ورود امام زمان اكيدا ممنوع!!!

 

 
  ورود امام زمان"عج" اكیدا ممنوع!
 
یک هفته بود کارتهای عروسی روی میز بودند.هنوزتصمیم نگرفته بود چه کسانی را دعوت کند.لیست مهمانها و کارهای عروسی ذهنش
 
را پر کرده بود... 
 
برای عروس مهم بود كه چه كسانی حتما در عروسی اش باشند.از اینكه دایی سعیدش سفر بود و به عروسی نمی رسید دلخوربود... 
 
کاش می آمد...
 
خیلی از كارت ها مخصوص بودند.مثلا فلان دوست و فلان رئیس...خودش کارتها را می برد با همسرش!سفارش هم میكرد كه حتما بیایند... 
 
اگر نیایید دلخور میشوم.دلش می خواست عروسی اش بهترین باشد.همه باشند و خوش بگذرانند.تدارك هم دیده بود.
 
" ارگ و دیگر ابزارها"حتما باید باشند،خوش نمی گذرد بدون آنها.شیشه های مشروب را سفارش داده ام خدا کند تا فردا آماده شوند
 
بهترین تالار شهر را آذین بسته ام.خوبی این تالار این است که کاری ندارند مجلس مختلط باشد یا جدا.چند تا ازدوستانم که خوب میرقصند
 
حتما باید باشند تا مجلس گرم شود. آخر شوخی نبود که. شب عروسی بود... 
 
همان شبی که هزار شب نمیشود.همان شبی که همه به هم محرمند.همان شبی که وقتی عروس بله میگوید به تمامی مردان داخل
 
تالار که نه به تمام مردان شهر محرم میشود این را از فیلم هایی که در فضای سبز داخل شهر میگیرند فهمیدم... 
 
همان شبی که فراموش میشود عالم محضر خداست.آهان یادم آمد.این تالار محضر خدا نیست تا می توانید معصیت کنید.همان شبی
 
که داماد هم آرایش میکند. همه و همه آمدند حتی دایی سعید.....اما.....................کاش امام زمانمان"عج" بود.حق پدری دارد بر ما... 
 
مگر میشوداو نباشد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
 
عروس برایش كارت دعوت نفرستاده بود،اما آقا آمده بود.به تالار كه رسید سر در تالار نوشته بودند: 
 
(ورود امام زمان"عج" اكیدا ممنوع!) 
 
                                                  
دورترها ایستاد و گفت: دخترم عروسیت مبارك ولی ای كاش كاری میكردی تا من هم می توانستم بیایم....
 
مگر میشود شب عروسی دختر پدر نیاید.من آمدم اما..گوشه ای نشست و دست به دعا برداشت و برای خوشبختی دخترک دعا کرد.... 
 
 
یا صاحــــــــب الــــــــــــــــزمان شـــــــــرمنده ایم...
 
 
 
 
 
  
 
 
 
 


|
امتیاز مطلب : 19
|
تعداد امتیازدهندگان : 8
|
مجموع امتیاز : 8
نویسنده : تاج بخشيان
تاریخ : پنج‌شنبه 21 شهریور 1392
هنوز آماده نيستيم!!

 

هنوز آماده نيستيم!
 
در خانه به صدا در آمد. هنگامي كه در را باز كردم با چهره اي جذاب و ملكوتي موجه شدم،
 بي اختيار به او سلام كردم، جواب سلامم را داد و گفت: من امام زمان هستم 
و براي مهماني به خانه شما امده ام. 
تا اين جمله را شنيدم به ايشان گفتم: لطفا چند لحظه صبر كنيد الآن بر ميگردم. 
آنقدر بهت زده شده بودم كه نميدانستم چكار كنم؟ افكار مختلفي به ذهنم خطور كرد، 
واي اگر آقا به خانه ما بيايد آيا همه چيز باب ميلش هست؟ 
سريع به داخل خانه رفتم با عجله جعبه نوارها را زير و رو كردم،
 واي مطمئنا از اين چند نوار خوششان نمي آيد، 
آنها را برداشتم و در جايي مخفي كردم، چشمم به لباسهايم افتاد، 
مطمئن بودم اين چند لباس امكان دارد باعث رنجش امامم شود. 
ناگهان چشمم به كتابهاي روي تاقچه افتاد ، چندتا از كتابها را برداشتم و مخفي كردم
، قرآن روي تاقچه رو هم كه حسابي گرد و خاك گرفته بود سريع با دست پاك كردم.
هر جا را نگاه مي كردم نگراني بيشتري احساس مي كردم وهمين مرا مشغول كرده بود كه
 يك دفعه فهميدم خيلي دير شده و ايشان خيلي معطل مانده اند.
دم در رفتم تا از ايشان دعوت كنم، ديدم ايشان تك تك درهاي مردم را به صدا درآوردند 
و مثل خانه ما به علت عدم آمادگي مردم، پشت تك تك خانه ها مانده اند 
و ديگر در حال رفتن از كوچه ما بودند. 
در حال ناراحتي از خواب پريدم و با دست محكم بر پيشاني خود زدم و گفتم:
 
 
 
هنوز آماده نيستيم!!!
 
 
 
 
 
:
 
 
 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : تاج بخشيان
تاریخ : پنج‌شنبه 21 شهریور 1392
شرور كه نيستي الحمدلله گيج ومنگ هم نباش!!

 

شرور كه نيستي الحمدلله؛ گيج و خنگ هم نباش!
 
مرحوم حاج اسماعیل دولابی از علمای برجسته و از بزرگان اهل معرفت، درخصوص انتظار 
 
فرج تمثیل زیبائی دارندکه نقل آن آموزنده است. پدری چهار تا بچه را گذاشت توی اتاق
 
و گفت این‌جا‌ را مرتب کنید تا من برگردم. خودشهم رفت پشت پرده. از آن‌جا نگاه می‌کرد، 
 
می‌دید کی چه کار می‌کند؟ می‌نوشت توی یک کاغذی که بعد حسابو کتاب کند. یکی از بچه‌ها 
 
که گیج بود، حرف پدر یادش رفت. سرش گرم شد به بازی. یادش رفت که آقاش گفته خانه را 
 
مرتب کنید. یکی از بچه‌ها که شرور بود، شروع کرد خانه را به هم ریختن و داد و فریاد که من 
 
نمی‌گذارمکسی این‌جا را مرتب کند! یکی که خنگ بود، ترسید. نشست وسط و شروع کرد گریه 
 
و جیغ و داد که آقا بیا، بیاببین این نمی‌گذارد، مرتب کنیم! اما آن‌که زرنگ بود، نگاه کرد، رد تن 
 
آقاش را دید از پشت پرده ... تند و تندمرتب می‌کرد همه‌جا را ... می‌دانست آقاش دارد توی 
 
کاغذ می‌نویسد ... هی نگاه می‌کرد سمت پرده ومی‌خندید. دلش هم تنگ نمی‌شد. می‌دانست که 
 
آقاش همین ‌جاست ... توی دلش هم گاهی می‌گفت:اگر یک دقیقه دیر‌تر بیاید، باز من کارهای 
 
بهتري می‌کنم ... آن بچه‌ شرور همه جا را هی می‌ریخت به هم،هی می‌دید این خوشحال است، 
 
ناراحت نمی‌شود! وقتی همه جا را ریخت به هم، آن وقت آقا آمد ... ما که خنگ بودیم، گریه و 
 
زاری کرده بودیم، چیزی گیرمان نیامد ... او که زرنگ بود و خندیده بود، کلی چیز گیرش آمد ...
 
زرنگ باش. خنگ نباش. گیج نباش ... شرور که نیستی الحمدلله. گیج و خنگ هم نباش ...
 
نگاه کن پشت پرده رد آقا را ببین و کار خوب کن ... خانه را مرتب کن، تا آقا بیاید ...
 
 
 
 
 
  
 
 
 
 
 
         
    
    
    
    
 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : تاج بخشيان
تاریخ : پنج‌شنبه 21 شهریور 1392
درس (١٣٧) امام شناسي/ سه دعادرحق امام عصر

 

درس صدوسي وهفتم

 @سه دعا درحق امام عصر
 
١-دعا برای شناخت امام زمان (علیه السلام):
 
معرفت و شناخت امام زمان، امری حتمی و ضروری است، چرا که طبق حدیث نبوی مرگ کسی که نسبت به امام زمانش آگاهی ندارد، مرگ جاهلیت است. بنابراین یکی از وظایف یک مسلمان این است که امام زمانش را بشناسد و در این راه از هیچ کوششی دریغ نورزد. از جمله کوشش‌ها دعا برای شناخت امام از حضرت حق تعالی است که از خدا استعانت بجوید و بخواهد که معرفت امام را برای او میسر و مقدور نماید.
 
در این مورد دعای معروفی است که مرحوم کلینی در کتاب اصول کافی نقل کرده است. در این دعا پس از درخواست معرفت خدا و معرفت رسول خدا. معرفت امام مسئلت می شده و دستور مواظبت آن به مۆمنان و منتظران ظهور حضرت داده شده است:
 
اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی نَفْسَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی نَفْسَکَ لَمْ أَعْرِفْ رَسُولَکَ‏؛ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی رَسُولَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی رَسُولَکَ لَمْ أَعْرِفْ حُجَّتَکَ‏؛ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی حُجَّتَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی حُجَّتَکَ ضَلَلْتُ عَنْ دِینِی‏.
 
اى خدا تو مرا به خود شناسا کن که اگر تو شناسایم به خویش نفرمایى رسولت را نخواهم شناخت؛ اى خدا تو رسولت را به من بشناسان و گرنه حجتت را نخواهم شناخت؛ خدایا تو حجتت را به من بشناسان و گرنه از دین خود گمراه خواهم شد.
 
کسی که شیفته واقعی امام زمان (علیه السلام) است در دعا برای ظهور مولایش اسیر الفاظ و گرفتار عبارت پردازی نیست، بلکه از عمق جان دعا می کند و با تمام وجود گمشده اش را می طلبد، تنها زبانش سخن نمی‌گوید، بلکه قلبش در هجران یار می سوزد، دلش در فراق محبوب مضطرب است و دیدگانش در انتظار دیدار اشکبار است
 
بزرگان دین به دوستان و مۆمنان و عاشقان حضرت مهدی دستور مواظبت این دعا را برای همیشه داده‌اند، بنابراین می‌توان آن را یکی از وظایف شمرد.
 
٢-دعا برای سلامتی امام زمان (علیه السلام):
 
یکی از وظایف دوستان امام این است که برای سلامت و صیانت حضرت از خطرات و بلایایی که جان امام را تهدید می کند، با هر زبانی که بدان مسلط‌اند، دعا کن‌اند و بهتر آن است که دعاهای مأثور را بخوان‌اند (مانند: دعای اللهم کن لولیک...) و ادعیه دیگر که در مفاتیح الجنان آمده است.
 ٣ـ دعا برای تعجیل در ظهور امام زمان (علیه السلام):
 
یکی از وظایف مسلم شیعیان در زمان غیبت امام زمان، دعا برای قرب ظهور و درخواست تعجیل در قیام آن حضرت است. شیعه راستین و دلباخته امام زمان کسی است که در هر صبح و شام و با هر نماز و نیاز دست حاجت به پیشگاه خدای رۆوف دراز کرده و از او ظهور مولایش را بطلبد.
 
عاشق دلباخته صبح و شام نمی‌شناسد و در تمام ساعات منتظر ظهور یار و مشتاق دیدار جمال محبوب است.
 
 امام صادق (علیه السلام) فرمودند: فَتَوَقَّعُوا الْفَرَجَ صَبَاحاً وَ مَسَاءً 
باید در هر صبح و شام در انتظار ظهور صاحب خود باشی.
 
و در حدیث دیگر فرمودند: وَ تَوَقَّعْ اَمْرَ صَاحِبِکَ لَیْلَکَ وَ نَهارَکَ؛
باید شب و روز منتظر فرار رسیدن ظهور صاحب خود باشی.
 
بنابراین بر همه شیفتگان آن حضرت لازم است دائم به یاد آن امام همام بوده و برای تعجیل در ظهورش دعا کن‌اند و از خدا ظهور او را هر چه سریع تر بخواهند، چرا که با آمدن او تمام ملل نجات می یابند و شیعه به اوج عزت وعظمت خود می رسد.
 
یقیناً در دولت اهل بیت پیامبر شیعیانشان به اوج عزت خواهند رسید و دشمنانشان به حضیض ذلت، چنانکه حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه) فرمودند:
 
أکْثِرُو الدُّعاءَ بِتَعْجیلِ الْفَرَجِ فَإِنَّ ذلِکَ فَرَجُکُمْ؛
برای فرج ما بسیار دعا کنید چرا که فرج شما در آن است.
 
نويسنده : خادم الرقیه

اللهم عجّل لوليّك الفرج والعافية والنصر واجعلني من أعوانه و أنصاره آمين


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : تاج بخشيان
تاریخ : چهارشنبه 20 شهریور 1392
درس (١٣٦) امام شناسي/مناجات مهدوي

 

درس صد وسي وششم امام شناسي
 
@ مناجات هاي مهدوي:
 
ای خدای مدینه! 
احساس غربت و مظلومیت شیعه را در مدینه ای که وطن تشیع است به ظهور فرزند مدینه التیام ببخش...
 
ای خدای حضرت منتقم! 
از کربلا همچنان خون تازه می جهد و این زخم کهنه جز به دست قدسی مهدی(عج) مرهم نمی پذیرد.
 
«عجل علی ظهوره» 
 
ای خدا! 
چنان زمینگیر دنیامان مکن که وقت ظهور، توان برخاستن نداشته باشیم.
 
خدایا! 
برای دل سپردن، از آن محبوب پنهانی و معشوق آسمانی شایسته تر کیست؟ دل های سرگشته را به ظهورش پیوند بزن.
 
خدایا! 
دل را به ظهور عشق چراغان کن، و جان را به حضور محبوب، نور باران...
 
خداوندا! 
ما مدعیان دروغین انتظاریم. حرف از چشم انتظاری محبوب می زنیم اما به اندازه ی ساده ترین دوستانمان هم گوش به زنگ آمدنش نیستیم. الفبای انتظار را به ما بیاموز و لذت انتظار را به ما بچشان.
 
گزیده ای از مناجاتهای سید مهدی شجاعی 
 
 
اللهم عجّل لوليّك الفرج والعافية والنصر واجعلني من أعوانه و أنصاره آمين


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : تاج بخشيان
تاریخ : چهارشنبه 20 شهریور 1392
درس (١٣٥) امام شناسي/ياران امام عصر از ديدگاه امام صادق

 

درس صد وسي وپنجم امام شناسي
 
@ياران امام عصر ازنظرامام صادق:
 
بيشتر یاران امام مهدی(ع) از جوانان هستند. برای آشنایی شما، گروه های یاریگر امام زمان(ع) را از زبان امام صادق(ع) معرفی می کنیم.
 
 
1.فرشتگان
 
دسته ها وگروه های مختلفی از فرشتگان در هنگام ظهور به یاری امام مهدی(ع) می آیند.در این زمینه امام صادق(ع) فرمودند: «ملائکه ی منزلین،ملائکه ی کروبین و ملائکه ی مقربین، امام مهدی(ع) را یاری می کنند».(1) و در جای دیگر فرمودند: «زمانی که او قیام نماید، فرشگان بدر،فرود خواهند آمد که تعدادشان 5هزارنفرند».(2)
 
2.جنّیان
 
جالب است بدانید که حتی جن ها هم به امام مهدی(ع) کمک می کنند. امام صادق(ع) به «مفضل بن عمر» -یکی از شاگردانشان - فرمودند: «مؤمنان جن، او را یاری خواهند کرد»، عرض کرد: «آیا[در زمان ظهور] ملائکه و جن برای مردم ظاهر می شوند؟» فرمودند: «بلی، به خدا قسم! با ایشان گفت وگو می کنند، مانند این که شخصی با اهل و عیال خود صحبت می نماید».پرسید:«[آیا جنییان ]همراه او می روند؟»فرمودند: «بلی، والله،ای مفضّل!ایشان مابین کوفه و نجف فرود می آیند و تعدا اصحابش از ملائکه چهل وشش هزار و از جنیان شش هزار است و در روایت دیگر فرمودند:عدد ایشان ،به تعداد فرشته ها ،چهل و شش هزار خواهد بود».(3)
 
3. یاران خاص امام مهدی(ع)
 
(فرماندهان)
حتماً درباره ی 313 نفر یار امام مهدی(ع) سخنان بسیاری شنیده اید. امام صادق(ع) فرمودند:«خداوند313 نفر اصحابش را بدون قرار قبلی،مانند ابر پاییزی، جمع می کند. پس در میان رکن و مقام با او بیعت می کنند».(4)
 
4. بانوان
 
در زمان صدر اسلام، گروهی از زنان به یاری پیامبر(ص) می آمدند.در زمان ظهور هم گروهی از زنان به امام زمان (ع) کمک می کنند و جزو یارانشان هستند.امام صادق(ع) در این باره فرمودند:«با قائم سیزده زن خواهند بودکه مجروحان را مداوا و مریض ها را پرستاری می کنند؛ چنان که با پیامبر(ص) بودند».(5) البته در روایات مختلف از حضور 50 زن بین یاران امام مهدی(ع) سخن به میان آمده است.
 
5. راجعون
 
گروه پنجم یاریگران امام زمان(ع) افرادی خاص هستند که در گذشته زندگی می کرده و از دنیا رفته اند و به هنگام ظهور به این دنیا باز می گردند. به این گروه راجعون می گویند.
امام صادق(ع) در این باره می فرمایند:
«هرگاه قائم قیام نماید27نفر را از پشت کعبه (کوفه)بیرون می آوردکه 15نفراز قوم موسی(ع)هستند که مردم را به حق هدایت می کردند؛ هفت نفر از اصحاب کهف،یوشع بن نون- وصی موسی(ع)-مؤمن آل فرعون،سلمان فارسی، مالک اشتر و ابودجانه ی انصاری».(6)
 
6. امام حسین (ع)و یارانشان
 
برطبق روایات، اولین کسی که پس از ظهور به این دنیا باز می گردد،امام حسین(ع)هستند.امام صادق(ع) درباره ی یاری سیدالشهداء(ع) و یارانشان به امام زمان(ع) می فرمایند:«امام حسین(ع) ظاهر می شود با 12000صدیق و72تن اصحاب ایشان در کربلا».(7)
 
7. منتظران
 
«مفضّل»می گوید:«روزی نزد حضرت صادق(ع) از قائم (ع) وکسانی که در انتظار ایشان از دنیا رفتند، یادی کردیم. آن حضرت فرمودند:«هرگاه قائم قیام کند به نزد قبرمؤمن می آیند و به او می گویند:ای فلانی!صاحب تو ظهور کرده.اکنون اگر می خواهی برخیز و به او ملحق شو و اگر می خواهی همچنان در رحمت وکرامت حق بمان».(8)
 
8.مؤمنان
 
درباره ی یاری مؤمنان به امام مهدی(ع) حضرت صادق(ع) فرمودند:«ارواح مؤمنان درجنان به زیارت آل محمد(ص) می روند وبا ایشان از خوردنی ها و نوشیدنی ها استفاده می کنند و در مجالس آن ها حاضر می شوند و با ایشان صحبت می کنند تا روزی که قائم ما قیام کند؛ خداوند آن ها را بر می انگیزاند.پس با آن حضرت همراه می شوند ودسته دسته به او لبیک می گویند».(9).
 
9.پیامبران
 
همان طور که در دوران غیبت کبرا،حضرت خضر(ع) جزو هم نشینان امام مهدی(ع) هستند،در دوران ظهور هم انبیای الهی به یاری ایشان می شتابند که نمونه ی بارز آن ها حضرت عیسی(ع) است که پس از نزول ازآسمان در نماز هم به امام ،اقتدا می کنند.
 
 
10.سپاه ترس
 
از شباهت های دیگر امام مهدی(ع) به پیامبر(ص) این است که ایشان هم به مانند جدشان به وسیله ی ترس و رعب یاری می شوند. امام صادق(ع) در این باره می فرمایند:
«قائم ما با سپاه ترس یاری و به وسیله ی کمک الهی تأیید شده است و زمین برای او، در هم پیچیده می شود و تمام گنج های خود را برای او آشکار می کند...»(10)
 
پی نوشت ها :
 
1. غیبت نعمانی،ص153.
2. غیبت نعمانی،ص243.
3. الزام الناصب،ج2،ص264.
4. بحار،ج52،ص306.
5.اثبات الهداه،ج3،ص575.
6. الزام الناصب،ج2،ص284.
7. بحار،ج53،ص6.
8. بحار،ج53،ص76.
9. بحار،ج53،ص97.
10. الامام المهدی(ع) ،ص593.
 
اللهم عجّل لوليّك الفرج والعافية والنصر واجعلني من أعوانه وانصاره


|
امتیاز مطلب : 21
|
تعداد امتیازدهندگان : 9
|
مجموع امتیاز : 9
نویسنده : تاج بخشيان
تاریخ : سه‌شنبه 19 شهریور 1392
درس (١٣٤) امام شناسي/ امام زمان كجا هستند؟

 

درس صدوسي وچهارم امام شناسي
 
@ امام زمان کجا هستند ؟ 
 
مرتضی بهرامی خواه
 
ج: آنچه از روایات و حکایات معتبر استفاده می شود این است ،که امام در ایام غیبت کبری درمکان خاصی در شهر معینی استقرار ندارند که از آنجا خارج نشوند و محل سکونت دائمی ایشان باشد، بلکه حضرت برای انجام وظایف و تکالیفی که دارد به اماکن مختلف مسافرت می کند و از جمله شهرهایی که مسلما حضرت به آنجا می روند و آن شهرها با قدوم او مزین میگردد، مکه معظمه ، مدینه منوره نجف اشرف، کوفه ، کربلا ، کاظمین ، سامرا ء، مشهد ، قم ، بغداد ، است. اماکن و مقاماتی که آن حضرت در آنجا تشریف فرما شدند متعدد است . مانند مسجد جمکران ،قم ،مسجد کوفه، مسجد سهله ، مقام حضرت مهدی در وادی السلام نجف و درحله بعید نیست که اقامتگاه اصلی حضرت و یا جاهایی که بیشتر در آنجا رفت و آمد دارند، مکه ، مدینه و عتبات عالیه باشد. موضو ع سکونت حضرت در کوه « رضوی » یا « ذی طوی » که سراغ حضرت در آن دو مکان گرفته شد که در دعای ندبه چنین آمده است :
 { لیت شعری این استقرت بک النوی ، بل ای ارض تجد ک او تری ابرضوی او غیرها ام ذی طوی }
دلالت ندارد، که اقامتگاه امام در آنجاست ،بلکه طبق کتب معاجم و تواریخ این دو مکان از اماکن مقدس به شمار می آیند و ممکن است حضرت همانند سایر مکانها مقدس سری هم به این دو مکان بزند ولی عبارت دعای ندبه هرگز دلالت ندارد،که حضرت دریکی دومکان زندگی می کند.
 
زیرا، اولا؛ این یک استفهام حقیقی نیست،بلکه به انگیزه بیان سوز و هجران و اظهارتأسف از فراق و حرمان از فیض حضور گفته شده است.
 ثانيا:از بعضی از عبارات دعای ندبه استفاده می شود ،که حضرت در بین مردم است و همه جا هست و مکان خاصی ندارد مانند این جمله { بنفسی انت من مغیب لم یخل عنا ، بنفسی انت من نازح ما نزح عنا } بنابر این نمی توانیم برای حضرت مکان خاصی را مشخص نمائیم که حضرت در آنجا زندگی می کند،بلکه حضرت در بین مردم بوده و از مردم جدا و کنار نیست و او با ماست این ما هستیم که او را نمی بینیم
 
.منابع :
1- سیمای آفتاب ، دکتر حبیب الله طاهری 2- تجسم امید و نجات ، عزیز الله حیدری 3- سیمای مصلح جهان ، مراد فیضی
 
اللهم عجّل لوليّك الفرج والعافية والنصر واجعلني من أعوانه وانصاره آمين


|
امتیاز مطلب : 19
|
تعداد امتیازدهندگان : 6
|
مجموع امتیاز : 6
نویسنده : تاج بخشيان
تاریخ : دوشنبه 18 شهریور 1392
درس (١٣٣) امام شناسي/مقام علمي امام عصر

 

درس صدوسي وسوم امام شناسي 
 
@داستاني زيبا از مقام علمي امام عصر در دوره كودكي:
 
آخرين ستاره درخشان آسمان امامت، در همان سال‌هاي آغاز زندگي، به سؤالات شيعيان
 
در موارد گوناگون، پاسخ‌ هاي محكم و قانع كننده مي‌داد و دلگرمي و آرامش خاطر آنان را 
 
فراهم مي‌كرد. براي نمونه روايتي را به اختصار نقل مي‌كنيم:
 
سعد بن عبدالله قمي از بزرگان شيعه به همراه احمد بن اسحاق قمي وكيل امام حسن 
 
عسكري(عليه السلام) براي طرح سؤالات و دريافت پاسخ آن‌ها به محضر امام يازدهم
 
شرفياب مي‌شود. او جريان اين ديدار را چنين نقل كرده است:
 
چون خواستم سؤال كنم، امام عسكري(عليه السلام) به فرزندش اشاره كرد و فرمود:
 
«از نور چشمم سؤال كن!» در اين هنگام كودك رو به من كرده فرمود:
 
«هر چه مي‌خواهي سؤال كن!... پرسيدم:
 
مقصود از «كهيعص» از حروف مقطعه قرآن چيست؟
 
فرمود: اين حروف از خبرهاي غيبي است. خداوند بنده و پيامبر خود زكريا را از آن آگاه 
 
ساخته و سپس آن را براي محمد(صلي الله عليه و آله وسلم) باز گفته است.
 
داستان از اين قرار است كه زكريا(عليه السلام) از پروردگارش خواست تا نام‌هاي پنج تن آل 
 
عبا را به او بياموزد. خداوند متعال جبرئيل(عليه السلام) را بر او فرو فرستاد و آن نام‌ها را به 
 
او ياد داد. زكريا چون نام‌هاي مقدس محمد(صلي الله عليه و آله وسلم) و علي و فاطمه و 
 
حسن(عليهم السلام) را بر زبان مي‌آورد اندوه و گرفتاريش برطرف مي‌شد و وقتي حسين
 
(عليه السلام) را ياد مي‌كرد، بغض گلويش را مي‌گرفت و مبهوت مي‌شد.
 
روزي گفت: بارالها چرا وقتي آن چهار نفر را ياد مي‌كنم از اندوه‌ها و نگراني هايم راحت شده 
 
و دل آرام مي‌شوم و چون حسين(عليه السلام) را به ياد مي‌آورم، اشكم جاري و ناله ام بلند 
 
مي‌شود؟!
 
خداوند او را از داستان حسين(عليه السلام) آگاه كرد و فرمود:
 
 «كهيعص» رمز اين داستان است. «كاف» رمز كربلا و «هاء» رمز هلاكت خاندان او و «ياء» 
 
كنايه از نام «يزيد» كه جفاكننده نسبت به حسين(عليه السلام) است مي‌باشد و «عين» اشاره به 
 
عطش و تشنگي او دارد و «صاد» نشانه صبر و استقامت امام حسين(عليه السلام) است....»
 
 
اللهم عجّل لوليك الفرج والعافية والنصر واجعلني من أعوانه وانصاره آمين


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : تاج بخشيان
تاریخ : دوشنبه 18 شهریور 1392
درس(١٣٢) امام شناسي/تمثيلات مهدوي(٤)

 

صدو سي ودوم امام شناسي 
 
تمثيلات مهدوي (٤):
 
کتاب و معلم:
 
شما در کلاس‌هاي درسي دو چيز را مي‌بينيد: يکي معلم و ديگري کتاب. اگر دانش‌آموزي کتاب داشته باشد، ولي معلم نداشته باشد، درس را نمي‌فهمد. هم‌چنين اگر معلم باشد، ولي کتاب نباشد، معلم نمي‌تواند به خوبي درس بدهد. به علاوه اينکه، ممکن است يک معلم، درسي بدهد و معلم ديگر، درسي ديگر. پس براي کلاس، و رشد هماهنگ دانش‌آموزان هم معلم لازم است و هم کتاب.
قرآن، کتاب درسي مسلمان‌هاست و اهل‌بيت عليهم السلام، معلم اين کتاب هستند. با ظهور امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف، دوباره معلم ما، بر سرکلاس مي‌آيد، برنامه‌هاي آموزشي همه، يک‌دست و هماهنگ مي‌شود[1] و مسلمان‌ها کتاب خدا و اهل‌بيت عليهم السلام را با هم‌ديگر خواهند داشت و از هر دو استفاده خواهند کرد.
 
 
اسب بي‌صاحب:
اسب بي‌سوار و بي‌صاحب، وارد مزرعه‌هاي مردم مي‌شود و به اين طرف و آن طرف مي‌رود. اما اسبي که صاحب دارد، زمامش در دست صاحبش است و در بيراهه حرکت نمي‌کند. امروزه، کشورهاي قدرتمند جهان هم مثل اسب بي‌صاحب‌اند؛ بلکه بدتر و مانند حيوانات درنده شده‌اند. انسان بي‌صاحب از هر حيواني خطرناک‌تر است؛ چون زور و قدرت و توانايي دارد ولي هيچ کنترلي بر روي او نيست.
انبيا و امامان عليهم السلام آمده‌اند که انسان را بر نفس خود مسلط کنند. امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف آخرين نفر از اين سلسلة نوراني است که به او صاحب‌الزمان و صاحب‌العصر عجل الله تعالي فرجه الشريف مي‌گوييم. او صاحب اين زمين است و ما افتخار مي‌کنيم که صاحب داريم و بي‌صاحب نيستيم.
 
 
جاده/ اتوبان:
 
تصور کنيد کارواني در سنگلاخ‌ها و دره‌ها و کويرهاي خشک و وحشتناک، سال‌هاي زيادي با زحمت حرکت کرده‌اند تا خودشان را به جادة وسيع و آسفالته اتوبان برسانند. آن‌وقت است که حرکتِ تازه و با سرعت آنها شروع مي‌شود.
اين جاده اتوبان را امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف براي انسان‌ها افتتاح خواهد کرد. بشر، زندگيِ تازة خود را در زمان ظهور شروع خواهد کرد و حرکت تاريخي او در آن زمان است که صورت خواهد گرفت. در آن وقت است که استعدادهاي انسان بروز خواهد يافت. دانشي که بشر تا امروز پيدا کرده، در مقابل استعدادهايي که خداوند در وجود بشر گذاشته، صفر است.
بنابراين نمي‌توان گفت که با آمدن آن حضرت، عمر بشر و زندگي او به پايان مي‌رسد و بايد منتظر صور اسرافيل بود. مگر ممکن است که بشر، چند هزار سال با زحمت فراوان زندگي کند، و تازه وقتي آن حضرت مي‌آيد و دنيا را پر از عدل و داد مي‌کند، دنيا تمام شود؟ هنگام ظهور حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف دنيا حيات تازه‌اي خواهد گرفت و با آمدن او، زندگي شرافتمندانه بشر و رشد و تعالي جوامع بشري تازه شروع خواهد شد.[2]
 
*. مسئول واحد کودک و نوجوان مرکز تخصصي مهدويت.
[1] . تمثيلات آيت الله حائري، ج 2، 176.
[2] . برگرفته از سخنان مقام معظم رهبري، فصلنامه انتظار 89، ص 9.
 

اللهم عجل لوليّك الفرج والعافية والنصر واجعلني من أعوانه وانصاره آمين



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : تاج بخشيان
تاریخ : دوشنبه 18 شهریور 1392
درس(١٣١) امام شناسي/ تمثيلات مهدوي(٣)

 

 درس صدوسي ويكم امام شناسي
 
@تمثيلات مهدوي (٣)
 
انتظار خورشيد:
 
هر شب، منتظرِ طلوعِ خورشيدِ فردا هستيم؛ ‌اما معناي انتظار خورشيد، آن نيست كه تا صبح در تاريكي به سر ببريم، بلكه تا آمدن خورشيد، هر كس اتاق خود را روشن مي‌كند. يا در زمستان، منتظر فرا رسيدن بهار هستيم؛ ولي معنايش اين نيست كه در طول زمستان از سرما بلرزيم و اتاق خود را گرم نكنيم.
 
امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف در زمان غيبت همانند خورشيد پشت ابر است و ما منتظران رؤيت خورشيديم؛ اما اين بدان معنا نيست كه دست روي دست بگذاريم و هيچ كاري نكنيم، بلكه در زمان غيبت امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف بايد به مقدار توان خود با ظلم مبارزه كنيم و در صدد اصلاح خود و جامعه برآييم.
 
در روايت مي‌‌خوانيم: «أَفضلُ الأعمالِ إنتِظارُ الفَرَج؛[1] بهترينِ اعمال، ‌انتظار فرج [حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف] است.»
 
بر اساس اين حديث، انتظار، يک حالت نيست، بلكه عمل است. بنابراين منتظران واقعي، بايد اهل عمل باشند.
 
كسي كه منتظر مهمان است، آرام نمي‌نشيند و خانه را براي آمدن مهمان آماده مي‌كند. بنابراين آمادگي براي ظهور، با خودسازي، ‌امر به معروف،‌ دعوت به حق و آگاه‌سازي ديگران از وظايفي که در دوران غيبت امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف دارند، ممکن خواهد شد.
 
 
جهالت :
 
ظلم و جفاي برادران حضرت يوسف به ايشان و برادرش را از جهاتي مي‌توان به جفاي امت به امام عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف و اهل بيت پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم تشبيه كرد؛ زيرا بعضي مي‌گويند: «مگر اهل‌بيت پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم چه ويژگي‌هايي دارند كه نزد خداي متعال و رسول گرامي‌اش از ديگران محبوب‌ترند؟» اما بايد دانست كه تمام افعال خداوند، حكيمانه است و دليل محبت ويژه خدا به اين خاندان هم، آگاهي به صفات ممتاز آنهاست. درست مثل حضرت يعقوب عليه السلام كه در يوسف عليه السلام چيزي را مي‌ديد كه در پسران ديگرش نبود و به همين دليل، او را بيشتر دوست مي‌داشت، ولي برادران حضرت يوسف اين را درك نمي‌كردند و جاهلانه مي‌گفتند: Nلَيوسُفُ و أَخُوهُ اَحَبُّ إلي أبِينا مِنّا وَ نَحنُ عُصبَةٌM؛[2] «يوسف و برادرش نزد پدر، از ما محبوب‌ترند؛ در حالي كه ما گروه نيرومندي هستيم!»
 
شگفت آنكه برادران يوسف به قدري در جهالت خود افراط كردند كه حتي پيامبر زمان خود را گمراه دانستند و اظهار داشتند: Nاِنَّ أبانا لفي ضلالٍ مبينِM[3] ؛ «پدر ما در گمراهي آشكار است!» اما ناداني آنان به همين جا ختم نشد و آنان به جاي اصلاح اخلاق و رفتار خود، براي اينكه در نزد پدر آبرويي بيابند، كمر به قتل حضرت يوسف عليه السلام بستند و گفتند: Nاقْتُلُواْ يُوسُفَ أَوِ اطْرَحُوهُ أَرْضًا يَخْلُ لَكُمْ وَجْهُ أَبِيكُمْ M[4]؛ «يوسف را بكشيد يا او را به سرزمين دور دستي بيفكنيد تا توجه پدر، فقط به شما باشد.» آري يکي از حکمت‌هاي غيبت حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف در روايات نيز ترس از کشته شدن، بيان شده است.
 
وثيقه:
 
يكي از نكات مهم در داستان حضرت يوسف عليه السلام ، آن است كه وقتي زمان قحطي رسيد، برادران آن حضرت، بدون بنيامين و براي گرفتن گندم به نزد او آمدند. حضرت يوسف عليه السلام وعده داد كه اگر در مرتبه بعد بنيامين را نيز بياورند، سهمي به او اختصاص خواهد داد. آنها با خوشحالي نزد پدر آمدند و از او خواستند كه بنيامين را با آنها بفرستد، اما چون در گذشته دچار خطايي درباره حضرت يوسف عليه السلام شده بودند،‌حضرت يعقوب عليه السلام اين خواسته را قبول نفرمود و كوتاهي گذشته را يادآور شد و فرمود: «آيا در مورد او اطمينان كنم، همان گونه كه در مورد برادرش (يوسف) اطمينان كردم (و ديديد كه چه شد)؟»[5]
 
پس از اصرار فراوان برادران، ‌حضرت يعقوب عليه السلام شرطي را گذاشت كه به نظر مي‌آيد همين شرط براي ظهور امام زمان عليه السلام نيز وجود دارد. ايشان خطاب به پسرانش فرمود: «من هرگز او را با شما نخواهم فرستاد، تا با من، با نام خدا پيمان استواري ببنديد که حتماً او را نزد من باز آوريد، مگر آنکه گرفتار [حادثه‌اي] شويد و هنگامي كه آنها وثيقه (پيمان استوار) خود را در اختيار او گذاردند، گفت: خداوند، نسبت به آنچه مي‌گوييم، ناظر و نگهبان است!»[6]
 
در مورد امام زمان عليه السلام نيز همين طور است. ما مكرر مي‌گوييم: «خدايا، امام زمان عليه السلام را بفرست تا از او اطاعت كنيم و در خدمتش باشيم»، اما خداي متعال مي‌گويد: «شما در مورد يازده‌ امام گذشته، بد عمل كرديد و مقصر هستيد.  پس بايد حُسن نيت و اصلاح عمل و رفتارتان را اثبات کنيد، تا امام آخرتان را به سوي شما برگردانم.»
 
 
*. مسؤل واحد کودک و نوجوان مرکز تخصصي مهدويت.
 
[1]. بحار الانوار، ج 52،‌ ص 122.
 
[2]. سوره يوسف/8.
 
[3]. همان.
 
[4]. سوره يوسف/9.
 
[5]. سوره يوسف/64. Nهَلْ آمَنُكُمْ عَلَيْهِ إِلاَّ كَمَا أَمِنتُكُمْ عَلَى أَخِيهِ مِن قَبْلُM.
 
[6] . سوره يوسف/66. N قَالَ لَنْ أُرْسِلَهُ مَعَكُمْ حَتَّى تُؤْتُونِ مَوْثِقًا مِّنَ اللهِ لَتَأْتُنَّنِي بِهِ إِلاَّ أَن يُحَاطَ بِكُمْ فَلَمَّا آتَوْهُ مَوْثِقَهُمْ قَالَ اللهُ عَلَى مَا نَقُولُ وَكِيلٌM.
 
 

اللهم عجل لوليّك الفرج والعافية والنصر واجعلني من أعوانه وانصاره آمين



|
امتیاز مطلب : 47
|
تعداد امتیازدهندگان : 11
|
مجموع امتیاز : 11
نویسنده : تاج بخشيان
تاریخ : دوشنبه 18 شهریور 1392


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران