اولین و آخرین حاجت

اولین و آخرین حاجت

 

مولای غریبم!
نیامده ای اما نیک می دانی که کمی آن سو تر از سرزمین من،
درویشان حتی نان خشکیده ای ندارند تا در آب فرو ببرند،
نیامده ای اما خوب می دانی،
کمی آنسوتر از سرزمین من چه کودکان معصومی که از گرسنگی پرپر شدند.
نیامده ای اما می دانی گروهی افراطی،
متوسل شدن به تو و اجداد پاکت را شرک اکبر دانسته و حکم به قتل ما داده اند...



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : tajbakhshiyan12
تاریخ : جمعه 26 اردیبهشت 1393
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید



💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران