یا صاحب الزمان :

 

 

 

هر شب که انتظار تو را می برم به روز


شرمنده ام که بی تو نفس می کشم هنوز


اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر


برای سلامتی و تعجیل در فرج حضرت حجت 10صلوات



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : تاج بخشيان
تاریخ :
آقای ثانیه‌ها!

 

آیا از سرزمین یاس‌ها آمده‌ای كه عطر نفس‌هایت از فرسنگ‌ها جانمان را می‌نوازد؟!


یا از سرزمین آیینه‌ها آمده‌ای كه صداقت در كلامت موج می‌زند...؟!

چشمان پرگناه ما هرگز تو را ندید. امّا با قلبمان تو را همیشه احساس می‌كنیم.

سلالة زهرا!

از دل‌تنگی زیاد گفته‌ایم و زیاد شنیده‌ای
 
امّا مسئله این است آیا باور كردنش برایت آسان است یا دشوار!

آقای لحظه های پرالتهاب من!

جهان در پشت میله‌های زندان «چه كنم»گرفتار است
و زمین با همة وجود خود «ظهر الفساد فی البرّ و البحر بما كسبت أیدی الناس» را احساس می‌كند.

مهربان‌تر از باران!

كودكان فقیری را در سرزمین‌های غنی غارت شده بارها دیده‌ام كه حتی به اندازة یك نفس كشیدن به آینده امیدی ندارند.
فرزندانی كه از درد لاغری وگرسنگی به سادگی می‌شود دنده‌های نازك آنها را شمرد.

عزیزفاطمه!

من مادرانی را دیده‌ام كه فرزندان خود را در قنداقه‌ای پر از گل‌های سرخ می‌پیچند
امّا به جای گهواره آنها را در گوری سرد می‌نهند و به جای لالایی نشید زار می‌خوانند.

آقای پر از احساس!

من آوارگان پر از خاك و نیاز را كه با هزاران بیم و امید به سرزمین‌های همسایه می‌گریزند
و از مرگ به سوی تحقیر می‌شتابند را بارها دیده‌ام.

تنهاترین مرد خدا!

من عروسك‌های بچه‌های همسایه (فلسطین) را كه چشمانش خون و دست‌هایش تیغ آتش است
كه می‌بینم از عروسك‌های مخمل خودم می‌ترسم.
من تازه عروسان بیوه شده و عمر یك روزة نوزادانی را كه سال‌ها در انتظارشان بوده‌اند می‌فهمم.
من چنگال‌های بی‌رحم نامردان عالم كه بر جوانی جوانان ما چنگ می‌اندازد را می‌بینم.
من قلم‌هایی را كه تو را افسانه می‌خوانند می‌دانم.

یاور افلاكی من!

انگار هنجرة هنجارهای اسلام را غبار حرص و غفلت مسلمان آزار می‌دهد
و من هنوز هم متحیّرم كه خدا چقدر صبور است!

شاهد دادگاه عدل!

بگذار تا اعتراف كنم كه اگر به اندازة جرعه‌ای عاشقت بودیم می‌آمدی. نیستیم كه نمی‌آیی...
حكومت عشق در مملكتی علَم می‌شود كه مردمش عاشق باشند؛
آری ما فقط عاشقی را «شعار» داده‌ایم و بس.
مهربانا! مگذار تسبیح نگاهمان از فرط جدایی دانه دانه شود...

اللّهمّ بلّغ مولانا الإمام الهادی المهدی(عج)


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : تاج بخشيان
تاریخ :
بي تاب يوسف

 
 
نويسنده:محمد علي کعبي


زمين حتي ثانيه اي تاب فراق ندارد. پيامبري پس از پيامبر و امامي پس از امام، اشتياق زمين به صالحان را پاسخ گفته اند.
اکنون اما زمانه غريبي است . عصر بي نظير غيبت،روي سرزمين سايه افکنده است.
زمين درمدار بين بقا و فنا در حال حرکت است و آن کنعاني در انتظار يوسف گم گشته خود مانده است.
يوسف ماجايي روي همين خاک، زمين همين آسمان،همين هوا را استنشاق مي کند.
چه شده است که سال ها مي گذرد و از وعده تمام انبيا خبري نيست؟
انسان دورترين ستاره را رصد کرده است، اما از ديدن موعود محروم است.
هسته اتم را شکافته است، اما درک و شوق درستي از پيشواي خود ندارد.
شب هامان چراغاني است،ولي آفتاب وجودش هنوز از پشت ابر مي تابد؟ تمدن، ما را به کدام سو مي برد؟
ما از روح خود فاصله گرفته ايم و جسم را به نقاط عجيب وهولناکي رسانده ايم.
آيا زمان ايستادن و انديشيدن نيست. روح ما هنوز در عصر جاهليت خاک مي خورد
و از شنيدن صداي رساي پيشوايان الهي سرباز مي زند.
چرا هيچ هواپيمايي به سمت جهاني که اودرآن است، پرواز نمي کند؟
جهان موعود کجاست؟
جهان موعود چگونه زندگي و تمدن را در هم مي آميزد؟
ما در شعر و شعار غوطه ور شده ايم و
حقايقي چون ظهور،پيشواي موعود و جهاني ديگر را به دست خيال و توهم برده ايم.
هنوز وقت آن نشده است که جهان دست هايش را از جيب هاي خالي اش بيرون بياورد و به سمت آسمان ببرد؟
هنوز وقت آن نشده است که جهان با همه شلوغي، جاي خالي مهدي زمان را احساس کند؟
ما فريب خورده اين پرسشيم که منجي بشر چرا دير کرده است؟
و درحقيقت ماييم که حتي حرکت نکرده ايم تا چيزي دير شود يا نشود....
ما فريب خورده اين خياليم که سعادت،آهن افزارهايي است که با دست خود مي سازيم و از بين مي بريم.
جهان ما بدون او، جهان زيبايي نيست؛
جهان گل هاي کاغذي و لبخندهاي مصنوعي است؛
جهان سراب است.
ديگر وقتي نمانده است.
چند هيروشيماي ديگر درراهند؟
چرا دير کرده ايم؟جهان در انتظار است!.

 

 



|
امتیاز مطلب : 62
|
تعداد امتیازدهندگان : 16
|
مجموع امتیاز : 16
نویسنده : تاج بخشيان
تاریخ :
دلم گرفته ازاین بغض های تکراری

 

شبیه قطعه ی گنگی که توی پازل نـیست

شکسته های دلم بی توهیچ کامل نیست

دلــم گــرفـتـه از ایـن نـبـضـهــای تـکــراری

دلــی کــه یـاد تو را دم نمی زند دل نیست

چـقـدر پـشت سرت حـرف می زنـنـد ولــی

نــگــاه آیـنــه جز نـقطـه ی مـقابـل نـیست

بــیـــا و دست مــرا هــم بــگیـر، غیـر از تـو

کــســی بــرای دلــم احــترام قائل نیست

تو گفته ای که می آیی غروب جمعه و حیف

همیشه حرف زدن با عمل معادل نیست !!

 



|
امتیاز مطلب : 73
|
تعداد امتیازدهندگان : 18
|
مجموع امتیاز : 18
نویسنده : تاج بخشيان
تاریخ :
سه دعای مهم برای امام زمان (ع)

کسی که شیفته واقعی امام زمان(ع) است در دعا برای ظهور مولایش اسیر الفاظ و گرفتار عبارت پردازی نیست،
بلکه از عمق جان دعا می کند و با تمام وجود گمشده اش را می طلبد.

۱ـ دعا برای شناخت امام زمان(ع)
معرفت و شناخت امام زمان، امری حتمی و ضروری است،
چرا که طبق حدیث نبوی مرگ کسی که نسبت به امام زمانش آگاهی ندارد، مرگ جاهلیت است.
بنابراین یکی از وظایف یک مسلمان این است که امام زمانش را بشناسد و
در این راه از هیچ کوششی دریغ نورزد.
از جمله کوشش‌ها دعا برای شناخت امام از حضرت حق تعالی است
که از خدا استعانت بجوید و بخواهد که معرفت امام را برای او میسر و مقدور نماید.

۲ـ دعا برای سلامتی امام زمان(ع)
یکی از وظایف دوستان امام این است که برای سلامت و صیانت حضرت از خطرات و بلایایی که جان امام را تهدید می کند،
با هر زبانی که بدان مسلط ‌اند، دعا کن‌اند و
بهتر آن است که دعاهای مأثور را بخوان‌اند (مانند: دعای اللهم کن لولیک...) و ادعیه دیگر که در مفاتیح الجنان آمده است.

۳ـ دعا برای تعجیل در ظهور امام زمان(ع)
یکی از وظایف مسلم شیعیان در زمان غیبت امام زمان،
دعا برای قرب ظهور و درخواست تعجیل در قیام آن حضرت است.
شیعه راستین و دلباخته امام زمان کسی است که
در هر صبح و شام و با هر نماز و نیاز دست حاجت به پیشگاه خدای دراز کرده و
از او ظهور مولایش را بطلبد.


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : تاج بخشيان
تاریخ :
مدت حكومت حضرت مهدي (ع)
در روايات اسلامي در مورد به اختلاف نقل شده ،
پنج سال ، هفت سال ، بيست سال ، نوزده سال ، هفتاد سال .
(اثباه الهداه، ج7، ص179- المجالس السنيه، ج5، ص699 و 702)
و در بعضي از روايات چهل سال و 309 سال به اندازه مدت خواب اصحاب كهف نيز گفته شده است.
(بحارالانوار، ج52، ص390)

 


بعيد نيست كه مدت حكومت آن حضرت 309 سال باشد ،
ولي مراحل حكومت او پنج سال و هفت سال و نوزده سال باشد و
پس از چهل سال ، تكميل گردد و سپس ادامه يابد ، امام باقر (ع) فرمود :
يملك القائم ثلاثماه سنه و يزداد تشعاً كما لبث اهل الكهف في كهفهم،
يملا االارض عدلا و قسطاً كماملئت ظلماً و جوراً، فيفتح الله له شرق الارض و غربها،
و يقتل الناس حتي لا يبقي الا دين محمد (ع) :
‹‹امام قائم(ع) 309 سال به مقدار خواب اصحاب كهف در غار خود ، حكومت مي كند ،
سراسر زمين را پس از آنكه پر از ظلم و جور شده ، پر از عدل و داد نمايد ،
خداوند شرق و غرب زمين را براي او فتح نمايد ،
او دشمنان را بكشد به گونه اي كه تنها دين اسلام در سراسر جهان باقي بماند.›› (بحارالانوار، ج52، ص390)


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : تاج بخشيان
تاریخ :
دستهاي ما تو را مي طلبد يا مولا!

آقاي ما!

در عبور از گذر لحظه ها،

در تپش مدام زمين و نگاه زهرآلود زمان،


مهر در سراشيب جاده ي عمل زير چرخهاي سنگين ستم له ميشود در نبودت!
تو ما را رها نخواهي کرد و

ما هر روز و هر ساعت و حتي هر ثانيه در آرزوي زيارت رخ چون خورشيدت،

دست بر آسمان داريم و در محمل نياز، از پروردگار بلند مرتبه، ظهور پرشکوه تو را تمنّا مي کنيم!
آقاي ما!
بيا که احساس نيازمند توست!
پرنده ها در سلام صبحگاه خود تو را مي خوانند و

گلها به اميد نوازشت رخ مي نمايانند!
بيا که دستهاي نا توان ما در آرزوي ياوري تو مولا، شب و روز از گونه هامان قطرات شبنم را بر مي چيند و

لطافت باران را به جاده هاي عشق مي پاشد،

بلکه گلستاني بسازد از گلهاي ناز و اطلسي که فرش راهت باشد و

خاک قدمت!
بيا که زمين تشنه ي محبت و سلام توست و

زمان در نقطه ي انتظار ايستاده است..........



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : تاج بخشيان
تاریخ :
اولین و آخرین حاجت

اولین و آخرین حاجت

 

مولای غریبم!
نیامده ای اما نیک می دانی که کمی آن سو تر از سرزمین من،
درویشان حتی نان خشکیده ای ندارند تا در آب فرو ببرند،
نیامده ای اما خوب می دانی،
کمی آنسوتر از سرزمین من چه کودکان معصومی که از گرسنگی پرپر شدند.
نیامده ای اما می دانی گروهی افراطی،
متوسل شدن به تو و اجداد پاکت را شرک اکبر دانسته و حکم به قتل ما داده اند...



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : تاج بخشيان
تاریخ :
برمن بتاب

 

«بسم الله الرحمن الرحيم»

 السلام علیک یا مولانا یا صاحب الزمان (عج)

آقای مهربانم سلام...!

مدتی می‌شود که بهانه‌های مختلف، پنجره ی روشنی را بر من بسته است...
مثل همه ی اهل زمانه‌ام! 
آخر مردمان زمانه ی ما،
به بهانه ی زندگی پر ز نور، در تاریکی سر می‌کنند...
به بهانه ی چیدن گلی، به بوستان نقاشی شده ی تابلوی کاغذی چشم می‌دوزند...
به بهانه ی سیرابی، سراب‌ها از پس هم می‌گذرانند...
و به بهانه ی انتظارت، بر پشت دیوار غیبت تکیه می‌زنند...
و...
بهانه پشت بهانه...

گویی کسی نیست تا برخیزد و بی‌بهانه، سنگی از این دیوار غیبت برچیند...!

آری...
حالا من هم از همان اهالی‌ام...
از اهالی کوی غافلان...
از اهالی سطرهای نقطه ‌نقطه...!

اما با همه ی نداشته‌هایم،
با همه ی نقطه ‌چین ‌هایم...!
هر از گاهی، 
گرمی آفتاب مهربانی را، از پشت پنجره ی نیمه بسته ی دلم، احساس می‌کنم.
خورشیدی که به آهستگی، 
با قدومی آرام و بی‌صدا...
بر داخل کلبه ی سرما زده‌ام، گرمی می‌چکاند...

باز هم مثل مردم زمانه‌ام...!

اما نمی‌دانم چه می‌شود که در جستجوی تابش بیشتر، 
و آن‌همه حرص و ولع بیش از پیش، داشته‌هایمان را هم پشت گوش می‌اندازیم...
بیش خواستن کجا و اندک را هم ز کف دادن کجا؟

آقاجان... 
چه می‌کنی با ما نامردمان؟
چه می‌کنی با این‌همه پنجره ی بسته و مهر و موم شده؟
چگونه از روزنه ی پنجره‌های سنگی، بر ما نااهلان می‌تابی و گرمیت را دریغ نمی‌کنی؟

مولاجان دلم برایت تنگ است...
تنگ‌تر از پیش...
بر من بتاب ای خورشید...
بر کلبه ی محقّر دلم باز هم بتاب...
باز هم بر همه ی مردمان زمانه‌ام بتاب...!

تا شاید گرمی نگاهت، خواب زمستانی را از چشمهای خواب‌زده ی مان بزداید...
بر ما بتاب...

التماس دعا

اللهم عجل لوليک الفرج

 



برچسب‌ها: امام زمانعجمهدویتدل نوشته های مهدوی



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : تاج بخشيان
تاریخ :
سامرا يعني........

 


اولین باری بود که به کاظمین و سامرا می رفتم!

هنگامی که با حرم مخروبه امامان عسکریین مواجه شدم برایم باور کردنی نبود !

وقتی خودم را در کنار ضریح  پارچه ای این دو امام یافتم، بهت تمام وجودم را گرفت

باورم نمی شد ، اینجا سردابه مقدس امام زمان (عج) است که

اين چنین  سقف آن ، به خاک مطهرش سجده کرده است !

 

http://dl.tazohor.com/dl1/filez/haram3_(Tazohor.com).jpg


اما آنچه تمام وجودم را سوزاند ، شعار نویسی ها و ناسزاهایی بود که

علیه امیر المومنین علی (ع ) در خروجی شهر سامرا بر روی دیوارها دیده می شد!

گویا مظلومیت این خاندان ابدی است!

می خواستم فریاد بزنم :

آهای مردم سامرا هنوزهم در فرهنگ لغات ما، ضرب المثل "گدای سامرا" وجود دارد.

با شما هایم که یک عمر شهرتان جیره خور کرامات زائران حرم خلیفگان خدا بر روی زمین بوده است!

گویا یادتان رفته که نام شهرتان "سامرا" مخفف جمله

"سُر مَن رَﺁه" به معنی : "شاد شد هرکه او(حضرت حجت) را دید" است!

وبلاگ گل نرگس



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : تاج بخشيان
تاریخ :


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران