دوست داشتن امام زمان به دله ؟؟!!

 

گفتم: امام زمان حجاب رو دوست داره یا نه؟   
                                                    
گفت: آره!
 
گفتم : پس چرا کاری که آقا دوست داره انجام نمیدی؟
 
گفت: خب چیزه!.... ولی دوست داشتن امام زمان عج به ظاهر نیست ، به دله
 
گفتم: از این حرف که میگن به ظاهر نیست ، به دله بدم میاد
 
گفت: چرا؟
 
براش یه مثال زدم:
 
گفتم:
 
فرض کن یه نفر بهت خبر بده که شوهرت با یه دختر خانوم دوست شده و الان توی یه رستوران 
 
داره باهاش شام می‌خوره. تو هم سراسیمه میری و می‌بینی بله!!!! آقا نشسته و داره به دختره 
 
دل میده و قلوه می‌گیره. عصبانی میشی و بهش میگی: ای نامرد! بهم خیانت کردی؟
 
بعد شوهرت بلند میشه و بهت میگه:
 
عزیزم! من فقط تو رو دوست دارم. بعد تو بهش میگی:
 
اگه منو دوست داری این دختره کیه؟ چرا باهاش دوست شدی؟ چرا آوردیش رستوران؟
 
اونم بر می‌گرده میگه: عزیزم ظاهر رو نبین! مهم دلمه! دوست داشتن به دله...
 
دیدم حالتش عوض شده
 
بهش گفتم:
 
تو این لحظه به شوهرت نمیگی: مرده شور دلت رو ببرن؟
 
 تو نشستی با یه دختره عشقبازی می‌کنی بعد میگی من تو دلم تو رو دوست دارم؟
 
 حرف شوهرت رو باور می‌کنی؟
 
گفت: معلومه که نه! دارم می‌بینم که خیانت می‌کنه ، چطور باور کنم؟ 
 
معلومه که دروغ میگه
 
گفتم: پس حجابت... .
 
اشک تو چشاش جمع شده بود
 
روسری اش رو کشید جلو
 
با صدای لرزونش گفت: 
 
من جونم رو فدای امام زمانم می کنم، حجاب که قابلش رو نداره
 
از فردا دیدم با چادر اومده
 
گفتم: 
 
با یه مانتو مناسب هم میشد حجاب رو رعایت کرد!
 
خندید و گفت: 
 
می دونم ! ولی امام زمانم چــــــادر رو بیشتر دوست داره
 
می گفت: احساس می کنم آقا داره بهم لبخنــــــــــد می زنه.
 
برداشت از وبلاگ خاک مقدس
 
اللهم عجل لوليّك الفرج والعافية والنصر واجعلني من أعوانه وانصاره


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : تاج بخشيان
تاریخ : شنبه 23 شهریور 1392
معناي غيبت امام عصر دركلام حاج اسماعيل دولابي

 

امام زمان (عج) غایب است یعنی چه؟ 
 
عارف مرحوم حاج محمد اسماعیل دولابی در بیانی، معنای غیبت حضرت ولی عصر(عج) را 
 
اینگونه تشریح می‌کنند: 
 
سوال شد امام زمان (عج) غایب است یعنی چه؟ گفتم غایب؟ کدام غایب؟
 
بچه دستش را از دست پدر رها کرده و گم شده می گوید:
 
پدرم گم شده است. ما مثل بچه‌ای هستیم که پدرش دست او را گرفته است تا به جایی ببرد
 
و در طول مسیر از بازاری عبور می‌کنند. بچه جلب ویترین مغازه‌ها می‌شود و دست پدر را رها 
 
می‌کند و در بازار گم می‌شود و وقتی متوجه می‌شود که دیگر پدر را نمی‌بیند، گمان می‌کند 
 
پدرش گم شده است. در حالی که در واقع خودش گم شده است. انبیاء و اولیاء پدران خلق اند
 
و دست خلائق را می‌گیرند تا آنها را به سلامت از بازار دنیا عبور دهند.
 
غالب خلائق جلب متاع‌ های دنیا شده‌اند و دست پدر را رها کرده و در بازار دنیا گم شده‌اند. 
 
امام زمان (عج) گم و غایب نشده است ما گم شدیم و محجوب گشته‌ایم. امام غایب نیست،ختو 
 
نمی بینی آقا را. او حاضر است. چشمت رو که اسیر دنیا شده اگر از دنیا دست بردارد،
 
آقا را می بیند. خلاصه نگو آقا غایب است. تو نمی بینی. 
 
برگرفته از کتاب امام زمان (عج) در کلام اولیای ربانی/مهدی لک علی آبادی/ ص ۳۰
 
اللهم عجل لوليّك الفرج والعافية والنصر واجعلني من أعوانه وانصاره
 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : تاج بخشيان
تاریخ : شنبه 23 شهریور 1392
پایان دنیا
       
پایان دنیا؟!
     

        

طنز نوشت:

طبق پیشگویی قوم مایاها، قرار بود دنیا،مورخ ۲۱ دسامبر سال ۲۰۱۲به پایان برسد.

سوال اینجاست؛ که آی قبیله ی مایاها! پیشگوییتان دروغ از آب درآمد و یا اینکه این روح من است با شما سخن می گوید؟!!

دلنوشت:

گفتند: دنیا به پایان می رسد!!!!!!!!!!!!!!!!

چه باک؛ آنقدر یلداهای سرد بدون خورشید شمردیم که هیچ خبری، هیچ اتفاقی اینچنین ، نگرانمان نمی کند.

و چه پیشگویی مضحکی !  وقتی که  ما به وعده ی خدا ایمان داریم؛ دنیا تمام نمی شود تا تو نیایی...

حتم داریم می آیی و زمین پیش از پایان عمرش، به طعم خوش حضور تو شیرین خواهد شد.

 

*******

برای دیدن سایز واقعی تصویر کلیک کنید

حجت الاسلام درانی:

دشمن از حربه های مختلفی برای ناامید کردن بشریت استفاده می کند. یکی از این حربه ها؛

مطرح کردن پیشگویی پایان دنیا بود.

و چقدر خوب شداین اتفاق افتاد و برای همگان ثابت شد تا زمانی که وجود مبارک حضرت ولی عصر

ارواحنا فداه ظهور نکند، دنیا به پایان نخواهد رسید. از طرفی بعد از ظهور حضرت، دنیا تازه آباد

می شود.

دشمن می خواهد معتقدان مهدویت را تضعیف کندو دلیلش در اعتقاد مشترک ادیان برا ی موعود

است ولو با نام های دیگر. مسلمانان، یهودیان، مسیحیت، و...حتی ادیان غیر توحیدی نیز

بر این باورند.

 اما هدف دشمن: آیا گروهی که اقدام به این کار می کنند بدنبال منفعت اقتصادی، فرهنگی،

سیاسی و امثال آن هستند یا اینکه چیز ریشه ای تر را هدف قرار داده اند؟

در واقع بعد از این شایعه جدا از افزایش درصد هجوم افراد به کالیفرنیا (به خیال اینکه این منطقه محفوظ تر از جاهای  دیگر دنیا است)

و کسب منفعت اقتصادی؛ می توان گفت اهداف دیگری را هم دنبال می کنند مثلا مطرح نمودن نظام های متفاوت به عنوان

نجات بخش امروزه ی غرب.

و آنقدر در دل افراد بخصوص اندیشمندان نفوذ کردند  طوری که این افراد به خودشون اجازه و جرئت نمی دهند که نسبت به چنین

مسائلی انتقاد کنند.

و این نشان دهنده ی این است که دشمن می خواهد یک جهالت نوین را به مردم تحمیل کند و حتی افراد تحصیل کرده  و روشن فکر

هم متاثر از این افکار شوند.

وارائه این مسائل و یا طراحی نمادهایی که صهیونیسم رویشان کار می کند، هدف سرگرم کردن ماست تا با خیال آسوده جنایاتشان

را ادامه دهند.

اصلا اگر این پیشگوییتان درست است و دیروز را پایان دنیا می دانستید پس چرا همچنان شهرک سازی هایتان در سرزمین های

اشغالی ادامه دارد؟!

و یا چرا آزمایش های مختلف هسته ای انجام می دهند و چرا نشست های مختلف جهانی  شکل می گیرد؟

البته با این بیداری که در جهان برپا شده، بعید می دانم دیگر این حربه ها کاری باشد.

اما چرا باز عده ای قبول می کنند؟ خلاصه در روی زمین عده ای آگاه هستند و این موضوعات برایشان مضحک هست.

عده ای هم پیرو و یک قشر هم سرگردان و به عبارت دیگر قشر خاکستری.

وقتی دشمن روی چنین مسائلی کار می کند، اصلیت موضوع را خراب کرده و سپس صورت دیگری از آن را در ذهن ما تداعی می کند؛

آنوقت همین موتور متحرک، تبدیل به یک داروی خطرناک و خواب آور برای جامعه ی منتظر می شود.

و چون دشمن نتوانست عقیده ی مهدویت را از مردم بگیرد، سعی می کند آن را در ذهن مردم خراب کندو مقوله ی انتظار مهدوی

را که آثار و پیامدهای مثبتی دارد به یک انتظار تلخ و منفی در ذهن بشر تبدیل می کند.


پی نوشت:مباحث کارشناسی حجت الاسلام درانی در برنامه تلویزیونی عطر عاشقی شبکه تهران
       
       
     


|
امتیاز مطلب : 277
|
تعداد امتیازدهندگان : 64
|
مجموع امتیاز : 64
نویسنده : تاج بخشيان
تاریخ : جمعه 22 شهریور 1392
عذر تقصیر به ساحت مقدس آقا...
       
حکایت ما حکایت حر است...
           
    
  عذر تقصیر به ساحت مقدس آقا...

حکايت ما حکايت حُرّ است و حکايت او حکايت امام

حکایت ما حکایت حُرّ است، می‌پنداشتیم مأموریم و معذور؛ می‌پنداشتیم نمی‌توانیم نفسْ‌مان را اطاعت نکنیم.

و حکایت ما، حکایت حُرّ است؛ خدا هم می‌داند امام را دوست داریم.

حکایت ما حکایت حُرّ است؛ سر درگمیم. در جو بدی‌ها گرفتار شدیم؛ ذاتمان بد نیست، جانمان بد نیست؛ امام را دوست داریم.
 
حکایت ما حکایت حُرّ است؛ فکر نمی‌کردیم مخالفت ما، گناه ما، کار را به اینجا می‌کشد که شمشیر‌های ناجوانمردانه غیبت ا
 
مام را احاطه می‌کند.

حکایت ما حکایت حُرّ است؛ فکر نمی‌کردیم که من و کوتاهی‌های من هم می‌تواند مانع حرکت او گردد و یا باعث غم و
 
اندوه او و همراهان و همدلانش.

و حکایت ما حکایت حُرّ است؛ خدا می‌داند پشیمانیم!

حکایت ما حکایت حُرّ است؛ به ارزیابی رسیده‌ایم. چه کنیم؟
 
ولی خدا را همراه شویم یا یزید و ابن‌زیاد شهوات و نفسْ‌مان را؟ کمی حریت و آزادگی می‌خواهد.

حکایت ما حکایت حُرّ است؛ به نتیجه رسیده‌ایم عذر تقصیر به محضر امام خود بیاوریم و از خود او مدد بخواهیم.
 
به دامن او متوسل شویم و از ساحت مقدس او عذرخواهی کنیم که طبیب است و درد حُرّ را می‌داند.

حکایت ما حکایت حُرّ است و زبان ما همان مطلب (هزاران چو ما بی سر و پایی فدای یک موی حر) که آیا چو
 
منی را هم به محضرت پناهی هست؟

حکایت ما حکایت حُرّ است؛ راه‌ها را رفته‌ایم و خسته‌ایم؛ از سپهسالاری شیطان خسته‌ایم.
 
از سربازی و فرمانروایی جنود شیطان خسته‌ایم. نوکری امام را برگزیده‌ایم.

حکایت ما حکایت حُرّ است؛ بین جهنم و بهشت انتخاب می‌کنیم و به یقین بهشت را بر می‌گزینیم.

حکایت ما حکایت حُرّ است؛ نیامده‌ایم فقط اشک خود را به امام عرضه کنیم که قرن‌ها بسیاری گریسته‌اند
 
و عُمرِ سعد‌ها گریستند و هتک حرمت کردند و خیمه‌ها آتش زدند و سرها به نیزه بردند.

حکایت ما حکایت حُرّ است، که اشکمان را با سوار بر مرکب یاری شدن و بیعت و جان‌فشانی برای ولی خدا گره زدیم.
 
شاید کمی از بار شرمندگی‌مان بکاهد. شاید خجالت فراموشی و از یاد بردن آقا را کم کند.

حکایت ما حکایت حُرّ است؛ سر در گریبانیم. چهره گریانیم. با عمق وجود پشیمانیم.

حکایت ما حکایت حُرّ است؛ خسته، نادم و پشیمان. می‌تواند امام نپذیردمان، که ما دلش را به درد آورده‌ایم.
 
می‌تواند ردّمان کند؛ اما حکایت او حکایت امام است و حکایت ما حکایت حر.

و ای کاش حکایت ما، حکایت حُرّ بود؛ مردانه گذشته را جبران می‌کردیم. امام را یاری و جان فدایش می‌کردیم.

و ای کاش حکایت ما، حکایت حُرّ بود؛ محبت و دعای امام شاملمان می‌شد، سرمان را به زانو می‌گرفت
 
و منزلتی به عظمت حُرّ می‌یافتیم كه البته کسی به عظمت یاران امام حسین(ع) - حُرّ و دیگران- نخواهد رسید.

و ای کاش حکایت ما، حکایت حُرّ بود، عاقبت او بخیر شد و ما هنوز در میانه را و امتحانات فراوان..

کاش می شد مثل حر باشیم و به پای امام مان پیر شویم


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : تاج بخشيان
تاریخ : جمعه 22 شهریور 1392
اشتباه شيخ مفيد وعنايت امام عصربه شيخ

 

شخصی روستایی خدمت شیخ رسید و سؤال کرد:

«زنی حامله فوت کرده و حملش زنده است؛ آیا باید شکم این زن را پاره کرده و طفل را بیرون بیاوریم و یا این که با آن حمل،

او را دفن کنیم»؟ شیخ پاسخ داد: «با همان حمل او را دفن کنید»!

 

آن مرد برگشت. در میان راه دید سواری از پشت سر می‏تازد و می‏آید، چون نزدیک رسید، گفت:

«ای مرد، شیخ فرموده است که شکم آن زن را پاره کرده و طفل را بیرون آورده و زن را دفن کنید». آن مرد چنین کرد.

 

پس از چندی ماجرا را برای شیخ نقل کردند. شیخ فرمود: «من کسی را نفرستادم و معلوم است که آن شخص

صاحب الامر (عج) بوده است. حالا که در احکام شرعیه خطا می‏کنم، همان بهتر که دیگر فتوا ندهم».

لذا به خانه رفت و در خانه را بست و بیرون نیامد و پاسخ مراجعین را نمی‏داد.

 

تا اینکه از سوی حضرت ولی عصر(عج) توقیعی (نامه‏ای) برای شیخ بیرون آمد با این مضمون که:

«وظیفه‏ی شماست که فتوا بدهید و وظیفه‏ی ماست که شما را حمایت کرده و نگذاریم که در خطا بیافتید».

پس از این دستور، شیخ بار دیگر بر مسند فتوا نشست.

 

نقل شده است که در مدت 30 سال، 30 توقیع از ناحیه مقدس امام عصر(عج) برای شیخ مفید صادر شد

و در عنوان توقیع نوشته بود: «للاخ الاعز السدید الشیخ المفید» یعنی «برای برادر گرامی و استوار، شیخ مفید».

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

منبع: داستان‏هایی از زندگی علماء، تألیف محمدتقی صرفی، دفتر نشر برگزیده قم. (با اندک تصرف و ویرایش)



|
امتیاز مطلب : 108
|
تعداد امتیازدهندگان : 24
|
مجموع امتیاز : 24
نویسنده : تاج بخشيان
تاریخ : پنج‌شنبه 21 شهریور 1392
چه خوش است صوت قرآن وتو دلربا شنيدن

 

چه خوش است صوت قرآن          زتو دلربا شنیدن

به رخت نظاره کردن                سخن  خدا شنیدن

میرزا حسین لاهیجی رشتی از شیخ زین العابدین سلماسی نقل کرده است.

روزی بحر  العلوم وارد حرم مطهر علی علیه السلام شد بیت فوق را زمزمه می کرد.

وپس از آن از بحر العلوم سوال کردم :سبب خواندن این بیت چه بود ؟فرمود: چون وارد حرم شدم دیدم امام زمان (عج) در بالای سر به آواز بلند قرآن تلاوت می کند . چون صدای آن بزرگوارراشنیدم این شعر را خواندم.

پس وارد حرم شد قرائت را ترک نمود و از حرم  بیرون رفت .

فوائد الرضویه ص 682

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : تاج بخشيان
تاریخ : پنج‌شنبه 21 شهریور 1392
این یک داستان نیست

این یک داستان نیست

غصه است

 

 

 

این یک داستان نیست
 
غصه است
 
در همين نزديكي‌ها
 
آيا زماني فرا خواهد رسيد كه باور كنيم در همين نزديكي‌ها چشم‌هاي نگراني زندگي‌امان را هر روز مرور مي‌كند؟
 
چشماني مضطرب، كه منتظر است تا با خوب شدن ما دلخوشانه پا در ركاب ظهور نهد.
 
بياييم صادقانه يك بار هم شده بي‌نيرنگ دست بر آستان نيازش بريم و شرمگينانه بگوييم اگر چشم به راه خوب شدن
 
مايي تا بيايي چنين نخواهد شد؛ تا چنينيم.
 
پس خود از خدا بخواه چنان شود.
 
تو خود خوب مي‌داني كه امواج پرتلاطم و سهمگين فتنه‌هاي آخرالزماني مي‌رود تا آخرين باقي‌مانده‌هاي اين بنيان را ببرد.
 
ا اي عزيز! بر ما ببخش كه چه بسيار دروغ‌گويان لاف‌زن شده‌ايم. آيا باوركردني‌ست با وجود ده‌ها و صدها و هزاران مؤسسه
 
و مركز و بنياد و محفل و شيفته، همچنان گرد غريبي بر روي شما باشد؟!  كه تو به اندازه يك باشگاه ورزشي نيز نزد ما مهم نيستي.
 
چه كسي باور مي‌كند؟
 
چه گناهي دارند جوانان علاقه‌مند به تو كه نمي‌توانند بلنداي عظمت تو را در فراز مناره‌هاي مسجدي به نام تو جستجو كنند؟
 
چه تقصيري دارند نوجوانان عزيزي كه آنها را به اين پندار واداشته‌اند كه نور معرفت تو را در ‍ژرفاي چاه عريضه جستجو كنند؟
 
اي مسافر غريب! نمي‌خواهم دردي بر دردهاي تو باشم كه اين دلگويه‌هاي دل دردمندست. و نه زخمي بر دل دوستان راستين تو،
 
كه حساب آنها، نيك مي‌دانم از اين خطاب‌ها جداست.
 
زهي خوشخيالي است كه موج گوش‌آزار حضور بي‌حاصل برخي وقت‌گذران‌ها را به ظهور صغرا تفسير كنيم كه
 
نيمه شبها تابستان برخي مكان‌هاي منسوب به تو، گواهي بر ناصواب بودن اين برداشت است.
 
خود خوب مي‌دانيم آنچه بر ما مي‌رود، نه ياد تنهايي‌هاي غريبانه تو، كه رفع نيازهاي پست دنيايي ماست.
 
و اين هجوم، نه براي آزادي تو از زندان غيبت، كه براي رفاه بيشتر خود است.
 
به راستي كدام‌يك از ما مدعيانيم كه آمدن تو را آن‌گونه كه واقعيت خواهد يافت، برتابيم؟
 
تا چه حد خود را براي آن آمدن، مهيا ساخته‌ايم؟...
 
و ماآيا هرگز به اين فكر كرد‌ه‌ايم گريه‌هاي نيمه شب آن مسافر غريب براي چيست؟
 
بي‌گمان بخشي از آن مويه‌ها براي بي وفايي ماست.
 
او مي‌گريد؛ اما نه براي عريضه‌هاي چاه‌ها؛ كه براي گرفتارآمدگان در چاه‌هاي خود خواهي.
 
او مي‌گريد؛ اما نه براي فرو غلطيدن جوانان در ورطه‌هاي گمراهي كه براي سكوت دانشمندان.
 
 
مي‌نالد . 
 
اما نه براي خود كه براي ما...
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 


|
امتیاز مطلب : 100
|
تعداد امتیازدهندگان : 23
|
مجموع امتیاز : 23
نویسنده : تاج بخشيان
تاریخ : پنج‌شنبه 21 شهریور 1392
فقط گناهکاران بخوانند

 

کجایند گناهکارانی که به بهانه گناه و معصیت، از امام مهـربانـشان می ترسند و ظهورش را به ضرر خود می دانند ؟!

ببینید حضرت صاحب(ارواحنا فداه) چطور برای ما شیعیان دعا می کنند و تا چه حد به فکرمان هستند ولی ما از دعایی ساده برای ایشان دریغ می کنیم...!!!؟ و حتی این را بهانه می کنیم که ایشان که دیگر به ما توجهی ندارند! ولی غافل از اینکه حضرت روی تک تک ما حساب باز کرده اند...

سید بن طاووس(رحمةالله علیه) می فرماید: سحرگاهی در سرداب مقدس سامراء بودم، ناگاه صدای مولایم امام زمان(روحی فداه) را شنیدم که برای شیعیان خود دعا می کردند و عرضه می داشتند :

« خدایا شیعیان ما را از شعاع نور ما و باقیمانده طینت(گِل) ما خلق کرده ای ، آنها گناهان زیادی با اتکاء بر محبت و ولایت ما انجام داده اند؛ اگر گناهان آنها گناهی است که در ارتباط با توست از آنها بگذر که ما را راضی کرده ای و آنچه از گناهان آنها در ارتباط با خودشان هست خودت بین آنها را اصلاح کن و آنها را از آتش جهنم نجات بده و آنها را با دشمنان ما در خشم و غضب خود جمع نفرما.» (برکات حضرت ولی عصر(سلام الله علیه) ، ص۳۹۹)

گرچه امام زمان(عجل الله فرجه) از گناهان و خطاهای ما آزرده خاطر می شوند، همچنان که در نامه ای مرقوم فرمودند: « جاهلان و احمق های شیعه و کسانی که بال پشه از دینداری آنان برتر و محکم تر است ما را آزار می دهند. » (الإحتجاج ، شیخ مفید ، ج2 ، ص474)

اما باز هم مانند پدری مهربان برای گناهکاران شیعه دعا می کنند و از خدا برای آنان طلب آمرزش می نمایند ؛ و جالب تر این که به خداوند متعال عرضه می دارند:                      « اگر آنها را بیامرزی ، ما را راضی کرده ای. »

خدایا به بزرگی خودت، مارا شرمنده لطف امام زمانمان(ارواحنا فداه) مگردان!

هـر چـنـد گــنـاه مـا دلـــت  آزارد  /   لـطـف و کرم تـو بـر سـر ما بـارد یک چیز ز نـوکـری  خود فهمیدم  /   اربـــاب هـوای نــوکــرش را دارد



|
امتیاز مطلب : 22
|
تعداد امتیازدهندگان : 8
|
مجموع امتیاز : 8
نویسنده : تاج بخشيان
تاریخ : پنج‌شنبه 21 شهریور 1392
علت تأخیر ظهور حضرت مهدی(عج)

غالب احاديثي كه اشاره به عملكرد حضرت مهدي‌عليه السلام بعد از ظهور دارد به اين نحو است كه خداوند به توسط حضرت، عالم را از عدل و داد پر مي‌كند همان طوري كه زمين پر از ظلم شده باشد كه اين در حقيقت تشبيه است نه شرطيت و عليت، يعني ظلم و فساد علت ظهور باشد. به تعبير ديگر: فساد، هدف نيست، بلكه آمادگي، هدف است. بر خلاف آنچه برخي تصور مي‌كنند آنچه براي تسريع ظهور مصلح جهاني لازم است، وجود ظلم و فساد در سراسر زمين نيست، بلكه يك آمادگي و تشنگي لازم است. البته نمي‌توان انكار كرد كه افزايش ظلم و فساد يكي از علل آمادگي و تشنگي خواهد بود، زيرا هنگامي كه مردم جهان ثمره تلخ و شوم تبعيض‌ها و بي‌عدالتي‌ها را بچشند، ناراحت مي‌شوند و در جست و جوي يك طريق اصلاح و يافتن يك مصلح جهاني گام برمي‌دارند.

در نتيجه، بايد گفت: هسته اصلي زمينه براي ظهور، آمادگي و آگاهي از عواقب وضع نابسامان امروز دنيا است، نه اين‌كه وجود ظلم و فساد هدف اصلي باشد.

 



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : تاج بخشيان
تاریخ : پنج‌شنبه 21 شهریور 1392
لطف امام علیه السلام نسبت به شیعیان‏

«و إذا حیّیتم بتحیّة فحیّوا بأحسن منها أو ردّوها» هرگاه به شما تحیّت گویند، پاسخ آن را بهتر از آن بدهید یا (لااقل) به همان گونه پاسخ گویید! خداوند حساب همه چیز را دارد (نساء/ 86)

 

كنیزى شاخه‏ى گلى خدمت امام حسن علیه السلام هدیه كرد، امام در مقابل آن، وى را آزاد ساخت و هنگامى كه از علت این كار سۆال كردند، فرمود: خداوند این ادب را به ما آموخته است، آن جا كه مى‏فرماید: «و إذا حیّیتم بتحیّة فحیّوا بأحسن منها». سپس اضافه فرمود: تحیتِ بهتر همان آزاد كردن اوست؛ «جاءت جاریة للحسن علیه السلام بطاقى ریحان، فقال لها أنت حرّة لوجه اللّه، فقلت له فى ذلك فقال: أدّبنّا اللّه تعالى فقال: «و إذا حیّیتم بتحیّة ...» و قال أحسن منها اعتاقها». (نور الثقلین/ ج 1/ ص 525)

 

از این آیه، با توجه به روایت پیش گفته، یك حكم كلى در پاسخ‏گویى به هر نوع اظهار محبتى، اعم از لفظى و عملى را مى‏توان استفاده كرد. بنابراین، ما شیعیان كه براى حضرت مهدى علیه السلام دعا مى‏كنیم و دعاى شریف «اللّهمّ كن لولیّك الحجة بن الحسن ...» را مى‏خوانیم، ان شاء اللّه مشمول لطف آن حضرت خواهیم بود.



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : تاج بخشيان
تاریخ : پنج‌شنبه 21 شهریور 1392


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران