می‌دهد ؛
در این زمان دری را به روی بندگان باز می‌کنی که فکر و  وهم بشر هم به آن جا نمی رسید.
خدایا صلوات خود را بر محمد و آل محمد نازل فرما و مرا که در بن بست گیر کرده ام،
تو خودت راهی برایم باز کن که به عقل من نمی رسد.
 
@ معجزات و كرامات
 
يكي از فرازهاي خواندني زندگي امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) در سال‌هاي 
 
نخستين تولد و پيش از دوران غيبت، معجزه‌ها و كرامت هايي است كه به وسيله آن حضرت، 
 
انجام گرفته است و معمولا اين بخش از حيات آن آيت بزرگ الهي، مورد غفلت واقع شده است.
 
ما تنها يك نمونه از آن‌ها را مي‌آوريم:
 
ابراهيم بن احمد نيشابوري گويد:
 
زماني كه عمروبن عوف، ]كه فرمانروايي ستمگر بود و به كشتن شيعيان، علاقه فراوان داشت. 
 
قصد كشتن مرا كرد به شدت بيمناك شدم و وحشت همه وجودم را فرا گرفت. پس با خاندان
و 
دوستان خود خداحافظي كرده و رو به جانب خانه امام حسن عسكري(عليه السلام) كردم تا
 
با ايشان نيز وداع كنم و در نظر داشتم كه پس از آن بگريزم. چون به خانه امام وارد شدم،
 
 در كنار امام حسن عسكري(عليه السلام) پسري ديدم كه رويش مانند شب چهاردهم 
 
مي‌درخشيد به گونه‌اي كه از نور سيماي او حيران گشتم و نزديك بود آنچه را در خاطر
 
داشتم يعني ترس از كشته شدن و تصميم به فرار فراموش كنم.
 
در اين هنگام آن كودك به من گفت: «اي ابراهيم، نيازي به گريختن نيست! به زودي خداي 
 
متعال، شرّ او را از تو دور خواهد كرد!»
 
حيرتم بيشتر شد، به امام عسكري(عليه السلام) گفتم:
 
فداي شما شوم! اين پسر كيست كه از درون من خبر مي‌دهد؟!
 
امام عسكري(عليه السلام) فرمود: او فرزند من و جانشين پس از من است...‌.
 
ابراهيم گويد: بيرون آمدم در حالي كه به لطف خداوند اميدوار بودم و به آنچه از امام دوازدهم، 
 
شنيده بودم، اعتماد داشتم. چندي بعد، عمويم مرا به كشته شدن عمرو بن عوف، بشارت داد. 
 
اللهم عجّل لوليّك الفرج والعافية والنصر واجعلني من أعوانه و أنصاره آمين
 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : تاج بخشيان
تاریخ : پنج‌شنبه 07 شهریور 1392
درس(٣٨)امام شناسی/نمازبرپدر

 

درس سي وهشتم 
 
@شرح ماجرا ي نماز بر امام عسگري :
 
حضرت امام هادى علیه السلام داراى ٥فرزند بنامهاى امام حسن علیه السلام ، حسین ، محمد، 
 
 
جعفر، و علی بود.
 
 در میان این فرزندان ، جعفر، بسیار ناخلف بود که لقب کذاب (دروغگو) را گرفت ، امام هادى 
 
علیه السلام درباره او فرمود:
 
از فرزندم جعفر دورى کنید، نسبت او به من همچون نسبت کنعان به نوح علیه السلام است ، 
 
امام عسکرى علیه السلام فرمود:
 
 مثل من و جعفر مانند هابیل و قابیل دو فرزند آدم علیه السلام است ، اگر کشتن من براى جعفر 
 
ممکن بود، مرا مى کشت ، ولى خداوند جلو او را گرفت .
 
جعفر از افرادى بود که ادعاى امامت داشت و پس از رحلت پدر مى گفت امام مردم من هستم
 
نه برادرم ، امام عسکرى علیه السلام ، حتى پس از رحلت پدر نزد خلیفه وقت رفت و گفت : 
 
بیست هزار اشرفى براى تو مى فرستم و از شما خواهش دارم که فرمان دهى تا بر مسند 
 
امامت بنشینم و این مقام از برادرم سلب گردد.
 
خلیفه در جواب گفت :
 
عجب آدم احمق هستى اگر امامت در دست ما مى بود آن را براى خود قرار مى دادیم اگر امام 
 
شناسان و شیعیان آنچه از برادرت و پدرت از معجزات و... دیدند از تو ببینند تو را امام خود 
 
مى دانند، دیگر نیازى به کمک ما ندارى و گرنه هرگز به تو ایمان نخواهند آورد.
 
کارشکنى هاى او در عصر امامت برادرش امام عسکرى علیه السلام بجائى نرسید ولى پس از 
 
شهادت برادرش دوباره شروع به ادعا کرد و اعلام داشت که امام بعد از برادرم من هستم .
 
امام عسکرى علیه السلام براى اینکه امر بر مردم اشتباه نشود و امامت امام مهدى (عج ) را از 
 
کارشکنى هاى جعفر، حفظ کند، در آخرین لحظات عمر، یکى از اصحاب بنام (ابوالادیان ) را به 
 
حضور طلبید و به او فرمود:
 
((چند نامه هست اینها را به مدائن مى برى و به فلان و فلان کس مى رسانى و جواب نامه ها را 
 
مى گیرى ، روز پانزدهم به سامراه مى آئى ، صداى گریه از خانه من خواهى شنید مطلع مى 
 
شوى که من از دنیا رفته ام .))
 
ابوالادیان : فدایت شوم ، معلوم است که سخن شما راست و درست است ، و همین طور که
 
مى فرمائى خواهد شد ولى سؤ الى دارم و آن اینکه پس از شما امام کیست ؟
 
امام عسکرى علیه السلام : ((امام کسى است که جواب نامه ها را از تو مطالبه کند.))
 
ابوالادیان : علامت دیگر امام پس از شما چیست ؟
 
امام عسکرى علیه السلام : ((امام کسى است که بر جنازه من نماز بخواند.))
 
ابوالادیان مى گوید: علامت دیگر چیست ؟
 
امام عسکرى علیه السلام فرمود: امام کسى است که از میان همیانهاى طلا خبر دهد.))
 
ابوالادیان مى گوید: ابهت امام عسکرى علیه السلام مرا گرفت ، دیگر نپرسیدم که منظور چه 
 
همیانى است برخاستم خداحافظى کردم نامه را گرفتم بسوى مدائن رهسپار شدم ، نامه ها را 
 
به صاحبانشان دادم جواب نامه ها را گرفت و به سامره برگشتم همین که وارد خانه امام حسن 
 
علیه السلام شدم صداى گریه شنیدم فهمیدم که امام عسکرى علیه السلام دار دنیا را وداع کرده 
 
است ولى دیدم گروهى دور جعفر کذاب را گرفته اند و به او به عنوان امام تهنیت مى گویند و 
 
بعضى به او تسلیت مى گفتند.
 
در این میان کسى آمد و به جعفر گفت : جنازه برادرت را غسل داده اند، بفرمائید بر جنازه نماز 
 
بخوانید دیدم جعفر برخاست و همراه گروهى براى انجام نماز رهسپار شد، با خود گفتم:
 
عجبا! اگر امام مردم ، بى دین بشود، معلوم مى شود که همواره دین از اول سست بوده است ، 
 
چون من جعفر کذاب را مى شناختم که همواره با ساز آواز و شرابخوارى سر و کار داشت ، 
 
من هم دنبال جعفر براه افتادم تا ببینم جريان به کجا منتهى مى شود.
 
کنار جنازه امام عسکرى علیه السلام رسیدیم جعفر پیش ایستاده و همراهان پشت سرش
 
، گفتم دیگر کار از کار گذشت ، ناگهان پرده سفیدى که در حجره آویزان بود بلند شد، دیدم 
 
کودکى نورانى پیدا شد، رداى جعفر را گرفت و فرمود: اى عمو! پس برو، من سزاوارترم که بر 
 
جنازه پدرم نماز بخوانم ، جعفر مانند نقش بر دیوار هیچ نتوانست بگوید و کنار رفت .
 
آن کودک مشغول نماز شد و پس از نماز همین که خواست برود به من رسید و فرمود:
 
جواب نامه ها را به من بده ، نامه ها را به او دادم ، رفت به حجره ، با خود گفتم حمد و سپاس 
 
خدا را که دو علامت از علاماتى که امام عسکرى علیه السلام به من فرموده بود ظاهر شد، نزد 
 
جعفر آمدم و گفتم این طفل که بود؟
 
گفت : من اصلا چنین کودکى را ندیده ام و نمى شناسم .
 
@مسافران قمى و جعفر کذاب : 
 
روز بعد دیدم گروهى از اهل قم آمده بودند به زیارت امام عسکرى علیه السلام نائل شوند،
 
 مطلع شدند که حضرت از دنیا رفته است ، پرسیدند: امروز امام و حجت خدا کیست ؟
 
گروهى جعفر کذاب را نشان دادند، اهل قم نزد جعفر آمده و سلام کردند و گفتند:
 
پول زیادى که مخصوص امام علیه السلام است براى شما آورده ایم ، دستور داد پولهارابگيرند.
 
گفتند:
 
 ما هر وقت خدمت امام عسکرى علیه السلام مى رسیدیم و پولى نقد مى آوردیم نام صاحبان 
 
پول را حضرت مى بردند و حدود مبلغ را از درهم و دینار مى فرمود، شما هم اگر امام هستید 
 
و جانشین برادر خود مى باشید مبلغ و عدد و اسم صاحبان پول را بگوئید.
 
جعفر گفت : مردم از من علم غیب مى خواهند، مگر برادرم علم غیب داشت ؟
 
اهل قم گفتند: در چنین صورت ما پول را نخواهیم داد.
 
@دستور دستگیرى امام زمان علیه السلام 
 
جعفر دید با این وضع به هدف شوم خود نمى رسد، نزد معتمد عباسى خلیفه وقت رفت و 
 
گزارش داد که برادرم امام عسکرى علیه السلام پسرى دارد و او بر جنازه پدرش نماز خواند 
 
(امام عسکرى علیه السلام براى حفظ فرزندش حضرت حجت (عج ) از دشمنان ، تولد او را به 
 
کسى نفرموده بود.) خلیفه ، ضد ماءمور به فرماندهى شخصى بنام ((رشیق )) به خانه امام 
 
عسکرى علیه السلام فرستاد و به او دستور اکید داد که برو به خانه امام عسکرى علیه السلام 
 
همه حجره ها را جستجو کن ، بى آنکه اجازه بگیرى وارد خانه شو.
 
رشیق با ماءمورین به خانه امام عسکرى علیه السلام آمدند و همه حجره ها را گشتند تا به آن 
 
حجره که در آن پرده سفید آویزان بود رسیدند، پرده را بلند کردند دریائى آنجا دیدند که در 
 
وسط آن ، کودکى سجاده انداخته و نماز مى خواند، رشیق بیکى از ماءمورانش دستور داد که 
 
برو، و آن کودک را بگیر. آن ماءمور تا به سراغ کودک آمد در میان آب غرق شد.
 
رشیق به دیگرى دستور داد، دیگرى وقتى خواست به طرف کودک رود در آب غرق شده با فریاد 
 
بلند تقاضاى کمک کرد، او را نجات دادند، حضرت با کمال وقار نماز را تمام کرد و سپس در 
 
پیش روى ماءموران از حجره بیرون آمد. ماءموران گویا چوب خشکى شده بودند. اصلا 
 
نتوانستند کوچکترین آسیبى به کودک که حضرت حجت (عج ) بود برسانند.
 
همین موقع بود که حضرت مهدى علیه السلام غایب شد و غیبت صغرى به وقوع پیوست .
 
 
اللهم عجّل لوليّك الفرج والعافية النصر واجعلني من أعوانه وانصاره آمين
 
 
 
 
 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : تاج بخشيان
تاریخ : پنج‌شنبه 07 شهریور 1392
اللهم نشکو

اللهم انا نشــــــــکو الیک، فقد نبینا، صلواتک علیه و اله 
و غیبــة ولینا 
و کثرة عدونا 
و قلـة عددنا 
و شدة الفتن بنا 
و تظاهر الزمان علینا..
. بــارالها!
ما به درگاه تو شکایت می کنیم، 
از فقدان پیغمبرت 
و از غیبت امام ما 
و بسیاری دشمن ما 
و کمی عدد ما
و فتنه های سخت بر ما
و غلبه محیط روزگار بر ما..

 



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : تاج بخشيان
تاریخ : پنج‌شنبه 07 شهریور 1392
امام شناسي (٣٧) نذر نرجس خاتون

 

 درس  سي وهفتم امام شناسي
 
انتظار...!
 
صدای زمزمه های حضور رادر میان بغض های هر شبم می شنوم.
 
ولی تمام جعه های خوب من تهی زآمدنت.
 
غروب شد،سحر برفت،سکوت آمد و برفت ونم نم سپید اشک روی گونه ام روان،
 
آمد وبرفت تو باز هم نیامدی .
 
خسته ام!
 
ز بهر سالهای بی امان سالهای سبز انتظار وخسته از ستم،از گناه های شیعیان وباز هم...
 
وجمعه جمعه ندبه ام وندبه ندبه اشک وآه وباز هم ...وبازهم...وباز هم نیامدی.
 
بیا وبا دوباره بودنت تمام کاش های کاش من تمام کن بیا وباز هم بپاش رنگ عشق 
 
رنگ آبی حقیقتی را به روی ای کاش های کاش من. دلم بسی گرفته است...بهر سالهای باتو
 
 بودن ونبودنت،
 
از تو خواندن وندیدنت،از تو گفتن و... .
 
خواندنی ترین سروده ی من تا ابد به یاد ماندنی. سخت ومبهمی انتهای انتها.
 
در جواب وحل تو وامانده ام.هر کجا می روم هرچه می روم باز هم حضور می باید و ظهور.
 
بوی عطر سبز پیرهنت عطر خوب آمدنت حسرت دلهای بی قرارمان شده است.
 
امید روح خفته ام بیا و روشنی بده به قلب های بی قرار. به بغض های بی امان 
 
به انتظارو انتظار وانتظار
 
@نذر نرجس خاتون :
 
مرحوم‌ آيت‌الله حاج‌ شيخ‌ عبدالکريم‌ حائري‌ يزدي‌ مي‌فرمايد:
 
 
آنگاه‌ که‌ در سامرا بوديم‌، بيماري‌ وبا و طاعون‌ شيوع‌ پيدا کرده‌ و هر روز عده‌اي‌ مبتلا شده‌ و مي‌مردند.
روزي‌ گروهي‌ از اهل‌ علم‌ در منـزل‌ مـرحوم‌ سيد محمد فشارکي‌(ره‌) بودند که‌ ميـرزا محمد تقي‌ شيـرازي‌
به‌ مجلس‌ آنها وارد شدند.
 
ايشان‌ در مقام‌ علمي‌، هم‌سطح‌ با مـرحوم‌ فشارکي‌ بودند. در آنجا صحبت‌ از وبا و طاعون‌ و خطرات‌ آنها شد
ميــرزاي‌ شيــرازي‌ فــرمود: اگــر من‌ حکمي‌ کنم‌ آيا انجام‌ مي‌شود؟ همه‌ گفتند: بلي‌.
 
فـرمود: من‌ حکم‌ مي‌کنم‌ که‌ شيعيان‌ سامــرا از امــروز به‌ مدت‌ 10 روز زيارت‌ عاشورا بخوانند و
ثواب‌ آن‌ را هديه‌ به‌ روح‌ شريف‌ نــرجس‌خاتون‌، والده‌ ماجده‌ حضــرت‌ حج(ع‌)، نمايند و ايشان‌ را
نــزد فــرزندش‌ شفيع‌ نمايند که‌ ايشان‌ شفاعت‌ امتش‌ را نزد خدا بکند، من‌ ضامن‌ مي‌شوم‌
که‌ هر کس‌ چنين‌ کند مبتلا به‌ وبا و طاعون‌ نشود
 
 آيت‌الله حائري‌ يزدي‌ فرمود:
شيعيان‌ مقيم‌ سامرا اطاعت‌ کرده‌ و زيارت‌ عاشورا را خوانده‌ و هديه‌ به‌ نرجس‌خاتون‌ کردند.
پس‌ از آن‌ تلف‌ شدن‌ شيعيان‌ متوقف‌ شد و همه‌ روزه‌ عده‌اي‌ از عامه‌ مي‌مردند
واين‌ مطلب‌ به‌ قدري‌ واضح‌ بود که‌ آنان‌ از خجالت‌، مردگان‌ خود را شبها دفن‌ مي‌کردند

اللهم عجّل لوليّك الفرج والعافية النصر واجعلني من أعوانه وانصاره آمين

 



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : تاج بخشيان
تاریخ : پنج‌شنبه 07 شهریور 1392
امام شناسي (٣٦) نحوه تولد امام عصر

 

درس  سي و ششم امام شناسي
 
ناله فيض در فراق ولي عصر
 
گفتم فراق تا کی؟
 
گفتا که تا تو هستی
 
گفتم که روی خوبت، از من چرا نهان است؟
 
گفتا تو خود حجابی ورنه رخم عيان است.
 
گفتم که از که پرسم جانا نشان کويت؟
 
گفتا نشان چه پرسی؟
 
آن کوی بی نشان است!
 
گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
 
گفتا که در ره ما غم نيز شادمان است!
 
گفتم که سوخت جانم در آتش نهانم
 
گفت آنکه سوخت او را کی ناله و فغان است؟
 
گفتم فراق تا کی؟
 
گفتا که تا تو هستی
 
گفتم نفس همين است؟
 
گفتا سخن همان است
 
گفتم که حاجتی است
 
گفتا بخواه از ما
 
گفتم غمم بيفزا
 
گفتا که رايگان است
 
گفتم ز فيض بپذير اين نيم جان که دارد
 
گفتا نگاه دارش غمخانه‌ ی تو جان است
 
 
@تاريخ و نحوه تولد امام عصر:
 
امام عصر عليه السلام در سپيده دم جمعه نيمه شعبان سال ٢٥٥ه.ق در سامرا ديده به جهان
 
گشودند.
 
تولد آن حضرت را جز عده اى خاص نمى دانستند و براى نوع مردم مخفى بود، تا مبادا مورد 
 
گزند طاغوتیان غاصب و ستمگر زمان قرار گیرد.
 
حکیمه خاتون مي گوید: روز پنجشنبه نیمه شعبان به منزل برادرم رفتم ، هنگام مراجعت ، امام 
 
عسکرى علیه السلام فرمود: امشب را نزد ما باش ، امشب فرزندى که خداوند زمین را به علم و
 
 ایمان و هدایت او زنده گرداند متولد مى شود.
 
بالاخره ماندم صبح صادق حالت اضطراب در نرجس خاتون علیهاالسلام پدید آمد، او را در 
 
برگرفتم ، امام علیه السلام فرمود:
 
سوره قدر را بر او بخوان ، مشغول خواندن سوره قدر شدم شنیدم آن کودک در رحم مادر در 
 
خواندن سوره با من همراهى مى کند در این موقع پرده اى بین من و آنها افکنده شد، دیگر 
 
نرجس را نمى دیدم ، از آنجا سراسیمه دور شدم امام عسکرى علیه السلام فرمود:
 
برگرد، برگشتم در نرجس علیهاالسلام نورى مشاهده کردم که دیده ام را خیره کرد و امام زمان
 
 علیه السلام را دیدم رو به قبله به سجده افتاده سپس دستش را بلند کرد و مى گفت :
 
 گواهى مى دهم به یکتائى خدا و اینکه جدم ، رسول خدا صلى اللّه علیه و آله است ، و پدرم 
 
امیرمؤ منان علیه السلام ، وصى رسول خدا است ، بعد یک یک امامان را شمرده تا به خود 
 
رسید.
 
او را به نزد پدرم بردم ، تا او را دید به دست گرفت و پس از خواندن آیاتى از قرآن و انجیل و 
 
تورات و زبور این آیه را تلاوت فرمود:
 
(( و نرید ان نمن على الذین استضعفوا فى الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین و نمکن لهم 
 
فى الارض و نرى فرعون و هامان و جنود هما منهم ما کانوا یحذرون ؛))
 
((اراده ما بر این قرار گرفته است که به مستضعفین ، نعمت بخشیم و آنها را پیشوایان و 
 
وارثین روى زمین قرار دهیم ، حکومتشان را پا بر جا سازیم و به فرعون و هامان و لشکریان 
 
آنها آنچه را بیم داشتند از این گروه نشان دهیم ))
 
نمونه کامل و گسترده مفهوم آیه مذکور، ظهور حکومت حق و عدالت در تمام کره زمین
 
بوسیله امام قائم (عج ) است .
 
امام عصر تاسال ٢٦٠ دركنار پدربزرگوارشان زندگي كردند پدر ايشان امام عسگري وظيفه
 
داشتند ضمن حفاظت جان ايشان از خطر خلفاي بني عباس  ،اثبات امامت ايشان بود .در
 
سن ٥سالگي حضرت حجت به امامت مي رسند و وقتي جعفر معروف به جعفر كذاب ادعاي 
 
مهد ويت كرد و قصد نمازگزاردن برجنازه امام عسگري را نمود امام عصر خود را مهدي 
 
معرفي نمود ند و نماز رابرعهده گرفتند.
 
اللهم عجّل لوليّك الفرج والعافية والنصر واجعلني من أعوانه وانصاره آمين
 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : تاج بخشيان
تاریخ : پنج‌شنبه 07 شهریور 1392
سلام برنایب عام تو ای مولا



|
امتیاز مطلب : 40
|
تعداد امتیازدهندگان : 12
|
مجموع امتیاز : 12
نویسنده : تاج بخشيان
تاریخ : دوشنبه 04 شهریور 1392


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران