رابطه ظهور و شيوع فساد

 

رابطه ظهور و شیوع فساد

با توجه به اين كه امام زمان ظهور نمی ­کند مگر اين كه جهان پر از ظلم شود، آيا اين روايت با دعوت انسان­ ها به آماده­ سازی شرايط فرج، منافات ندارد؟ اگر جهان بايد پر از ظلم شود تا ظهور كند، پس آماده ­سازی شرايط چه معنا دارد؟

 

برخی بر این باورند كه بين فراوانی ظلم و ستم با ظهور امام زمان، رابطه­ای تمام وجود دارد، به گونه ای كه ظهور، زمانی است كه ظلم و ستم فراگير شده باشد. پس هر چه ظلم بيش­ تر شود، ظهور نزديك­ تر می­ گردد و لذا حق ­طلبی و اصلاح، امری بر خلاف ظهور، و جريانی مخالف فرج امام زمان ،عليه السلام،‌ است، در حالي كه فراوانی ظلم و ستم، نه يكي از علايم ظهور است ( با توجه به روايات علايم ظهور)‌ و نه يكي از شرايط آن ( با توجه به بحث شرايط ظهور).‌ نهايت حرفی كه می توان زد، اين است که ظهور امام زمان ،عليه السلام، ‌با فراگيری ظلم و ستم، مقارن است. بنابراين، شرط قرار دادن ظلم براي ظهور، امر صحيحی نيست.

براي درك كامل مطلب، توجه به چند نكته لازم است:‌

الف) اين كه بين سرنوشت انسان­ ها و اعمال اختياری آنان رابطه است، جاي هيچ ترديدي نيست. هم آدمي وجود اين رابطه را در زندگي خود مشاهده مي ­كند و هم در قرآن كريم بر اين مطلب تاكيد شده است. قرآن، هم آينده هر شخص را در دست خودش مي­ داند - «و اَن ليس للانسان الاّ ما سعي» (نجم: 39) - ‌و هم سرنوشت جامعه را با خواست و عملكرد مردم پيوند زده است - «ان الله لا يغير ما بقوم حتي يغيروا ما بأنفسهم» (رعد: 11) – يعني، تعيين سرنوشت جامعه، به خوبي يا بدي، در دست مردمان آن جامعه است. اسلام، از انسان مي خواهد كه درباره مسائل اجتماعي ساكت نباشد و در برابر ظلم و ستم تا برقراري عدالت بايستد و حتّي در اين راه، به پيكار و مبارزه برخيزد: «اذِنَ لِلَّذينَ يُقتَلُون بِاَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ اِنَّ اللهَ عَلي نَصْرِهمْ لَقَدِيرٌ ، الَّذينَ اُخْرِجُوا مِن دِيارِهِمْ بِغْيرِ حَقّ اِلاّ اَنْ يَقُولُوا ربُّنَا الله      » (حج: 39-40) و كوتاهي در اين زمينه را نمي پذيرد و مؤاخذه مي ­كند: «وَ ما لَكُمْ لا تُقتلُونَ في سبيل الله»  (نساء: 75).

بر همين اساس، امر به معروف و نهي از منكر، از واجبات دين شمرده شده است و خداوند به اجراي اين دو فريضه بزرگ، امر كرده است: «و لتكن منكم امة‌ يدعون الي الخير و يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر» (آل عمران: 104).

ب) به طور كلي، هيچ­گاه يك آموزه دين نمي ­تواند نافي و برخلاف ساير آموزه ­هاي دين باشد و الا اين، خود، نشانه باطل­بودن آن دين است. لذا يكي از ويژگي ­هاي قرآن، عدم اختلاف در آن است.

از اين رو، معنا ندارد كه خداوند در آيات متعدد، مردم را امر به توبه و ترك گناه بكند و در جايي ديگر براي تحقّق وعده خدا (ظهور حق و حجت خدا) امر به گناه شود! در دين كه امر به توحيد و يكتاپرستي شده، است، معنا ندارد كه بخشي از دين، شرك را تأييد كند و بپذيرد!

ج) پر شدن زمين از ظلم و ستم، هرگز به معناي آن نيست كه همه افراد بايد اهل ظلم و فساد باشند و همه اعمال و كردارشان بر اساس ظلم و ستم بر يكديگر و افساد جامعه باشد. بلكه ممكن است عده ­اي ظلم كنند و ظلم آنان، نقاط فراواني از زمين را بگيرد و در همه جا گسترده شود. آيا براي آن كه يك اتاق مملو از دود سيگار شود، بايد همه افرادِ داخل اتاق سيگار بكشند؟ علاوه بر این که فراگيري ظلم، امري نسبي و كنايي است و مراد از آن، شيوع ظلم است، به گونه ­اي كه جريان عدالت به چشم نمي­ آيد، نه اين كه هيچ عدالتي نباشد.

د) در اين كه قيام حضرت، بدون يار و ياور تحقق ­پذير نيست، نبايد ترديد كرد. آيات و روايات نيز به وجود ياوران اشاره دارد. ياري­ كردن، يعني حركت برای اجرای برنامه ­ها و اهداف انقلاب و تبليغات آن­ ها ميان مردم. یاوران، مردم را با انقلاب آشنا و همراه مي­ كنند و در حين انقلاب، انواع فداكاري ­ها را انجام مي ­دهند و بعد از انقلاب، از هيچ تلاشي فروگذاري نمي ­كنند. چنين افرادي وقتي مي ­توانند موفق باشند كه خود را همرنگ انقلاب و رهبر كرده باشند تا مردم جلوه ­هاي انقلاب را در رفتار آنان ببينند و بپذيرند. آيا حركت در مسير گناه و ظلم، مردم را به طرف امام زمان ،عليه السلام، سوق مي­ دهد؟ بر همين اساس، خداوند، بر ايمان و عمل صالح تكيه دارد: «ما، در زبور، بعد از ذكر نوشتيم كه زمين را بندگان صالح ارث مي برند.» (انبيا: 105) و در جاي ديگر مي­ گويد: «وعده داده است خدا به كساني از شما كه ايمان آورده­اند و عمل صالح انجام داده­ اند، اين كه خلافت زمين را به آنان واگذارد    » (نور: 55). شرط تحقّق انقلاب مهدي ،عليه السلام، اين است كه ايمان و عمل صالح در پرونده افراد باشد تا انقلاب رخ دهد.

پيامبر فرمود: «كونوا دعاة‌ الناس بغير ألسنتكم؛ دعوت كننده مردم باشيد به غير زبانتان.». امام صادق ،عليه السلام، فرمود: « زينت براي ما باشيد نه مايه آبروريزي». آيا گناه و ظلم، دعوت به مهدي است و مايه زينت و افتخار ائمه (ع)؟

هـ) وظيفه انسان، حركت به طرف كمال و كسب آن از طريق عبوديت و بندگي است. عبوديت و بندگي نيز جز در پرتو عمل به تكاليف الهي كه وظايف فردي و اجتماعي انسان را در بردارد، امكان پذير نيست. خداوند در سوره‌ عصر مي ­فرمايد: «بسم الله الرحمان الرحيم. و العصر     ؛ تنها كساني كه، ايمان بياورند و عمل صالح انجام دهند و همدیگر را سفارش به حق و راستي بكنند از خسران و ضرر به دورند.». خداوند، از انسان مي­ خواهد در گناه نماند و به سوي او رجوع كند: «يا ايها الذين امنوا توبوا الي الله توبة نصوحاً؛ اي كساني كه ايمان آورديد! توبه كنيد، همگي، توبه ­اي خالص.» (تحريم: 8).

كوتاه سخن آن كه‌ خداوند انسان را در تعيين سرنوشت خود و جامعه، داراي تأثير مي ­داند و از او مي ­خواهد برای اصلاح گام بردارد و خسته نشود و در چنين نگرشی، وعده ظهور را مطرح مي ­كند. بنابراين انتظار منجي، به معناي صحيح آن، نه سكوت و تن دادن به ظلم است و نه كمك به فراگير شدن ظلم، بلكه بايد خواستار ظهور باشد و در اين راه، تمام تلاش خود را به كار گيرد و اگر در اين مسير، نياز به تشكيلات و حكومتي است كه حركت براي زمينه­ سازي را سامان دهد، براي تشكيل آن اقدام كند. طبيعي است كه ظالمان و مفسدان نيز بيكار نخواهند نشست و به مقابله بر مي­ خيزند. لذا جبهه ظلم، در نهايت درجه ظلم حركت مي ­كند و جبهه حق به اوج تلاش مي ­رسد و در اين زمان است كه خداوند، به مدد انسان ­هاي حق­طلب می ­آید و با ظهور مهدي عزيز ،عجل الله تعالي فرجه، ‌كار ظالمان را يك­ سره مي­ كند.

 

منبع:سايت مهدي يوسفيان

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : تاج بخشيان
تاریخ :
انواع دوستي با امام عصر

 

مقدمه:

 از نظر روانشناسي، برقراري ارتباط و دوستي به دو صورت است: 1. مقطعي و كوتاه، 2. هميشه اي و دائمي؛

 

1.ارتباط مقطعي و كوتاه: 
اين نوع ارتباط و دوستي، مبتني بر احساسات آني به وجود مي آيد و اگر دوام نيابد پس از مدت كوتاهي به فراموشي منتهي مي شود. اين دوستي مقطعي، زودگذر، زوال پذير و مبتني بر گرايش احساسي است.
 

2.ارتباط دائمي و هميشه اي:
اين نوع دوستي مبتني بر عقل و آگاهي، به خصوصيات واقعي طرف مقابل است و لذا ارتباط و علاقه دائمي بر اساس آگاهي ايجاد مي شود. اين آگاهي سبب دوام دوستي مي گردد و آن را زوال ناپذير مي سازد. ارزش نوع دوستي آن است كه باعث تأثير در خود فرد و طرف مقابل مي شود.

 

برقراري ارتباط با امام زمان(عليه السلام):
اين ارتباط نيز به دو گونه مي تواند صورت گيرد: الف. مقطعي و زود گذر ب. دائمي و پايدار؛
الف. دوستي مقطعي و كوتاه با امام زمان(عليه السلام): از راه هاي زير امكان پذير است:
1.توجه و ابراز علاقه در جشن هاي ساليانه نيمه شعبان روز ولادت با سعادت آن حضرت؛
2.خواندن دعاي ندبه، زيارت آل يس، دعاي عهد، دعاي فرج، نماز امام زمان(ليه السلام)؛
3.رفتن به مسجد جمكران، مسجد سهله در كوفه و دعا براي فرج آن حضرت؛
4.استمداد، توسل و توجه به حضرت مهدي(عليه السلام) براي رفع مشكلات.
ب. دوستي و ارتباط دائمي و پايدار با امام زمان(عليه السلام): از راه هاي زير امكان پذير است:
1.ايجاد علاقه و دوستي واقعي و قلبي(يعقوب وار): قرآن كريم در داستان حضرت يوسف(عليه السلام) ما را اين گونه راهنمايي كرده است: يعقوب به فرزندان خود فرمود: اي فرزندان من! برگرديد به مصر و به دنبال يوسف و برادرش بگرديد. (يا بَنِيَّ اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِنْ يُوسُفَ وَ أَخِيهِ ـ يوسف87). اما هنگامي كه برادران به مصر برگشتند، نزد عزيز مصر [كه همان يوسف(عليه السلام) بود] آمده و مشكلات خود را مطرح نمودند و خود يوسف(عليه السلام) را فراموش كردند: "يا أَيُّهَا الْعَزِيزُ مَسَّنا وَ أَهْلَنَا الضُّرُّ وَ جِئْنا بِبِضاعَةٍ مُزْجاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْكَيْلَ وَ تَصَدَّقْ عَلَيْنا إِنَّ اللَّهَ يَجْزِي الْمُتَصَدِّقِينَ"(يوسف،88) "اي عزيز مصر، سختي [و قحطي] به ما رو آورده و با پولي نا چيز نزد تو آمديم؛ اما تو از راه لطف و كرمت پيمانه ما را پر [و گندم كافي به ما عطا كن] كه خداوند كريمان را پاداش نيكو خواهد داد".
ارتباط و دوستي ما بايد از مرحله "مشكلات شخصي" عبور كرده، فقط به خاطر خود امام عصر(عليه السلام) باشد تا اين دوستي عميق و دائمي گردد؛ زيرا در نوع اول، فقط هنگامي كه مشكلي به ما روي آورد، به ياد امام زمان(عليه السلام) مي افتيم آن هم براي رفع مشكلات و نه براي آن حضرت.
ارتباط عميق و صميمي با امام زمان(عليه السلام)، آن گاه برقرار مي شود كه مشكلات را فراموش كرده تنها خود يوسف زهرا و ظهور او را بخواهيم. همان گونه كه در زندگي اگر بخواهيم علاقه خود را به كسي نشان دهيم، از خود او دلجويي مي كنيم، به او هديه اي مي دهيم و به او ابراز علاقه مي كنيم. البته براي ايجاد اين نوع دوستي"برنامه مداوم" لازم است. مانند : دعاي عهد هر روز صبح ، خواندن قرآن براي سلامتي حضرت به طور روزانه و....
2.احساس حضور؛ راه ديگري كه در دستورات ديني به آن تاكيد شده است تا يك ارتباط عميق و صميمي با امام زمان(عليه السلام) برقرار شود، احساس حضور امام(عليه السلام) و تبديل غيبت به حضور است. در احاديث شريف آمده است: كساني كه غيبت امام زمان(عليه السلام) نزد آنان "به منزله مشاهده" باشد، هميشه امام را حاضر و ناظر مي بينند. امام سجاد(عليه السلام) به ابوخالد كابلي فرمودند: "مردم زمان غيبت حضرت مهدي(عليه السلام) كه معتقد به امامت او هستند و منتظر ظهور او نشسته اند، با فضيلت ترين مردم دنيايند؛ زيرا خدا عقل و فهمي به آنان عطا كرده كه "غيبت" نزد آنان به منزله ظهور و "مشاهده" گشته است. آنها همانند مجاهدين در ركاب پيامبرند ...." (منتخب الاثر، ص244).
پس بايسته است حضور حضرت را واقعي بدانيم و آن را در زندگي احساس كنيم و غيبت او را به حضور تبديل كنيم.
سيره بزرگان و مراجع ديني، بر اين بوده است كه با احساس حضور امام زمان(عليه السلام) رابطه عميق و دائمي بين خود و آن محبوب دل ها برقرار سازند و پرده غيبت را از جلو چشم خود به كنار نهند تا به طور صميمي و راحت با يوسف زهراگفت و گو و درد و دل كنند. اگر چه ممكن است بنا به مصلحت الهي ظهور آن خورشيد هدايت، سال هاي متمادي به طول انجامد؛ اما "حضور و احساس حضور" با "ظهور مادي" تفاوت دارد. اگر اين احساس حضور دائمي نسبت به آن امام همام به وجود آيد و ما خود را در مقابل و جلو ديدگان مبارك ايشان بدانيم، بر اعمال و رفتار خود نيز مواظبت خواهيم كرد و قلب آن عزيز را با گناهان خود آزرده نخواهيم ساخت و دوري از گناه، باعث ارتباط دائمي و دوستي پايدار با آن "يار" خواهد بود.
در اين حالت، شما حضور ايشان را با همه وجودتان احساس مي كنيد، بين خودتان و ايشان پرده و مانعي نمي بينيد.

 

 

 


|
امتیاز مطلب : 400
|
تعداد امتیازدهندگان : 112
|
مجموع امتیاز : 112
نویسنده : تاج بخشيان
تاریخ :
امام زمان(عج) چه نوع محبتی از ما می‌خواهند

 

امام زمان(عج) چه نوع محبتی از ما می‌خواهند

امام زمان علیه السلام فرمودند:

هدف و قصد خویش را نسبت به محبّت و دوستی ما - اهل بیت عصمت و طهارت - بر مبنای

عمل به سنّت و اجراء احکام الهی قرار دهید، پس همانا که موعظه‌ها و سفارشات لازم را

نموده‌ام؛ و خداوند متعال نسبت به همه ما و شما گواه می‌باشد.

 

متن حدیث:

قالَ الإمام المهدی، صاحب العصر و الزّمان (علیه السلام و عجّل الله تعالی فرجه الشّریف

 

وَاجْعَلُوا قَصْدَکُمْ إلَیْنا بِالْمَوَدَّةِ عَلَی السُّنَّةِ الْواضِحَةِ، فَقَدْ نَصَحْتُ لَکُمْ، وَ اللّهُ شاهِدٌ عَلَیَّ وَ عَلَیْکُمْ.

 

"بحارالأنوار: ج 53، ص 179، س 16، ضمن ح 9"



|
امتیاز مطلب : 29
|
تعداد امتیازدهندگان : 8
|
مجموع امتیاز : 8
نویسنده : تاج بخشيان
تاریخ :
شيعيانم مرا نمي خواهند

 

شیعیانم مرا نمی خواهند...

"بسم الله الرحمن الرحیم"

یکی از کسانی که توفیق ملاقات باامام عصر -عجل الله تعالی فرجه الشریف- را پیدا کرده وآن

حضرت را در ملاقات نموده است که بسیار ناراحت بوده وگریه می کرده اند.

می گوید: از آن حضرت سوال کردم آقاجان! ای سرورم چرا اینقدر گریه می کنید؟

حضرت در جواب فرمودند: "شیعیان مرا نمی خواهند"

باز پرسیدم: آقاجان قربانتان بروم اکثرمردم شمارا می خواهند وهمیشه برای فرج شما دعا

می کنند.

حضرت فرمودند: "از صدنفر یکی ازآنها از ته قلب برای فرج من دعا می کند.

اگر فقط شیعیان ایران یک باربرای ظهور من انقلاب می کردند (وباهم مرا می خواستند)

خداوند ظهور و فرج مرا می رساند

آری! اگر شیعیان ایران همه باهم یک انقلاب درونی واخلاقی پیداکنیم و باهم همدل شده و

زمینه رابرای ظهور آن حضرت فراهم آوریم حتما ظهور آن حضرت فرا می رسد.

یکی از بزرگان در این زمینه می فرمودند: اگر مردم یک حالت انقطاع پیدا کنند و یکباره دلشان

از همه جا بریده شود و فقط متوجه امام زمان -عجل الله تعالی فرجه الشریف- شوند حتما به

خواست خدا ظهور انجام می شود.

گاهی حتی برای یک مسابقه فوتبال چون اکثرمردم کشور قلبشان متوجه خدا شده و باهم دعا

می کنند نتیجه را تغییر می دهند واین سخن خداست که فرموده:

 «اگر دعای شمانبود خدا به شماتوجهی نمی کرد»۲

۱.دراوج تنهایی ص۳۴

۲سوره فرقان آیه ۷۷

ازکتاب کیست مرایاری کند(محمدیوسفی)

"اللهم عجل لولیک الفرج"

برگرفته از وبلاگ omidan1390.blogfa.com



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : تاج بخشيان
تاریخ :
سفارش امام عصر به خواندن نافله ، زيارت عاشورا وجامعه

 

حاج سید احمد رشتی می فرماید:

« در سال 1280، به قصد حج بیت الله الحرام از رشت به تبریز آمدم و در خانه حاج صفرعلی تاجر تبریزی منزل کردم؛

اما چون قافله ای نبود، متحیر ماندم تا آن که حاج جبار جلودار سدهی اصفهانی برای طرابوزن (از شهرهای ترکیه) بار برداشت.

من هم به تنهایی از او حیوانی کرایه کرده و رفتم. وقتی به منزل اول رسیدیم، سه نفر دیگر به تشویق حاج صفرعلی به من ملحق شدند:

یکی حاج ملا باقر تبریزی، دیگری حاج سید حسین تاجر تبریزی و سومی حاجی علی نام داشت که خدمت می کرد که به اتفاق روانه

شدیم. به ارزنة الروم ( شهری تجاری و صنعتی در شرق ترکیه ) رسیدیم و از آن جا عازم طرابوزن شدیم

در یکی از منازل بین این دو شهر، حاج جبار جلودار آمد و گفت: منزلی که فردا در پیش داریم مخوف است امشب زودتر حرکت کنید که به

همراه قافله باشید. این مطلب را به خاطر آن می گفت که ما در سایر منازل، غالباً با فاصله ای پشت سر قافله راه می رفتیم.

لذا حدود سه ساعت پیش از اذان صبح، حرکت کردیم. حدود نیم فرسخ از منزل خود دور شده بودیم که ناگاه هوا دگرگون شد و برف باریدن

گرفت به طوری که هر کدام از رفقا، سر خود را پوشاندند و به سرعت رفتند؛ اما من هر قدر تلاش کردم نتوانستم به آنها برسم و در آن جا

تنها ماندم.

از اسب پیاده شدم و در کنار راه نشستم. خیلی مضطرب بودم؛ چون حدود ششصد تومان برای مخارج سفر همراه داشتم و ممکن بود راهزن

یا دزدی پیدا شود و مرا به خاطر آنها از بین ببرد. بعد از تأمل و تفکر، با خود گفتم: تا صبح همین جا می مانم بعد به منزل قبلی برگشته،

چند محافظ همراه خود می آورم و به قافله ملحق می شوم.

در همان حال ناگاه باغی مقابل خود دیدم و در آن باغ باغبانی که در دست بیلی داشت، مشاهده می شد. او بر درختها می زد که برف

آنها بریزد. پیش آمد و نزدیک من ایستاد و فرمود: تو کیستی؟

عرض کردم: رفقایم رفته و من مانده و راه را گم کرده ام.

فرمود: نافله شب بخوان تا راه را پیدا کنی.

مشغول نافله شب شدم. بعد از تهجد (نماز شب)، دوباره آمد و فرمود: نرفتی؟

گفتم: والله، راه را بلد نیستم.

فرمود: جامعه ( زیارت جامعه کبیره – مفاتیح الجنان ) بخوان تا راه را پیدا کنی.

من جامعه را از حفظ نداشتم و الان هم از حفظ نیستم با آن مکرر به زیارت عتبات مشرف شده ام. از جای برخاستم و زیارت جامعه را از

حفظ خواندم.

باز آن شخص آمد و فرمود: نرفتی؟ بی اختیار گریه ام گرفت و گفتم: همین جا هستم چون راه را بلد نیستم. فرمود عاشورا بخوان.

من زیارت عاشورا را از حفظ نداشتم و الان هم حفظ نیستم در عین حال برخواستم و مشغول زیارت عاشورا از حفظ شدم، و تمام لعن

و سلام ها و دعای علقمه را خواندم.

دیدم باز آمد و فرمود: نرفتی؟

گفتم: نه، تا صبح همین جا هستم. فرمود: الان تو را به قافله می رسانم. ایشان رفت و بر الاغی سوار شد و بیل خود را به دوش گرفت

و آمد. فرمود: پشت سر من بر الاغم سوار شو.

سوار شدم و اسب خود را کشیدم اما حیوان حرکت نکرد.

فرمود: دهنه اسب را به من بده.

ایشان بیل را به دوش چپ گذاشت و عنان اسب را با دست راست گرفت و به راه افتاد و اسب کاملاً آرام می آمد و ایشان را اطاعت

می نمود بعد آن بزرگوار دست خود را بر زانوی من گذاشت و فرمود:

شما چرا نافله نمی خوانید؟ نافله، نافله، نافله.

باز فرمود: شما چرا عاشورا نمی خوانید؟ عاشورا، عاشورا، عاشورا.

بعد فرمود: شما چرا جامعه نمی خوانید؟ جامعه، جامعه، جامعه.

در زمان طی مسافت، مسیری دایره ای را پیمودیم ناگاه برگشت و فرمود: اینها رفقای شما هستند.

دیدم رفقا کنار نهر آبی پیاده شده، مشغول وضو برای نماز صبح بودند.

از الاغ پیاده شدم تا سوار اسب خود شوم، نتوانستم. آن جناب پیاده شد و بیل را در برف فرو کرد و مرا سوار نمود و سر اسب را به سمت

رفقا برگرداند. من در آن حال به فکر افتادم این شخص که بود که به زبان فارسی صحبت می کرد در حالی که این طرفها زبانی جز ترکی و

مذهبی جز مذهب عیسوی وجود ندارد! تازه چطور به این سرعت مرا به رفقای خود رسانید.

به خاطر همین فکرها پشت سرم را نگاه کردم؛ اما کسی را ندیدم و از ایشان اثری نیافتم. و بعد از این جریان به رفقای خود ملحق شدم. »

منبع : مفاتیح الجنان (شیخ عباس قمی)



|
امتیاز مطلب : 50
|
تعداد امتیازدهندگان : 13
|
مجموع امتیاز : 13
نویسنده : تاج بخشيان
تاریخ :
سيد عبدالكريم كفاش

 

قلم بتراشم از هر استخوانم

مرکب گیرم از خون رگانم

بگیرم کاغذی از پرده دل

نویسم بهر یار مهربانم

سید عبدالکریم پیرمرد کفاش معاصری بود که در تهران زندگی میکرد

بسیاری از بزرگان معتقد بودند که حضرت ولی عصر(علیه السلام) به

حجره کوچک کفاشی او رفت وآمد دارد .

ایشان به یکی از دوستان گفته بود روزی حضرت از من سوال فرمودند:

((سید عبدالکریم اگر یک هفته بگذرد و ما را نبینی چکار میکنی؟))

عرض کردم آقا جان میمیرم

حضرت فرمود: اگر اینگونه نبودی ما نمی امدیم



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : تاج بخشيان
تاریخ :
أوصاف مهدي/نظام الدين

 

نظام الدین

امام زمان(ع) محور عالم و آدم است،«او» محور خلقت و طبیعت است،

«او» محور دین و دیانت است،همه چیز به دور شمع وجود او می چرخد

و همه امور به واسطه او سامان می یابند،از جمله دین که «او» سامان دهنده و نظام بخش آن می باشد.

پس همان طور که از معصومین رسیده،به جاست که ایشان را این گونه توصیف کنیم:

((أنتَ نِظامُ الّدِینِ،وِ یَعسُوبُ المُتَّقینَ))؛  

((تو نظام بخش دین هستی و پیشوای پرهیزگاران))

مفاتیح الجنان،زیارت صاحب الامر/بحار الانوار،ج99،ص116.



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : تاج بخشيان
تاریخ :
حديث عشق

 

ابو تراب عبدالله موسي روياني از حضرت عبد العظيم حسني روايت كرده كه فرمود :

بر امام جواد ( ع ) وارد شدم خواستم درباره قائم ( ع ) از او بپرسم كه آيا مهدي اوست يا ديگري ، حضرت ابتداء لب به سخن گشود وبه من فرمود : اي ابا قاسم " قائم ما همان مهدي ( ع ) است كه واجب است در زمان غيبتش انتظار وي را داشته باشند ، و در زمان ظهورش مورد اطاعت وفرمانبرداري قرار گيرد ، او سومين فرزند من است ، سوگند به كسي كه محمد ( ص ) را به نبوت برگزيد و امامت را به ما اختصاص داد ، اگر از عمر دنيا جز يك روز بيشتر باقي نمانده باشد ، خداوند آنروز را به اندازه اي طولاني مي كند تا قائم ( ع ) در آن ظهور نمايد ، و زمين را پس از آنكه از ظلم وستم پر شده باشد آكنده از عدل و داد ميسازد ، خداي سبحان امر ظهور آنحضرت را يك شبه سرو سامان ميبخشد چنانكه أمر موسي كليم خود را چنين كرد ، آنگاه كه براي بر گرفتن آتش براي خانواده اش رهسپار گرديد وزمانيكه برگشت پيامبر وفرستاده خدا شده بود ، سپس امام ( ع ) فرمود : برترين اعمال شيعيان وپيروان ما انتظار فرج است " .

كمال الدين : ج 2 ص 377 ب 36 ح 1



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : تاج بخشيان
تاریخ :


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران