درد ودلي با مولا

 

بابى انت و امى یا آل المصطفى انى مؤمن بولایتکم معتقد لامامتکم مقر بخلافتکم 
دیشب به سیل اشک ره خواب مى‏زدم 
نقشى به یاد خط تو بر آب مى‏زدم 
مولاى من
از گذشتگان هر که خبر دار مى‏شد که امت آخرالزمان یگانه امام و راهنماى خود را فراموش مى‏کنند دلش به حالمان سوخت؛ چرا که باورشان نمى‏آمد که مى‏توان بدون خورشید هم زندگى کرد و باورشان نیامد که مگر مى‏شود بدون گرماى محبوب، سرد و یخزده روزگار را گذراند.
حبیب من
قصه پر غصه فراق و جدایى تو را هر اهل دلى که بشنید از درد جانش به خزان نشست .
اهل دل که نه، داستان غیبت تو را بر هر سنگ و گیاه و حیوانى که خواندند پژمرده گشت... 
کبوتران آسمان به حال ما بیچارگان رقت کردند، ماهیان آب ها، مدام عوض ما ظهور تو را طلب کردند 
امّا 
این درد را به کجا برم 
اى حبیب همه جان‏هاى پاک 
اى حبیب هر سنگ و درخت 
من، من که باید مدام به انتظار تو باشم.
من که باید چشمانم همیشه اشک آلود نیامدنت باشد .
من که باید بغض بزرگى همواره راه نفسم را بگیرد .
آسوده و بى‏خیال 
به دور از تو به خود مشغول شدم 
آرى همه ما به خود مشغول شدیم 
رفتیم به نماز ایستادیم و نفهمیدیم که او شرط نماز؛ 
یعنى قبله ما 
در کجا مانده است .
نفهمیدیم که او در کجا تنها مانده است .
نفهمیدیم که نماز بدون امام عشق معنا ندارد.
نفهمیدیم نماز بدون تکبیر پیشواى محبت نماز نیست و از این رو همه نمازهایمان رنگ عادت به خود گرفت .
آرى رفتیم به طواف حرم و نفهمیدیم که خورشید و ماه و ستاره، همه مخلوقات طواف وجود او مى‏کنند به پرده کعبه چنگ زدیم و هیچ نفهمیدیم که پرده کعبه حرمت لباس او را نیز ندارد. نفهمیدیم که این همه حاجیان راه صفا گم کرده‏اند .
و اینک که این همه را مى‏نگرى 
گریه‏اى غریب بر دلت سنگینى مى‏کند .
چه مدت‏ها که در هنگام اشک او ما بى‏خبر بوده‏ایم !
چه ساعت‏ها که در هنگام حزن او ما بى‏خیال بوده‏ایم.
مولاى من
آنقدر روزها و شب‏ها آمد که ما به خود نیامدیم و نپرسیدیم چرا تو در صحراها خیمه نشین شده‏اى. چرا که دور از مردمان زندگى مى‏کنى ؟
ما به خود نیامدیم و تو هر روز امیدوارى که ما به سویت برگردیم .
تو هر روز چشم انتظارى که ما براى نیکبختى خودمان ،
براى سعادت خودمان به سوى تو برگردیم .
مولاى من
اى خسته سال‏هاى طولانى غیبت ،
اى رنجور نامردمى ما ،
اینک ما ،
در دل تار شب ،
در خلوت بى‏کسى روز ،
آرام بر مى‏خیزم ،
دو رکعتى نماز حاجت مى‏خوانم که مرا ببخشى .
دو رکعتى نماز نیاز مى‏خوانم که بدى‏ها و غفلت هایم را نادیده بگیرى ،
و تو چقدر مهربان 
همه گذشته‏هایم را ، همه بدى‏هایم را ، مى‏بخشى ، نادیده مى‏گیرى 
مهربان و پر نور.
مرا مى‏پذیرى . آرى صداى شکستن دلم را اول از همه تو شنیده‏اى.
دل نگران من قبل از همه تو بوده‏اى
مهربان و پر نور ، مرا مى‏پذیرى ، و نواى گرم و صمیمى‏ات در بند بند وجودم شنیده مى‏شود که مى‏فرمایى
خدایا خداوندا! از درگاهت مى‏خواهم که از ثواب‏هاى من مهدى بردار و در نامه اعمال شیعیانى قرار ده که اینک دل شکسته و خجلت زده برگشته‏اند?
اللهم احى به القلوب المیته 

سعید بیان الحق



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : تاج بخشيان
تاریخ : جمعه 15 آذر 1392
درس(١٣٨) امام شناسي/سيماي حكومت جهاني مهدي(عج)

 

سيماي حكومت جهاني حضرت :

1- پاكسازي كره زمين از ستم و ستمكاران

2- احياء دوباره اسلام و جهاني شمودن آن

3- ابزار هدايت مردم توسط حضرت

شكست دادن پي در پي حضرت –(ستايش غرب و مردم)

اطاعت مسيح – (تبعت غرب)

تحول عظيم اقتصادي و رفاحي –( تاثير برغرب)

4- بدست آوردن گنج هاي زمين و تقسيم بين مردم

5- فراواني نعمت و آبادي زمين

6- دگرگوني علوم طبيعي و وسايل زندگي

7- راه يافتن امام به آسمانهاي هفت گانه(حتي مردم)

8- راه يافتن به بهشت و جهنم

 

خصوصيات قيام حضرت:

1-قيام با شمشير

2-عيسي(ع)ظاهر شده به ايشان اقتدا كند

3-قبل از ظهور : بدعت،ظلم،گناه،زنا،ربا،رشوه،ترك امر به معروف،زن در كار مرد،آواز مطلوب،طلاق زياد مي شود

4-بعد از ظهور : زمين ها آباد ميشود و عقل ها كامل مي شود

5-نفس زكيه ويماني كشته شوند-دجال و سفياني خروج كنند

6-قبل از ظهور جنگهاي بزرگي رخ مي دهد كه انسانهاي زيادي مي ميرند



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : تاج بخشيان
تاریخ : جمعه 15 آذر 1392
**فرشتگان حاضر در جنگ بدر**

 

فرشتگان حاضر در جنگ بدر

رواياتي چند، از ياري شدن حضرت مهدي عليه السلام توسط فرشتگان حاضر در جنگ بدر حکايت دارد.

امام صادق عليه السلام مي فرمايد: «هنگامي که قائم قيام کند، فرشتگان روز بدر (آنهايي که در جنگ بدر به ياري پيامبر آمدند)، فرود مي آيند و آنان پنج هزارند».



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : تاج بخشيان
تاریخ : جمعه 15 آذر 1392
درخواب لااقل بده اين افتخار را

 

تسکین بده قرار دل بی قرار را 
با ندبه تازه کن غم دوری یار را 
 
اَینَ السَبیل ؟ اَشرِق الیَّ بنورکَ..
تا در میان راه بیابم دیار را 
 
تنها نشسته ، خسته ، پریشان و ناامید ، 
چشمم به راه ، تا که ببینم سوار را
کودکان کار
یک عمر خوانده ام "اَرِنِی الطَلعَهَ الرَشید... " 
در خواب لااقل بده این افتخار را 
 
انت الرسول ، اَنتَ اَمیر اِنـَّکَ الغَدیر .. 
برگرد از حرا و بکش ذوالفقار را 
 
کَم اَستَغیث "اینَ ؟ مَتی ؟ لَیتَ ... " سَیّدی !
پایان بده جدایی چشم انتظار را
آنقدر جمعه های نبود تو بوده است
زیر سوال برده حساب و شمار را
**
ای گل بگو که فصل شکوفایی ات کجاست ؟ 
گم کرده ام میان زمستان بهار را



برگرفته از سایت دل تنگ امام زمان (عج)



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : تاج بخشيان
تاریخ : دوشنبه 11 آذر 1392
خشك سالي است نماز بخوانيم!!!

 

اگر چند سال باران نبارد و خشکسالی مزارع و کشتزارها و دام ما را تهیدید کند حاضریم
سرو پا برهنه به بیابان رویم و با دل شکستگی نماز استسقاء( نماز باران) بخوانیم
هرچند با اندک احتمالی به آمدن باران ...

آیا شایسته نیست دوازده قرن غیبت که خشکسالی معنوی و قحطی دیانت را به
 دنبال داشته و سعادت دنیا و آخرت ما را تهدید کرده و دین نگه داشتن را همچون
گرفتن  آتش در کف دست مشکل ساخته است ؛ ما را برای نماز جهت طلب ظهور و 
تعجیل فرج به دشت ها و صحراها بکشاند ؟؟؟


این کاری بود که بنی اسرائیل کردند و جواب گرفتند.پیر و جوان و زن و بچه به بیابان 
رفتند و یک پارچه خلاصی خود را از ستم فرعونیان طلب کردند و خداوند متعال نیز 
صد و هفتاد سال از باقی مانده ی عذاب آن ها را بخشید.

آری برای امور شخصی یا دنیوی _ اگر چه احتمال اجابت ضعیف باشد دست به دعا می شویم 
اما برای رسیدن به وقت ظهور و تسریع امر فرج_ با آن همه سفارش ها که ائمه معصومین 
(علیهم السلام) راجع به تاثیر دعا در جلو افتادن زمان ظهور به ما کرده اند _ کمتر دعا می کنیم!

منبع: دل نگاری های یک دل نگران



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : تاج بخشيان
تاریخ : دوشنبه 11 آذر 1392
دجال

 

امیرالمومنین علی(ع) فرمودند: دجال (صائد بن الصید) می باشد از اصفهان و از دهی که بیهودیه نام دارد خروج می کند (بحارالانوار ج13 / ص482).

دجال خطرناک ترین دشمن اسلام است و تاریخ ادیان تا کنون چنین دشمنی به خود ندیده است.
دجال ازنظر لغوی به معنای دروغگو، حیلت باز و مکرورز می باشد.
طبق روایات دجال در غروب همان روزی که صیحه آسمانی جبرئیل بلند می شود و می گوید حق با علی و اولاد علی است با صدای بلند فریاد می زند بطوریکه همه جن و انس صدای او را می شنوند و می گوید، ای دوستان من به سوی من آیید که من همان کسی هستم که شما را خلق کردم منم آن پروردگار شما و بر همه امور قادر و توانا هستم و همین امر باعث می شود گروهی در شک و تردید گرفتار شوند (بحارالانوار ج13 / ص483).
گفته شده اکثر پیروان دجال از طایفه یهود و زنان و اعراب تشکیل می شود (بحارالانوار ج13 / ص485).
شیعه معتقد است که دجال یک شخصیت حقیقی و یهودی می باشد که پیروان او ناصبی هستند.
اهل سنت می گوید دجال آمده است و اکنون در مصر زندگی می کند و اسمش (عبدا...ابن ساعد) می باشد.
در بحارالانوار آمده که در شهر شام بالای تلی بنام تل افیق در حالی  که سه ساعت از روز جمعه گذشته دجال به دست کسی که مسیح بن مریم پشت سرش نماز می گذارد کشته می شود و در روایتی دیگر این است که دجال در کوه دخان به دست حضرت عیسی(ع) کشته می شود (بحارالانوار ج13 / ص481،482).

برخی مفسرین بر این عقیده اند که دجال یک شخصیت معین نبوده بلکه یک جریان فرهنگی- اقتصادی- سیاسی ضد توحید و دین می باشد که تمدن غرب بابدست آوردن فن آوری صنعتی و پیشرفت در زمینه های فیزیک فضایی و بیوشیمی و شاخه های دیگر علم، اذهان سطحی نگر وساده اندیش بشر را مسحور و مرعوب خود ساخته و بر شدت آن می افزاید.
غرب با استفاده از رسانه ها و شبکه های عظیم (صوتی - تصویری - مطبوعاتی) شروع به ترویج فساد با پخش موسیقی های شیطانی از شیطان پرستهایی که اکنون درآمریکا و دیگر نقاط جهان زندگی می کنند و با نشان دادن این موضوع که مسلمانان انسانهایی هستند که عاشق خونریزی و تروریسم هستند و غیره خود را منجی و نجات دهنده بشر معرفی می کنند و با تزریق اینگونه افکار به تمامی جوامع بشری ظهور دجال را اثبات کرده اند.

اما در مورد زمان خروج دجال، علی(ع) فرموده اند: دجال زمانی خروج می کند که اتفاقات زیر رخ دهد (بحارالانوار ج52/ ص193).
مردم نماز را ترک کنند. امانتها ضایع می گردد. دروغ گفتن حلال می گردد. ربا یکی از کارهای عادی و معمولی مردم می گردد. رشوه خواری. ساختن ساختمانهای محکم. فروختن دین به دنیا. کم عقلان برسرکار می آیند. زنان در کارهای سیاسی اجتماعی مورد مشورت قرار می گیرند. قطع صله ارحام می کنند و ازخویشاوندان فاصله می گیرند. درکارهای زندگی ازهوی و هوس پیروی می کنند. در کشتار و خونریزی بی باک و جسور می گردند. بردباری و حلم را به حساب ضعف و ناتوانی می گذارند. ظلم و زورگویی را مایه فخرخود قرار می دهند. حاکمان آن زمان فاسقان و گنهکاران اند. وزیران دولتها از ستمکارانند. خیانتکاران زیاد می شوند. قاریان قرآن افراد فاسق اند. شهادت دادن به زور صورت می گیرد. گناه علنی شده و حیا ازمیان مردم برداشته می شود. بهتان زدن درمیان مردم رایج می گردد. سرکشی و طغیان علنی می گردد. قرآن را با چاپهای زرین و جلدهای زرکوب در اختیار مردم قرار می دهند. نسبت به مسجد فقط به زیبایی آن می اندیشند و به آن می پردازند. مناره های مساجد را مرتفع می کنند. کافران، انسانهای دور از خدا و افراد شرور در جامعه محترم می شوند. مردم در راه باطل کوشش می کنند. مردم در پی هواهای نفسانی به دنبال راه های تازه می گردند. پیمان شکنی رایج می گردد. زنان همراه مردان از روی حرص و طمع در تجارت شرکت می کنند. صدای افراد فاسق مورد قبول مردم واقع می گردد. اراذل قوم برآن گروه رئیس می گردند. مردم از افراد شرور و بدکاران می ترسند. دروغگویان پیوسته در مجامع مورد تائید قرار می گیرند. خیانتکاران بعنوان امین مردم قرار می گیرند. هنرپیشه های آوازه خوان تربیت می شوند. مردم گذشتگان خود را مورد لعنت قرار می دهند. زنها بر زینها سوار می شوند. مردان به زنان و زنان به مردان شباهت می رسانند. بدون آنکه از شخصی شهادت بخواهند شهادت می دهد. احکام و علوم دین را تنها برای دنیا می آموزند.


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : تاج بخشيان
تاریخ : دوشنبه 11 آذر 1392
حديث ثقلين واثبات غيبت امام عصر

 

« حديث ثقلين » از ادلّه ى اثبات غيبت امام زمان ـ عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف ـ است، زيرا در آن حديث مى فرمايد:
« إِنَّهُما لَنْ يَفْتَرِقا. » اصل حديث به اين صورت از رسول اكرمـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ نقل شده است:

«إِنّى تارِكٌ فيكُمُ الثِّقْلَين، أَحَدُهُما أَكْبَرُ مِنَ الآخَرِ: كِتابَ اللّه حَبْلٌ مَمْدُودٌ مِنَ السَّماءِ إِلَى الاْءَرْضِ؛ وَ عِتْرَتى أَهْلَ بَيْتى. وَ إِنَّهُما لَنْ يَفْتَرِقا حَتّى يَرِدا عَلَىَّ الْحَوْضَ.»؛ (من دو چيز سنگين و گرانبها در ميان شما [به يادگار مى گذارم [كه يكى از ديگر بزرگتر است: يكى كتاب خدا، كه ريسمانى است كه از آسمان به سوى زمين كشيده شده است؛ و ديگرى: بستگان و خاندانم. اين دو هرگز از هم جدا نخواهند شد، تا اين كه در [كنار] حوض [كوثر] بر من وارد شوند.) (1)قرآن و عترت از هم جدا نمى شوند.
يعنى چه حاضر باشند يا غايب. اگر كسى اين حديث را تحقيق و معناى آن را تحصيل كند، مسأله ى غيبت خيلى براى او واضح خواهد بود؛ زيرا در غير اين صورت، « لَزِمَ الْإِنْفِكاكُ بَيْنَ الْقُرْآنِ وَ الْعِتْرَةِ. »؛ (لازمه ى آن جدايى بين قرآن و عترت خواهد بود.)

 

 

 

1.مسند احمد، ج 3، ص 14. نيز ر.ك: مسند احمد، ج 3 ،27 و 59؛ مجمع الزوائد هيثمى، ج 9، ص 163؛ مسند ابن جعد، ص 397، منتخب مسند عبد بن حميد، ص 108؛ خصايص نسايى، ص 93؛ مسند ابى يعلى، ج 2، ص 297 و 376؛ معجم صغير طبرانى، ج 1، ص 131 و...



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : تاج بخشيان
تاریخ : دوشنبه 11 آذر 1392
حجت خدا باطن دين

 

دین از دو دیدگاه قابل بررسی است.دیدگاه نخست مربوط به باطن، حقیقت و اصل و اساس دین است.

در این دیدگاه دین همان وجود مقدس حجت خدا بر روی زمین و در زمان ما وجود مبارک حضرت امام زمان(عج الله تعالی فرجه شریف) است.در روایات شواهدی بر این امر وجود دارد که به بررسی آنها می¬¬پردازیم: 

۱)امام محمد باقر علیه السلام فرمودند: ما اهل بیت ریشه های دین هستیم.(بصائر الدرجات:ص۸۲،ح۱۰) 

۲) امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: ایشان( اهل بیت علیهم السلام) اساس دین هستند.( نهج البلاغه،ج۱،ص۳۰) 

در نتیجه دین ما مسلمانان در زمان حاضر، وجود مبارک حضرت حجت بن الحسن العسکری سلام الله علیه است.

یعنی حقیقت، اصل و باطن دین ایشان هستند.اصل امور دینی و اعتقادی همچون توحید، نبوت، امامت،معاد، نماز، روزه، زکات،حج و... همان وجود مبارک امام زمان علیه السلام است. در حدیثی امام صادق علیه السلام فرمودند:

ماییم نماز در کتاب خدا،و ماییم زکات، و ماییم روزه، و ماییم حج، و ماییم ماه حرام، و ماییم سرزمین حرام،و ماییم کعبه الهی و قبله پروردگار.( تأویل الآیات،ج۱،ص۱۹،ح۲)

 دیدگاه دوم درباره دین مربوط است به ظواهر دینی مثل عقاید، احکام و دیگر مسائل دینی.دینی بودن یک مسئله را امام زمان علیه السلام تعیین می کند، بدین معنا که هرآنچه را ایشان به عنوان یک امر دینی معرفی نموده یا تایید نموده باشند می توانیم به عنوان دین برای خود بپذیریم.

به عبارت دیگر میزان در دینی بودن ظواهر دین کسی نیست جز امام عصر حضرت حجت بن الحسن عسکری علیه السلام که حقیقت دین و اصل و اساس آن می باشند.

بنابراین عبادی بودن یک عبادت همچون نماز زمانی است که از آم حضرت اخذ شده و مورد قبول ایشان باشد.

احکام، مسائل و امور دینی قبل از اینکه دینی شوند و اطلاق دینی بودن بر آنها صحیح باشد، هیچ فرقی با سایر امور ندارند و همان طور که گفته شد دینی بودن یک مسئله را امام زمان علیه السلام مشخص خواهند نمود و پیروی از نفس و تفسیر به رای کردن قرآن در این زمینه بشدت نهی شده است.

امام صادق علیه السلام در مورد گفتار خداوند متعال :«چه کسی گمراه تر است از آنکه تبعیت از هوای نفس خویش می نماید و توجهی به هدایتگر الهی ندارد» می فرمایند:

« مراد از این آیه کسی است که دین خدا را بدون هدایت از یکی از امامان هدایتگر، از رای و نظر خود بگیرد.»(بصائر الدرجات،ص۳۳،ح۱) 

میزان در توحید، نبوت، امامت و مسائل مربوط به آنها امام زمان علیه السلام می باشند، بنابراین خدایی که آن حضرت به ما معرفی نموده خدای حقیقی است و نه خدایی که دیگر مکاتب برای خود تراشیده اند.

پیامبری که آن حضرت به ما معرفی می نماید پیامبر ما است نه آن پیامبری که معرفی آن از جانب کسانی صورت گرفته است که با انسان عادی نه تنها هیچ فرقی نداشته بلکه در امور معنوی بسیار پایین تر از انسان عادی است.

حجت و خلیفه خدا بعد از پیامبر آن کسی است که امروز خلف صالح او، وصی و جانشین خدا روی زمین است، یار و یاور پیامبر اکرم ، صاحب غدیر خم کسی که بیش از ۳۰۰ آیه از قرآن در وصف ایشان نازل شده است.

معادحقیقی نیز همان معادی است که امام زمان برای ما کیفیت و کمیت آن را بیان می نمایند و نه کسان دیگر که هیچ ارتباطی با امور وحیانی نداشته و ندارند.

 امامان معصوم علیهم السلام در کل و در عصر ما امام زمان علیه السلام عالم به کتاب خدا_ که همه چیز در آن است_ می باشند.امام صادق علیه السلام فرمودند: من فرزند رسول خدا هستم .

از کتاب خدا آگاهم، در این کتاب آنچه از ابتدای خلقت تا روز قیامت می باشد آمده است و در آن اخبار آسمان ها و زمین و بهشت و جهنم و گذشته و آینده نیز آمده است.

و من بر تمامی این امور به گونه ای آگاه و مطلع هستم که ویا بر کف دست خویش می نگرم.آری! بدرستی که خداوند متعال می فرماید:

« در قرآن بیان هر چیز آمده است.»( بصائر الدرجات،ص۲۱۷،ح۲)

منبع:آفتاب


گرد آوری: گروه دین و اندیشه سایت تبیان زنجان

http://www.tebyan-zn.ir/Religion_Thoughts.html

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : تاج بخشيان
تاریخ : دوشنبه 11 آذر 1392
 **تاریخچه ی مسجد مقدس جمکران **

 

 
*هو العلی الاعلی*
 
 **تاریخچه ی مسجد مقدس جمکران **
 
 شیخ حسن بن مثله جمکرانی گوید :
 
 من شب سه شنبه هفدهم ماه مبارک رمضان سال ٣٩٣هجری قمری در خانه خود خوابیده بودم 
 
که ناگاه جماعتی از مردم به در خانه ی من آمدند و مرا از خواب بیدار کردند و گفتند برخیز و 
 
طلب امام مهدی (عج) را اجابت کن که تو را می خواند .آنها مرا به محلی که اکنون مسجد است 
 
آوردند .وقتی که خوب نگاه کردم تختی دیدم که فرشی نیکو بر آن گسترده شده و جوانی سی 
 
ساله بر آن تخت تکیه بر بالش کرده و پیری هم پیش او نشسته است ...آن پیر حضرت خضر(ع) 
 
بود .پس آن پیر مرا بنشاند .
 
حضرت مهدی (عج) مرا به نام خود خواند و فرمود :
 
 برو به حسن مسلم که در این زمین کشاورزی می کرد بگواین زمین شریفی است و حق تعالی 
 
آن را از زمین های دیگر برگزیده است و دیگر نباید در آن کشاورزی کنند .
 
حسن بن مثله عرض کرد :
 
ای مولا و سرورم لازم است که من دلیل و نشانه ای داشته باشم تا مردم حرفم را قبول کنند 
 
.حضرت فرمود :
 
تو برو و آن رسالت را انجام بده ...ما خودمان نشانه هایی برای آن قرار میدهیم .
 
پیش سید ابولحسن برو و به او بگو حسن مثلم را احضار کند و سود چند ساله را که از زمین به 
 
دست آورده است وصول کند و با آن پول ... مسجد را بنا کنند .  
 
 ....حسن بن مثله می گوید :
 
چون مقداری راه رفتم  دوباره مرا بازخواند و فرمودند :
 
بزی در گله جعفر  کاشانی است .آن را خریداری کن و بدین وضع بیاور آن را بکش و بربیماران 
 
انفاق کن ...هر مریضی که از گوشت آن بخورد حق تعالی او را شفا دهد .
 
 وی گوید سپس به خانه بازگشتم و تمام شب  را در این اندیشه بودم تا اینکه نماز صبح خوانده 
 
به سراغ علی منذر رفتم و ماجرای شب گذشته را برای او نقل کردم و با او به همان موضع شب 
 
گذشته رفتم .
 
وقتی که رسیدیم زنجیرهایی را دیدیم که طبق فرموده ی امام (ع) حدود بنای مسجد را نشان 
 
می داد .سپس به قم نزد سید ابولحسن رضا رفتیم و چون به خانه او رسیدیم خادمان او گفتند 
 
که او بعد از سحر در انتظار شماست و تو از جمکران هستی .  به او گفتم آری .پس درون خانه 
 
رفتم ...سید مرا گرامی داشت و بسیار احترام نمود و به من گفت :ای حسن بن مثله در خواب 
 
بودم که شخصی خطاب به من فرمود :
 
حسن بن مثله نامی . از جمکران پیش تو می آید هرچه گوید تصدیق کن و به سخنش اعتماد کن 
 
که سخن او سخن ماست .
 
از هنگام بیدار شدن تا این ساعت منتظر تو بودم .حسن ماجرای شب گذشته را تعریف نمود .
 
سید بلافاصله فرمود تا اسب ها را زین نهادند و برون آورده و سوار شدند . وقتی به نزدیک 
 
روستای جمکران رسیدند .گله جعفر کاشانی رادیدند.حسن بن مثله به میان گله رفت و آن بز که 
 
از پس همه ی گوسفندان می آمد
 
پیش حسن دوید .جعفر سوگند یاد کرد که این بز در گله ی من نبوده و تا کنون آن را ندیده بودم 
 
 به هر حال آن بز را به مسجد آورده و ذبح نمودند و چون بیماری ازگوشت آن میخورد با عنایت 
 
خداوند تبارک و تعالی و الطاف حضرت بقیه الله (عج) شفا می یافت .
 
حسن بن مثله را احضار کرده و منافع زمین را از او گرفتند و مسجد جمکران را با چوب و 
 
دیوار پوشانیدند .سید زنجیرها و میخ ها را با خود به قم برد و در خانه اش گذاشت .هر بیمار
 
 و دردمندی که خود را بدان زنجیرهامی مالید
 
.خداوند تعالی وی را شفای عاجل عنایت  می فرمود .ولی پس از فوت سید ابولحسن آن 
 
زنجیرها پنهان گشته و دیگر کسی آنها را ندید .
 
مسجد شریف جمکران یا (صاحب الزمان ) در شش کیلومتری شهر مقدس قم واقع شده و 
 
همواره پذیرای مشتاقان و شیفتگان حضرتش از نقاط مختلف ایران و جهان می باشد .
 
 
                   *****اللهم عجل لولیک الفرج ******
التماس دعای فرج
 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : تاج بخشيان
تاریخ : دوشنبه 11 آذر 1392
اوهمچوشهاب فروزاني خواهد آمد

 

(هر جا باشید٬ خداوند همه شما را حاضر می کند )

 

امام صادق علیه السلام : به یکی از یاران مخصوص به نام مفضل فرمودند:

هنگامی که امام قائم علیه السلام از سوی خداوند اجازه خروج وظهور بگیرد٬ خدا را به اسم اکبر در لغت عبرانی بخواند و313 نفر از اصحابش که از افراد نخستین در مورد قبول ولایت امام هستند٬ مانندپاره های ابر پاییزی به سوی او می شتابند٬ جمعی شبانگاه از بستر خود ناپدید شوند وصبح گاه در مکه باشند وجمعی در روز دیده شوند که بر روی ابر حرکت می کنند .

پس فرمود :این آیه  (هر کجا باشید خداوند همه را حاضر می کند)

در باره آنها نازل شده است .

 

  او همچون شهاب فروزانی خواهد آمد ...

 

                                                  او می آید

 

اللهم عجل فرج مولانا صاحب الزمان علیه السلام

 

                                      بار خدایا فرج مولای ما صاحب الزمان رازودتربرسان .

 

 

 

                همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی

 

                                چه زیان تورا که من هم برسم به آرزویی

 

رسول خدا (ص) :

اهل زمین وآسمان در نبود اوغمگینند٬ چه بسیار مردان وزنان مومنی که درنبود اودر اندوه وافسوس وسر گردانی به سر می برن



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : تاج بخشيان
تاریخ : دوشنبه 11 آذر 1392


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران