درس (٦٢) امام شناسي / انتظار از ديدگاه رهبري قسمت سوم

 

درس  شصت ودوم امام شناسي
 
 
شيعيان چرا ما را نمي خواهند؟!
 
مرحوم حاج محمد علي فشندي تهراني (ره) مي گويد :
 
که در مسجد جمکران سيدي نوراني را ديدم، با خود گفتم :
 
اين سيد در اين هواي گرم تابستاني از راه رسيده و تشنه است ظرف آبي به دست او دادم
 
تا بنوشد و گفتم :
 
آقا! شما از خدا بخواهيد تا فرج امام زمان (ع) نزديک گردد. حضرت فرمودند:
 
«شيعيان ما به اندازه آب خوردني ما را نمي خواهند. اگر بخواهند و دعا کنند فرج ما
 
مي رسد.»
 
@ تبيين گفتمان انتظار ومهدويت در كلام رهبر (٣)
 
@همه‏ي اديان و مذاهب، عقيده دارند
 
همه‏ي اديان و مذاهب، عقيده دارند كه يك منجي و يك دست مقتدر الهي، در مقطعي از تاريخ 
 
خواهد آمد و در نجات بشر از ظلم و جور، معجزه‏گري خواهد كرد. فرقي كه ما شيعيان با 
 
ديگران و بقيه‏ي فِرَق اسلامي و غير اسلامي داريم، اين است كه ما اين شخص عظيم و عزيز را 
 
مي‏شناسيم؛ اسمش را مي‏دانيم، تاريخ ولادتش را مي‏دانيم، پدر و مادر و آباء و اجداد عزيزش 
 
را مي‏شناسيم و قضايايش را مي‏دانيم؛ ولي ديگران اين‏ها را نمي‏دانند. آن‏ها عقيده پيدا 
 
نكردند يا باخبر نشدند و نمي‏دانند؛ ولي ما مي‏دانيم. تفاوت اينجاست. به همين دليل است كه 
 
توسّلات شيعه، زنده‏تر و پرشورتر و بامعناتر و باجهت‏تر است .
 
بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامي در جمع اقشار مختلف مردم در روز ميلاد پربركت
 
 حضرت ولي عصر(عج) 17/10/1374
 
@اعتقاد به مهدي موعود، دل ها را سرشار از نور اميد مي‏كند
 
اعتقاد به مهدي موعود، دلها را سرشار از نور اميد مي‏كند. براي ما كه معتقد به آينده‏ي حتمي 
 
ظهور مهدي موعود عليه‏السّلام هستيم، اين يأسي كه گريبان‏گير بسياري از نخبگان دنياست، 
 
بي‏معناست. ما مي‏گوييم نخير، مي‏شود نقشه‏ي سياسي دنيا را عوض كرد؛ مي‏شود با ظلم و 
 
مراكز قدرت ظالمانه درگير شد و در آينده نه فقط اين معنا امكان‏پذير است، بلكه حتمي است. 
 
وقتي ملتي معتقد است نقشه‏ي ظالمانه و شيطانيِ امروز در كلّ عالم قابل تغيير است، آن ملت 
 
شجاعت مي‏يابد و احساس مي‏كند دست تقدير، تسلّط ستمگران را براي هميشه به طور مسلّم 
 
ننوشته است. 
 
بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار اقشار مختلف مردم به مناسبت نيمه شعبان در 
 
مصلّاي تهران ‏30/7/1381
 
 
@انتظار حيات بخش است
 
چند خصوصيت در عقيده‏ي مهدويّت هست كه اين خصوصيات براي هر ملتي، به‏منزله‏ي خون در 
 
كالبد و در حكم روح در جسم است. يكي ازاين خصوصيات اميد است. 
 
امروز استكبار جهاني مايل است كه ملتهاي مسلمان و از جمله ملت عزيز ايران، دچار روح 
 
نااميدي شوند و بگويند:
 
ديگر نمي‏شود كاري كرد؛ ديگر فايده‏اي ندارد! مي‏خواهند اين را به زور در مردم تزريق كنند. 
 
اعتقاد به مهدويّت و به وجود مقدّس مهدي موعود أرواحنا فداه، اميد را در دلها زنده مي‏كند. 
 
هيچ‏وقت انساني كه معتقد به اين اصل است، نااميد نمي‏شود. چرا؟ چون مي‏داند يك پايان 
 
روشنِ حتمي وجود دارد؛ بروبرگرد ندارد. سعي مي‏كند كه خودش را به آن برساند.
 
بيانات مقام معظم رهبري در ديدار اقشار مختلف مردم به مناسبت ميلاد حضرت مهدي (عج) 
 
 
اللهم عجّل لوليك الفرج والعافية والنصر واجعلني من أعوانه وانصاره آمين
 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : تاج بخشيان
تاریخ : جمعه 08 شهریور 1392
درس (٦١) امام شناسي / انتظار از ديدگاه مقام رهبري قسمت دوم

 

 
درس  شصت ويكم امام شناسي
 
 
دل بی تو تمنا نکند کوی منا را
 
زیرا که صفايي نبود بی تو صفارا
 
ای دوست مرانم زدر خویش
 
کز پیش مرانند شهان خیل گدارا
 
باز آی که تا فرش کنم دیده به راهت
 
حیف است که بر خاک نهی آن کف پار
 
 دراين مقال براي تبرك وحظ بيشتر معنوي به نقل داستان زيباي ملاقات علامه حلي با
 
امام عصر مي پردازيم:
 
جمال الدّين حسن بن يوسف بن مطّهر حلّى(رحمه الله) معروف به «علاّمه حلّى» از علماى 
 
برجسته قرن هشتم هجرى است كه در سال 726 هــق از دنيا رفت و در نجف اشرف به خاك 
 
سپرده شد،
 
 اين مرجع تقليد عاليقدر، سلطان محمّد خدابنده پادشان مغول را شيعه كرد و در اين مسير 
 
خدمت بسيار بزرگى به مذهب جعفرى نمود. او در تمام علوم اسلامى، استاد ماهرى بود و 
 
تأليفات او را بيش از 500 جلد كتاب تخمين زده اند.
 
اينك توجه كنيد كه اين مرد دينى چگونه مورد عنايت امام عصر(عج) قرار مى گيرد:
 
او در حلّه يكى از شهرهاى عراق سكونت داشت، هر شب جمعه از حلّه با وسائل آن زمان به 
 
كربلا مى رفت. (با اينكه بين اين دو شهر بيش از 10 فرسخ است) با اين كيفيت كه پنجشنبه 
 
سوار بر الاغ خود به راه مى افتاد و شب جمعه در حرم مطهّر امام حسين(عليه السلام) مى ماند 
 
و بعد ازظهر روز جمعه به «حلّه» مراجعت مى كرد.
 
در يكى از روزها كه به طرف كربلا رهسپار بود، در راه شخصى به او رسيد و همراه علاّمه با 
 
هم به كربلا مى رفتند علاّمه با رفيق تازه اش شروع به صحبت كرد و مسائلى را بيان نمود از 
 
آنجا كه به فرموده امام على(عليه السلام):
 
شخصيت مرد در زير زبانش نهفته است.»
 
علاّمه درك كرد كه با مردى بزرگ و عالمى سترگ، هم صحبت شده است،
 
 هر مسئله مشكلى مى پرسيد، رفيق راهش جواب مى داد به طورى كه علاّمه كه خود را يگانه 
 
دهر مى دانست، از علم رفيق راهش متحيّر ماند گرم صحبت بودند تا آنكه در مسئله اى، آن 
 
شخص بر خلاف فتواى علاّمه فتوا داد علاّمه گفت:
 
 اين فتواى شما بر خلاف اصل و قاعده است دليل هم كه اين قاعده را از بين ببرد نداريم.
 
آن شخص گفت:
 
«چرا دليل موثّقى داريم كه شيخ طوسى(رحمه الله) در كتاب تهذيب در وسط فلان صفحه،
 
 آن را نقل كرده است.»
 
علاّمه گفت: چنين حديثى را در كتاب تهذيب نديده ام.
 
آن شخص گفت:
 
«كتاب تهذيبى كه پيش تو هست در فلان صفحه و سطر اين حديث مذكور است!!»
 
علاّمه در دنيايى از حيرت فرو رفت از اين رو كه اين شخص ناشناس به تمام علائم و 
 
خصوصيّات نسخه منحصر به فرد كتاب تهذيب آگاهى داشت.
 
علاّمه درك كرد كه در برابر استادِ علاّمه ها قرار گرفته، لذا شروع كرد به ذكر مسائل مشكله اى 
 
كه براى خودش حل نشده بود، در اين موقع تازيانه اى را كه در دست داشت به زمين افتاد،
 
در همين حين اين مسئله را از آن شخص پرسيد كه آيا در زمان غيبت كبرى، امكان ملاقات با 
 
امام زمان(عليه السلام) هست؟
 
آن شخص تازيانه را برداشته بود و به علاّمه مى داد و دستش به دست علاّمه رسيد فرمود:
 
«چگونه نمى توان امام زمان را ديد در صورتى كه اينك دست او در دست توست.»
 
علاّمه چون متوجه شد، خود را به دست و پاى امام زمان(عليه السلام)انداخت و آنچنان محو 
 
عشق آن حضرت شد كه مدتى چيزى نفهميد، پس از آنكه به حال خود آمد كسى را نديد، به 
 
خانه مراجعت كرد و فورى كتاب تهذيب خود را باز نمود و ديد آن حديث با همان علائم از صفحه 
 
و سطر، تطبيق مى كند، در حاشيه اين كتاب در همان صفحه نوشت:
 
 اين حديثى است كه مولايم امام زمان(عليه السلام) مرا به آن خبر داده است.
 
@ تبيين گفتمان انتظار ومهدويت در كلام رهبر (٢)
 
 
@انتظار ظهور وليّ‏عصر بخش عظيم اعتقادي ماست
 
مردم ما وليّ‏اللّه اعظم و جانشين خدا در زمين و بقيه‏ي اهل بيت پيامبر را با نام و خصوصيات 
 
مي‏شناسند؛ از لحاظ عاطفي و فكري با او ارتباط برقرار مي‏كنند؛ به او مي‏گويند؛ به او شكوه 
 
مي‏برند؛ از او مي‏خواهند و آن دوران آرماني دوران حاكميت ارزشهاي والاي الهي بر زندگي 
 
بشر را انتظار مي‏برند؛ اين انتظار داراي ارزش زيادي است.
 
 اين انتظار به معناي آن است كه وجود ظلم و ستم در عالم، چشمه‏ي اميد را از دل هاي 
 
منتظران نمي‏زدايد و خاموش نمي‏كند. 
 
(بيانات در جمع علما و مدرّسان و فضلاي حوزه‏ي علميه‏ي قم، در خجسته سالروز ميلاد
 
حضرت مهدي(عج)30/11/1370)
 
 
@دوراني خواهد رسيد كه قدرت قاهره ي حق، همه ي قله هاي فساد و ظلم را از بين خواهد برد
 
و چشم انداز زندگي بشر را با نور عدالت منور خواهد كرد؛ معناي انتظار دوران امام زمان
 
اين است.
 
بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار با مردم قم 30/11/1370
 
اللهم عجّل لوليك الفرج والعافية والنصر واجعلني من أعوانه وانصاره آمين
 
 


|
امتیاز مطلب : 13
|
تعداد امتیازدهندگان : 6
|
مجموع امتیاز : 6
نویسنده : تاج بخشيان
تاریخ : جمعه 08 شهریور 1392
درس (٦٠) امام شناسي / انتظار از ديدگاه مقام رهبري قسمت اول

درس شصتم امام شناسي

 
سروده ای از مقام معظم رهبری، آیت الله خامنه ای 
 
دلم قرار نمي گيرد از فغان بي تو 
سپندوار ز كف داده ام عنان بي تو 
 
                                     ز تلخ كامي دوران نشد دلم فارغ 
                                     ز جام عشق لبي تر نكرد جان بي تو 
 
چو آسمان مه آلوده ام ز تنگ دلي 
پر است سينه ام ز اندوه گران بي تو 
 
                                      نسيم صبح نمي آورد ترانه شوق 
                                      سربهار ندارند بلبلان بي تو 
 
لب از حكايت شبهاي تار مي بندم 
اگر امان دهدم چشم خون فشان بي تو 
 
                                    چو شمع كشته ندارم شراره اي به زبان 
                                     نمي زند سخنم آتشي به جان بي تو 
 
ز بي دلي و خموشي چون نقش تصويرم 
نمي گشايدم از بي خودي زبان بي تو 
 
                                    عقيق سرد به زير زبان تشنه نهم 
                                   چو يادم آيد از آن شكرين دهان بي تو 
 
گزارش غم دل را مگر كنم چو امين 
جدا ز خلق به محراب جمكران بي تو
 
 
 
 @ تبيين گفتمان انتظار ومهدويت در كلام رهبر(١)
 
@مقدمه:
 
مهدويت بيش از آنكه يك مسئله خاص اسلام باشد اميد جامعه انساني براي رهايي و آزادي از 
 
ظلمت و حيرت جهالت است. و مي توان نشانه هاي آن را در تمام فرهنگ ها و تمدن هاي ديني 
 
و غير ديني جهان يافت از شرق جهان تا غرب، در انديشه هاي الهي و الحادي نوعي اعتقاد
 
به منجي مشترك است و نمي توان وجود آن را انكار كرد 
 
در اين نوشتار " مفهوم انتظار" در بيان رهبر بزرگوار انقلاب اسلامي حضرت امام خامنه اي 
 
مورد بررسي قرار گرفته است و بيانات آن حضرت را به صورت دسته بندي شده ارايه مي كند. 
 
تا غايت اين نوشتار كه همان ترويج گفتمان صحيح و دقيق مهدويت است حاصل آيد .
 
@اين معني انتظار فرج است
 
معناي انتظار فرج به عنوان عبارت أخراي انتظار ظهور، اين است كه مؤمن به اسلام، مؤمن به 
 
مذهب اهل بيت(عليهم السلام) وضعيتي را كه در دنياي واقعي وجود دارد، عقده و گره در 
 
زندگي بشر ميشناسد...
 
امام زمان (عليه الصلاة و السلام) براي اينكه فرج براي همه ي بشريت به وجود بياورد،
 
 ظهور ميكند كه انسان را از فروبستگي نجات بدهد؛ جامعه ي بشريت را نجات بدهد؛ بلكه 
 
تاريخ آينده ي بشر را نجات بدهد.
 
انتظار فرج يعني قبول نكردن و رد كردن آن وضعيتي كه بر اثر جهالت انسانها، بر اثر اغراض 
 
بشر بر زندگي انسانيت حاكم شده است. اين معني انتظار فرج است. 
 
ديدار اقشار مختلف مردم به مناسبت نيمه ي شعبان 29/06/1384
 
@دست قاهر قدرتمند الهي
 
...انتظار فرج، انتظار دست قاهر قدرتمند الهي ملكوتي است كه بايد بيايد و با كمك همين 
 
انسانها سيطره ي ظلم را از بين ببرد و حق را غالب كند و عدل را در زندگي مردم حاكم كند و 
 
پرچم توحيد را بلند كند؛ انسانها را بنده ي واقعي خدا بكند. بايد براي اين كار آماده بود... 
 
انتظار معنايش اين است. انتظار حركت است؛ انتظار سكون نيست؛ انتظار رها كردن و
 
نشستن براي اينكه كار به خودي خود صورت بگيرد، نيست. انتظار حركت است. انتظار آمادگي 
 
است. ...انتظار فرج يعني كمر بسته بودن، آماده بودن، خود را از همه جهت براي آن هدفي كه 
 
امام زمان (عليه الصلاة والسلام) براي آن هدف قيام خواهد كرد، آماده كردن. آن انقلاب بزرگ 
 
تاريخي براي آن هدف انجام خواهد گرفت. و او عبارت است از ايجاد عدل و داد، زندگي 
 
انساني، زندگي الهي، عبوديت خدا؛ اين معناي انتظار فرج است.
 
ديدار اقشار مختلف مردم در روز نيمه ي شعبان 27/05/1387
 
 
اللهم عجّل لوليك الفرج والعافية والنصر واجعلني من أعوانه وانصاره آمين
 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : تاج بخشيان
تاریخ : جمعه 08 شهریور 1392
درس (٥٩) امام شناسي / انتظاراز منظر امام خميني

 

 
درس پنجاه  ونهم امام شناسي
 
من به خال لبت ای دوست گرفتارشدم             
چشـم بیمار تـورا دیدم و بیمار شـدم        
    
فارغ از خود شدم و کوس اناالحق بزدم             
همـچو منصـور خریـدار سر دار شدم     
                    
غم دلدار فکنده ست به جانم شـرری                
که به جان آمدم و شهره بـازار شـدم          
     
در میخانه گشایید به رویم شب و روز                 
که من از مسجد و از مدرسه بیزار شدم       
                 
جـامه زهـد و ریا کنـدم و برتـن کردم                           
خرقه پیـر خـرابـاتی و هشیـار شـدم   
              
واعـظ شهـر که از پند خـود آزارم داد                 
از دم رند می آلـوده مـددکار شــدم       
             
بگـذارید که از بتـکده یـادی بـکـنم                   
من که با دست بت میکده بیدار شـدم               .
 
@انتظارقسمت دوم
 
امام خميني رحمت الله عليه
 
 @نگرش امام خمینی در باره انتظار ...برداشت هایی که از انتظار فرج شده است ،
 
بعضی اش را من عرض می کنم .بعضی ها انتظار فرج را به این می دانند که در مسجد یا 
 
حسینیه ،در منزل بنشینند ودعا کنند وفرج امام زمان (عج)را از خدا بخاهند
 
. این ها مردم صالحی هستند که یک همچو اعتقادی دارند . بلکه بعضی از آن ها را که من 
 
سابقا می شناختم بسیار مرد صالحی بود ،یک اسبی هم خریده بود ،یک شمشیری هم داشت
 
و منتظر حضرت صاحب الزمان (عج)بود .این ها به تکلیف شرعی خود عمل می کردند،
 
ونهی از منکر هم کردند وامر به معروف هم کردند ،لکن همین ،دیگر غیر از این کاری ازشان
 
بر نمی آمد وفکر این مهم که یک کاری بکنند ،نبودند. یک دسته دیگر هم بودند که انتظار
 
فرج را می گفتند این است که ما کاری نداشته باشیم به این که بر جهان چه می گذرد ،
 
بر ملت چه می گذرد،به این چیز ها ما کار نداشته باشیم،ما تکلیف خودمان را عمل می کنیم، 
 
برای جلوگیری از این امور هم خود حضرت بیایند ان شاء الله درست می کند ،دیگر ما تکلیفی 
 
نداریم .تکلیف ما همین است که دعا می کنیم ایشان بیایند وکاری به کار آنچه در دنیا می گذرد 
 
یا در مملکت خودمان می گذرد،نداشته باشیم.این ها هم یک دسته ای ،مردم صالح بودند. یک 
 
دسته ای می گفتند که خوب ،عالم پر از معصیت بشود تا حضرت بیاید ،ما باید نهی از منکر  
 
نکنیم امر به معروف هم نکنیم تا مردم هر کاری می خواهند بکنند،گناه زیاد بشود که فرج نزدیک 
 
بشود. بک دسته ای از این بالاتر بودند می گفتند:باید دامن زد به گناه ها ،دعوت کرد مردم را
 
به گناه تا دنیا پر از جور وظلم بشود وحضرت (ع)تشریف بیاورند.این هم یک دسته ای بودند
 
که البته  در بین این دسته منحرف هایی هم بودند ،اشخاص ساده لوح هم بودند ،منحرف هایی 
 
هم بودند که برای مقاصدی به این دامن می زدند. بک دسته دیگری بودند که می گفتند که هر 
 
حکومتی اگر در زمان غیبت محقق بشود،این حکومت باطل  است وبر خلاف اسلام است آن ها 
 
مغرور بودند .آن هایی که بازیگر نبودند مغرور بودند به بعض روایتی که وارد شده است
 
بر این امر که هر علمی بلند شود قبل از ظهور  حضرت ،آن علم، علم باطل است.آنها
 
 خیال کرده بودندکه نه،هر حکومتی که باشد،در صورتی که آن روایت اشاره دارد که هر
 
کس علم بلند کند با علم مهدی (عج)به عنوان مهدویت بلند کند ، باطل است...
 
 صحیفه نور ،ج۲   
 
اللهم عجّل لوليك الفرج والعافية والنصر واجعلني من أعوانه وانصاره آمين
 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : تاج بخشيان
تاریخ : جمعه 08 شهریور 1392
درس (٥٨) امام شناسي / انتظار

 

درس پنجاه وهشتم امام شناسي.
 
يا اباصالح المهدي !
 
گلایه‎ام ز دلی هست كه بی تو مضطر نیست
دو چشم بی هنری كه بدون تو، تَر نیست
 
گلایه‎ام ز زبانی كه بی حیا گشته
و گوش‎ها كه برای گناه‎ها كَر نیست
 
گلایه‎ام ز محبین مدعی چو من است
كه با زیادی ما، غربت تو كمتر نیست!
 
هزار داد زدیم ادعای حب تو را
به پیش تیغ ولی یك خبر ز حنجر نیست
 
همیشه بانگ بلا، هر زمان چو كرب و بلا
و اقتدای جوانی‎مان به اكبر نیست
 
عجیب نیست چرا پشت پرده‎ای آقا
ز دشمنان چه بنالی چو دوست یاور نیست
 
اگر كه غیبتتان گشته است طولانی
گلایه‎ام ز دلم هست كه بی تو مضطر نیست
 
علي اكبرلطيفيان
 
 
امام جعفرصادق (ع) در تفسیر آیه٦٢سوره نمل می فرماید: 
 
« امّن یجیب المضطرّ اذا دعاه و یکشف السّوء و ..... »
 
آیا کسی هست که به فریاد بیچاره در وقت ناله اش جواب دهد و رفع نگرانیها را نماید
 
فرمود: این کلام در مورد قائم وارد شده و اوست که هر لحظه خدا را می خواند
 
 برای دفع دشواری و به زودی پروردگار، وی را بر کرسی اقتدار جهانی می نشاند. 
منبع : الزام النواصب ص 172
 
 
دراين بخش به ياري حضرت حجت (عج) به مباحث مربوط به انتظار مي پردازيم.
 
 
@ انتظار قسمت اول 
 
معنى انتظار
 
«منتظر امام زمان بودن به چه معناست؟»
 
حتماً تا حالا تجربه كرده اید كه وقتى شما و اهل خانواده منتظر آمدن يك مهمان عزيز
 
مى شويد، چه حالى داريد. خانه را خوب مرتّب مى كنيد، حياط را جارو مى زنيد،
 
 غذاى خوشمزه اى مى پزيد، لباس مرتّبى مى پوشيد و وقتى همه چيز آماده شد،
 
چشم به در خانه مى دوزيد و مشتاقانه به انتظار آمدن مهمان خود مى نشينيد.
 
منتظر امام  زمان(عليه السلام)بودن هم همين طور است.
 
كسى كه در انتظار حضرت مهدى(عليه السلام)باشد، خودش را براى آمدن آن
 
حضرت و خدمت به آن بزرگوار آماده مى كند. خانه دلش را از حسادت و
 
كينه پاك مى سازد، رفتارهاى زشتى مثل دروغگويى و غيبت و ظلم را كنار مى گذارد،
 
خودش را با انجام كارهاى خوبى مثل نماز خواندن و مهربانى با ديگران آراسته مى نمايد
 
و از هر كارى كه امام زمان بدش مى آيد، دورى مى جويد.
 
اين است معناى واقعى انتظار كه رسول خدا آن را بهترين عبادت معرّفى كرده و حضرت 
 
صادق(عليه السلام)آن را به سربازى پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)تشبيه كرده است.
 
از يك نظر شايد بتوان گفت كه منتظر حضرت مهدى(عليه السلام)بودن، يعنى
 
آن كه قرآن را برنامه زندگى خود سازيم و آيه ـ آيه آن را سرمشق خود قرار دهيم.
 
منبع: پاسخگوئی به نامه های انتشار یافته توسط مركز فرهنگ و معارف قرآن وابسته
 
به دفتر تبليغات حوزه علميه قم
 
اللهم عجّل لوليك الفرج والعافية والنصر واجعلني من أعوانه وانصاره آمين
 
 
 
 
 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : تاج بخشيان
تاریخ : جمعه 08 شهریور 1392
درس (٥٧) امام شناسي / حكايتي در مورد فوايد غيبت

 

 

 درس پنجاه وهفتم امام شناسي
 
براي تكميل بحث فوايد غيبت ذيل حفظ مكتب شيعه براى نمونه، داستان عنایت حضرت 
 
مهدى‏علیه السلام به شیعیان بحرین را از زبان علاّمه مجلسى نقل مي كنيم .
 
 در روزگار گذشته، فرمانروایى ناصبى بر بحرین حکومت مى‏کرد، که وزیرش در دشمنى با 
 
شیعیان آن‏جا، گوى سبقت را از او ربوده بود. روزى وزیر بر فرمانروا وارد شد و انارى را به 
 
دست او داد، که به صورت طبیعى این واژه‏ها بر پوست آن نقش بسته بود:
 
«لا اله الا اللَّه، محمّد رسول اللَّه و ابوبکر و عمر و عثمان و على خلفاء رسول اللَّه».
 
 فرمانروا از دیدن آن بسیار در شگفت شد و به وزیر گفت:
 
این، نشانه‏اى آشکار و دلیلى نیرومند بر بطلان مذهب تشیع است. نظر تو درباره‏ى شیعیان 
 
بحرین چیست؟
 
وزیر پاسخ داد:
 
به باور من، باید آنان را حاضر کنیم و این نشانه را به ایشان ارایه دهیم. اگر آن را پذیرفتند که 
 
از مذهب خود دست مى‏کشند وگرنه آنان را میان گزینش سه چیز مخیّر مى‏کنیم؛
 
پاسخى قانع کننده بیاورند یا جزیه بدهند و یا این که مردان‏شان را مى‏کشیم زنان و 
 
فرزندان‏شان را اسیر مى‏کنیم و اموال‏شان را به غنیمت مى‏بریم. 
 
 فرمانروا، رأى او را پذیرفت و دانشمندان شیعه را نزد خود فراخواند. آن‏گاه انار را به ایشان 
 
نشان داد و گفت:
 
 اگر در این باره دلیلى روشن نیاورید، شما را مى‏کشم و زنان و فرزندان‏تان را اسیر مى‏کنم یا 
 
این‏که باید جزیه بدهید.
 
دانشمندان شیعه، سه روز از او مهلت خواستند. آنان پس از گفت‏وگوى فراوان به این نتیجه 
 
رسیدند که از میان خود، ده نفر از صالحان و پرهیزگاران بحرین را برگزینند.
 
 آن‏گاه از میان این ده نفر نیز سه نفر را برگزیدند و به یکى از آن سه نفر گفتند:
 
تو امشب به سوى صحرا برو و به امام زمان‏علیه السلام‏استغاثه کن و از او، راه رهایى از این 
 
مصیبت را بپرس؛ زیرا او، امام و صاحب ماست. 
 
 آن مرد چنین کرد، ولى موفّق به زیارت حضرت نشد. شب دوم نیز نفر دوم را فرستادند.
 
 او نیز پاسخى دریافت نکرد. شب آخر، نفر سوم را که محمّد بن عیسى نام داشت فرستادند.
 
او به صحرا رفت و با گریه و زارى از حضرت، درخواست کمک کرد. چون آخر شب شد، شنید 
 
مردى خطاب به او مى‏گوید:
 
اى محمّد بن عیسى! چرا تو را به این حال مى‏بینم و چرا به سوى بیابان بیرون آمده‏اى؟
 
محمّد بن عیسى از آن مرد خواست که او را به حال خود واگذارد. 
 
او فرمود:اى محمّد بن عیسى! منم صاحب الزمان. حاجت خود را بازگو!
 
محمدبن عیسى گفت: اگر تو صاحب الزمانى، داستان مرا مى‏دانى و به گفتن من نیاز نیست. 
 
فرمود: راست مى‏گویى. تو به دلیل آن مصیبتى که بر شما وارد شده است، به این‏جا آمده‏اى. 
 
عرض کرد: آرى، شما مى‏دانید چه بر ما رسیده است و شما امام و پناه ما هستید.
 
 پس آن حضرت فرمود:
 
 اى محمدبن عیسى! در خانه‏ى آن وزیر - لعنه اللَّه علیه - درخت انارى است. هنگامى که درخت 
 
تازه انار آورده بود، او از گِل، قالبى به شکل انار ساخت. آن را نصف کرد و در میان آن، این 
 
جملات را نوشت. سپس قالب را بر روى انار که کوچک بود، گذاشت و آن را بست. چون انار در 
 
میان آن قالب بزرگ شد، آن واژه‏ها بر روى آن نقش بست! فردا نزد فرمانروا مى‏روى و به او 
 
مى‏گویى که من پاسخ تو را در خانه‏ى وزیر مى‏دهم. چون به خانه‏ى وزیر رفتید، پیش از وزیر به 
 
فلان اتاق برو! کیسه‏ى سفیدى خواهى یافت که قالب گِلى در آن است. آن را به فرمانروا نشان 
 
ده. نشانه‏ى دیگر این‏که به فرمانروا بگو:
 
که معجزه‏ى دیگر ما این است که چون انار را دو نیم کنید، جز دود و خاکستر چیزى در آن 
 
نیست! 
 
 محمدبن عیسى از این سخنان بسیار شادمان شد و به نزد شیعیان بازگشت.
 
روز دیگر، آنان پیش فرمانروا رفتند و هر آن‏چه امام زمان‏علیه السلام فرموده بود، آشکار گشت. 
 
 فرمانرواى بحرین با دیدن این معجزه به تشیّع گروید و دستور داد وزیر حیله‏گر را به قتل 
 
رساندند.(بحارالانوار، ج ۵۲،)
 
اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصرواجعلنی من اعوانه وانصاره
 
 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : تاج بخشيان
تاریخ : جمعه 08 شهریور 1392
درس (٥٦) امام شناسي/ فوايد غيبت قسمت هشتم

 

درس پنجاه وششم امام شناسي
 
فواید دعای فرج   :
 
   ۱.مایه ناراحتی شیطان لعین است  
 
۲مایه استجابت دعا است  
 
۳باعث نجات یا فتن از فتنه آخر الزمان است  
 
پيامبر اكرم (صل الله عليه واله)مي فرمايند :
 
المهدي طاووس اهل الجنه .
 
مهدي (عجل الله تعالي فرجه)طاووس بهشتيان است.
 
بحار الانوار ،ج51،ص105 / طرائف
 
 
@فوايدغيبت امام عصر قسمت هشتم
 
 @مرجع بودن ديني و سياسي با واسطه
 
در زمان حکومت جهاني او و در زمان حضور فزيکي و جسمي آن امام همام ، حضرت ممکن 
 
نيست که تمام امور را خود رتق و فتق نمايد گرچند همه تحت فرمان اوهستند اما کار با واسطه 
 
و با تفويض امور به پيروان کار دان و صالح انجام مي شود . چنين کاري تقريبا در زمان غيبت 
 
( چه صغري و چه کبري ) صورت مي گيرد يعني يا به دستور مستقيم آن امام چنانچه در زمان 
 
غيبت صغري متداول بود ، کار ها انجام مي شد يا به دستور غير مستقيم چنانچه در زمان غيبت 
 
کبري که فقهاي جامع الشرايط نيابت عامه دارند امور به صورت با واسطه انجام مي گيرد و 
 
بايد انجام بگيرد. پس مي توان گفت که تصرف ظاهري بشخصه بر امام لازم نيست و اين که با 
 
وجود و حضور او ، ولي در پشت پرده غيب امور حل وفصل شود از فوايدي است که نمي توان 
 
به آساني از آن چشم پوشي کرد چون با اين نصب تمام امور سامان مي گيرد ولو دستور با 
 
واسطه و نصب عام باشد واگر امام اصلا نبود و نصب عام نبود از دين هم خبري نبود .
 
سبحاني ، جعفر ، الائمه الاثني عشر ،ص219.
 
@حفظ مكتب شيعه
 
 امام عصرعلیه السلام گرچه در غیبت است ولى وجود او عامل جدّى براى حفظ مکتب شیعه 
 
است. او با آگاهى کامل از توطئه‏هاى دشمنان، به شیوه‏هاى مختلف، مرزهاى فکرى شیعیان را 
 
پاسدارى مى‏کند و آن گاه که دشمن فریبکار با وسیله‏ها و ابزارهاى گوناگون، اصول مکتب و 
 
اعتقادات مردم را نشانه مى‏گیرد، با هدایت و ارشاد عالمان و برگزیدگان، راههاى نفود او را 
 
مى‏بندد. 
 
 
اگر همه آنچه بيان داشتيم درمد نظر نگيريم امام فوايدي دارد از قبيل امان بودن اهل زمين ، 
 
واسطه اي در فيض الهي ، پاسداري آئين خدا ، ترسيم هدف آفرينيش ، اميد بخشي به پيروان ، 
 
تربيت گروه انقلابي آگاه ، نفوذروحاني و ناآگاه  ، مراقبت طرفيني ، رفع مشکلات پيروان ، 
 
دسترسي خواص به امام ، پناه گاه علمي علما ، صيقل خوردن بيشتر روح حضرت ، مرجع 
 
بودن ديني و سياسي با واسطه که حتي يکي از اين ها دليل کافي براي مفيد بودن امام است 
 
چه رسد از اين که مجموع من حيث المجموع در نظر گرفته شود .
 
 
اللهم عجّل لوليك الفرج والعافية والنصر واجعلني من أعوانه وانصاره آمين
 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : تاج بخشيان
تاریخ : جمعه 08 شهریور 1392
درس (٥٥) امام شناسي / فوايد غيبت قسمت هفتم

 

درس پنجاه وپنجم امام شناسي 
 
در زيارت امام ‌زمان در روز جمعه مي‌خوانيم:
 
 
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا حُجَّةَ اللّهِ فى اَرْضِهِ
 
سلام بر تو اى حجت خدا در روى زمين
 
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا عَيْنَ اللّهِ فى خَلْقِهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا نُورَ اللّهِ الَّذى
 
سلام بر تو اى ديده بان (يا ديده ) خدا در ميان خلق سلام بر تو اى نور خدا كه
 
يَهْتَدى بِهِ الْمُهْتَدُونَ وَ يُفَرَّجُ بِهِ عَنِ الْمُؤْمِنينَ 
 
راه جويان بدان راهنمايى شوند و به وسيله او از كار مؤ منان گشايش شود
 
چشم خدا در بين مردم به اين معني است كه اگر خواستيد خداوند به شما بي‌محلي نكند،
 
بايد در چشم امام ‌زمان خوار نباشيد. 
 
او حجّت خدا در زمين است و ملاك رضايت و عدم رضايت خدا است، خواست او، هماني است 
 
كه خدا از بندگانش مي‌خواهد و چشم خدا است در بين خلقش، تا انسان‌ها بتوانند از منظر 
 
توجه به وجود مقدس آن حضرت با اسرار الهي آشنا شوند و هم خود را در زير نظر مبارك
 
آن حضرت احساس كنند و زير نظر آن حضرت خود را بپرورانند. 
 
چرا كه بنا به فرمايش آيت‌الله ‌الهي ‌قمشه‌اي:
 
تا نگشايد حجاب آن مهِ مَكّي نقاب
 
بر رُخ ما عاشقان، كس نگشايد دري 
 
اگر خواستي دري بر قلبت گشوده شود، ابتدا بايد حجت خدا در زمين كه چشم الهي در بين 
 
خلق است، بر تو نظر كند و لذا سلام بر او مي‌كني تا او با لبيك خود حجاب بين ما و خود را 
 
برطرف نمايد.
 
کانون تفسیر قرآن - جایی برای فهم ساده قرآن
 
فوايد امام غايب قسمت هفتم
 
 
@حافظ دين خدا
 
حضرت علي (ع) در اين رابطه مي فرمايند :
 
به برکت آن امام گروهي از مردم براي دفاع از دين و در هم کوبيدن فتنه ها آماده مي شوند 
 
چنانچه شمشير و تير به دست آهنگر تيز مي گردد.چشم آن ها به واسطه ي قرآن روشن است ،
 
 تفسير و معاني قرآن در گوششان گفته مي شود و شب ئ روز از جام حکمت و علوم الهي 
 
سيراب مي شوند.(صدوق / کمال الدين / ص 48   احتجاج طبرسي / ج2 / ص497)
 
ادامه دارد......
 
اللهم عجّل لوليك الفرج والعافية والنصر واجعلني من أعوانه وانصاره آمين
 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : تاج بخشيان
تاریخ : جمعه 08 شهریور 1392
درس (٥٤) امام شناسي /فوايد غيبت قسمت ششم

 

درس پنجاه وچهارم امام شناسي
 
 
@تشرف مقدس اردبيلي به محضر امام زمان:
 
 یكي از كساني كه خدمت حضرت امام زمان ارواحنافداه شرفياب شده
 
مقدس اردبيلي (ره) است.
 
يكي از شاگردان خاص مقدس اردبيلي ميگويد:
 
يكي از شبها در صحن مطهر امير مؤمنان علي عليه السّلام در حالي كه شب از نيمه گذشته 
 
بود، خسته از مطالعات علمي قدم ميزدم. ناگهان در آن فضاي نوراني، شيخ جليل القدري را 
 
ديدم كه به سوي حرم حضرت اميرالمؤمنين روان است. در حالي كه تمام درهاي حرم مطهر قفل 
 
بود.با كنجكاوي او را تعقيب كردم. ديدم او چون به در حرم نزديك شد، قفلها باز و در حرم 
 
گشوده شد.او به هر دري كه دست مي گذاشت باز مي شد،تا اينكه با كمال وقار و سنگيني 
 
كنار حرم مطهر حضرت اميرمؤمنان ايستاد وسلام كرد ومن جواب سلام او را شنيدم، سپس با 
 
همان صاحب صدا شروع به صحبت كرد.هنوز از آن گفتگو چيزي نگذشته بود، كه آن مرد خارج 
 
شد.من نيز او را تعقيب كردم تا اينكه از شهر بيرون رفت و به سوي مسجد كوفه سرازير شد. 
 
بلاگر در ادامه داستان از زبان شاگرد مقدس اردبیلی می نویسد :
 
 من از روي كنجكاوي او را دنبال كردم تا به مسجد رسيد و داخل محراب شد،سپس با كسي
 
به گفتگو نشست.سخنانش كه به اتمام رسيد از مسجد خارج وبه سوي شهر سرازيز شد.
 
نزديك دروازه نجف كه رسيد تازه سپيده صبح دميده بود و خفتگان آرام آرام سر از بستر بر 
 
مي داشتند وآماده نيايش صبحگاهي مي شدند.ناگهان در طول راه عطسه اي به من دست داد 
 
كه نتوانستم جلوي آن را بگيرم. آن مرد متوجه من شد و برگشت، چون به چهره اش نگريستم 
 
ديدم استادم مقدس اردبيلي است.پس از سلام و اظهار ادب، به استادم عرض كردم كه من از 
 
لحظه‏‏ ورود به حرم امير مؤمنان تاكنون همراه شما بودم،لطفاً بفرمائيد كه در حرم مطهر ودر 
 
محراب مسجد كوفه با چه كسي سخن مي گفتيد؟
 
مقدس اردبيلي (ره) ابتدا از من قول گرفت كه اين راز را تا زماني كه ايشان در قيد حيات است 
 
فاش نكنم، سپس مقدس اردبيلي فرمود:
 
فرزندم ؛ گاهي حل مسائل براي من دشوار مي شود و از حل آن عاجز مي شوم، خدمت علي 
 
بن ابيطالب شرفياب شده و جواب آن را مي گيرم امّا شب گذشته حضرت اميرمؤمنان عليه 
 
السّلام مرا به سوي حضرت صاحب الامر(عج) راهنمايي كرد و فرمود:
 
مقدس اردبيلي فرزندم مهدي (عج) در مسجد كوفه است، نزد او برو و مسائلت را از او 
 
فراگير.من به امر آن حضرت داخلي مسجد كوفه شدم و از حضرت سؤال كردم
 
 
@فوايد غيبت امام عصر قسمت ششم
 
@پناه گاه علمي علما :
 
قرآن که مجموعه اي کلي و مجمل از احکام و برنامه هاي تکاملي است ، احتياج به پيشوائي 
 
دارد که بيانگر جزئيات برنامه ها بوده تفسير و تأويل آيات را برعهده داشته باشد و نيز با 
 
گذشت زمان بهنگام مواجه شدن با مسائل تازه جوابگو باشد .
 
در زمان غيبت توسط ديدارهاي افراد خاص مشکلات علمي بر طرف شده است. كه نمونه اي 
 
از آن ارائه شد.
 
(.گروهي ، خورشيد پنهان ، ص255.)
 
 
 اين فايده اخص تر از فايده قبلي است چون در اين فايده تنها علما از دنياي بي کران علمي 
 
امام بهره مند مي شوند و افراد غير عالم مستقيما بي بهره اند اما در فايده قبلي فايده به عالم 
 
و غير عالم بر مي گردد گرچه در عمل نتيجه فايده به صورت غير مستقيم به همگان بر مي گردد. 
 
چون اگر مشکل فقهي جامعه حل گردد به سود همگان هست نه فقط عالمان شرف حضور يافته 
 
يا هدايت شده به سوي حکم خاص.
 
 
@صيقل خوردن بيشتر روح حضرت
 
دوران طولاني غيبت امام (ع) براي خود آنحضرت نيز فوائدي دارد چرا که آنحصرت در ايام 
 
غيبت با عبادت و بندگي خدا ، روح و روان خويش را اوج مي دهد و هر لحظه بدرجات بالاتري 
 
از ايمان نائل مي آيد و بدين ترتيب خود را براي امر خطير – تشکيل حکومت جهاني – که در 
 
پيش دارد آماده مي نمايد .گروهي ، خورشيد پنهان ،ص256.
 
چنانچه در مورد حضرت پيامبر هم داريم که در قرآن مي گويد تهجد به خرج بده که مقام 
 
شايسته اي به شما داده شود گرچند پيامبر مقام عالي داشت که هيچ بشري نداشت و ندارد
 
اما عبادت و بندگي روح آن حضرت را صيقل مي داد  وهر روز از مقامي که داشت بالا تر
 
مي برد . در مورد حضرت مهدي هم چنين است وچون حضرت کمتر به کار هاي حکومتي 
 
مشغول است هرچه بيشتر به عبادت خدا مشغول باشد روح متکاملش که از قدرت کمال زيادي 
 
بر خوردار است متکامل تر مي گردد و قله هاي صعود را مي پيمايد . اين يکي از فوايدي است 
 
که در زمان غيبت عايد خود حضرت مي شود نه پيروان آن امام همام .
 
 البته شعاع رحمت و لطف پرتو روح او محدوده گسترده از انسانها در بر خواهد گرفت و
 
بهره خواهد برد که نفع همگاني است . 
 
ادامه دارد......
 
اللهم عجّل لوليك الفرج والعافية والنصر واجعلني من أعوانه وانصاره آمين
 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : تاج بخشيان
تاریخ : جمعه 08 شهریور 1392
درس (٥٣) امام شناسي / فوايد غيبت قسمت پنجم

 

 
درس پنجاه و سوم امام شناسي
 
گفتم که در فراقت ‘ عمریست بیقرارم
گفت از فراق یاران ‘ من نیز بیقرارم 
گفتم بجز شما من  فرياد رس ندا
 گفتا بغیر شیعه من نیز کس ندارم
 
امام صادق (عليه السلام)مي فرمايند :
 
اذا قام القائم لا يبقي ارض الا نودي فيها  شهاده ان لا اله الا الله و ان محمد ا رسول الله .
 
هنگامي كه حضرت قائم (عجل الله تعالي فرجه)قيام كند ،هيچ زميني نماند مگر اينكه
 
 در آنجا گلبانگ ( اشهد ان لا اله الاالله و اشهد ان محمد رسول الله ) بلند گردد.
بحارالانوار ،ج52،ص 340،تفسير عياشي
 

@فوايد غيبت امام عصر قسمت پنجم

 
@. ايجاد پرواي الهي در پرتو باور وجود امام زنده در جامعه
 
از روايات اسلامي به دست مي‌آيد که :
 
در دوران غيبت حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) و در زمان‌هاي معيّني، اعمال 
 
انسان‌ها به آن حضرت عرضه مي‌شود. اين باور خود در ايجاد پرواي الهي، و خويشتن‌داري 
 
برابر انجام کارها، نقشي بسيار مهم و اساسي دارد. 
 
مرحوم کليني در کتاب کافي، بخشي را با عنوان «بَابُ عَرْضِ الْأَعْمَالِ عَلَي النَّبِيِّ(صلي الله 
 
عليه و آله وسلم) وَ الْأَئِمَّةِ(عليهم السلام)»، پديد آورده و در آن رواياتي را يادآور شده که در آن، 
 
سخن از عرضه اعمال بر امام زنده هر عصر دارد. 
 
در روايت چهارم اين باب، عبد‌الله بن ابان زيّات که جايگاه خوبي نزد حضرت رضا(عليه السلام) 
 
داشت، از آن حضرت خواست براي او و اهل بيتش دعا کند آن حضرت فرمود: 
 
أَوَ لَسْتُ أَفْعَلُ وَ اللَّهِ إِنَّ أَعْمَالَكُمْ لَتُعْرَضُ عَلَيَّ فِي كُلِّ يَوْمٍ وَ لَيْلَةٍ؛ 
 
مگر چنين نمي‌کنم؟ به خدا سوگند اعمال شما در هر روز و شب بر من عرضه مي‌شود. 
 
عبد‌الله بن ابان گفت:
 
«از اين فرمايش حضرت شگفت‌زده شدم». حضرت در پاسخ فرمود: 
 
مگر کتاب خدا را نخوانده‌اي که فرمود:
 
«و بگو هر کار مي‌خواهيد انجام دهيد؛ پس به يقين خداوند، پيامبرش و مؤمنان عملتان را 
 
مي‌بينند»؟ 
 
فرمود: به خدا سوگند! مقصود از او ]= مؤمن[ علي بن ابي‌طالب است. 
 
اين آگاهي، آثار تربيتي فراواني دارد و که مهم‌ترين آن‌ها، اين است که انسان را به نوعي 
 
مراقبت دائمي در رفتار خود وا مي‌دارد. انساني که بداند افزون بر خداوند، پيامبران و 
 
فرشتگان، امامي زنده نيز وجود دارد که اعمال او بر وي عرضه مي‌شود، به طور قطع رفتار 
 
خود را با دقت بيشتري انجام مي‌دهد. 
 
 
@  رفع مشکلات پيروان
 
کتاب هاي متعددي در مورد اين که امام (ع) با اين که حضور فيزيكي نداشته اند اما با اين 
 
حال مشکلات عديده از افراد و پيروان خود را بر طرف کرده اند فرقي نداشته است که اين 
 
مشکلات روحي باشد يا جسمي يا مالي و ...
 
بنا بر اين ازجمله فوائدي امام رفع گرفتاري ها است «السيد الميلاني ، علي ، الامام المهدي ، ص32. .»
 
آيا باز مي توان گفت رفع گرفتاري فايده نيست ؟!       
     
 @دسترسي خواص به امام
 
دسترسي نداشتن عموم به معناي عدم دسترسي خواص نيست بدين معنا که درست است
 
که همه به امامدسترسي ندارند و اگر همه به آن حضرت دسترسي داشته باشند مناقض غيبت 
 
است اما اين قاعده کلي نيست که حالا که همه به امام دسترسي ندارند پس به اين معنا است 
 
که هيچ کسي نمي تواند به آن حضرت دسترسي داشته باشد.
 
« سبحاني ، الائمه الاثني عشر ،ص921   »
 
دسترسي داشتن خواص درست است که بالجمله براي همه مفيد نيست اما اين دسترسي
 
في الجمله براي همه مفيد است يعني اگر امام هدايتي براي خواص داشته باشد قطعا
 
نا شناخته آن براي ساير اقشار جامعه مي رسد که خود فايده است بسيار بزرگ براي
 
 همه جامعه .
 
ادامه دارد......
 
اللهم عجّل لوليك الفرج والعافية والنصر واجعلني من أعوانه وانصاره آمين
 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : تاج بخشيان
تاریخ : جمعه 08 شهریور 1392


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران