آقا بیا تا زندگی معنا بگیرد

 

============

آقا بیا تا زندگی معنا بگیرد

شاید دعای مادرت زهرا بگیرد

آقا بیا تا با ظهور چشمهایت

این چشمهای ما کمی تقوا بگیرد

پایین بیا خورشید پشت ابر غیبت

تا قبل از آنکه کار ما بالا بگیرد

آقا خلاصه یک نفر باید بیاید

تا انتقام دست زهرا را بگیرد


من گریه میریزم به پای جاده ات تا

آیینه کاری کرده باشم مقدمت را

اول ضمیر غائب مفرد کجایی

ای پاسخ آدینه های پر معما

حتمی بی چون و چرا برگرد شاید

راحت شویم از دست اما و اگر ها

آقا نماز جمعه این هفته با تو

پای برهنه آمدن تا کوفه با ما


پایان شبهای بلند انتظاری

آیا برای آمدن میلی نداری ؟ :lol: 

من نذر کردم خاک پایت را ببوسم 

آیا سر این بنده منت میگذاری

من دل ندادم تا که روزی پس بگیرم

میخواستم پیشت بماند یادگاری


آقا بیا تا زندگی معنا بگیرد

شاید دعای مادرت زهرا بگیرد


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : تاج بخشيان
تاریخ : چهارشنبه 04 دی 1392
فاصله ما تا امام

 

حضرت مهدی (عج): فاصله شیعیان از ما به اندازه گناهانشان است



 

وبلاگ سربازان سایبری امام 



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : تاج بخشيان
تاریخ : سه‌شنبه 03 دی 1392
اين الطالب بدم المقتول بكربلا

 

                هيات تمام شده، همه رفتند و تـو هــنــوز

       يك گوشه‌اي نشسته‌اي و گريـه مي‌كني

 

 

 

 

 

اين‌الطالب بدم المقتول بكربلا



|
امتیاز مطلب : 55
|
تعداد امتیازدهندگان : 13
|
مجموع امتیاز : 13
نویسنده : تاج بخشيان
تاریخ : سه‌شنبه 03 دی 1392
مظلوم روزگارم

 

گفتم که از فراغت عمريست بي قرارم
گفت از فـــراق ياران من نيز بي قرارم
گفتم به جز شما من فرياد رس ندارم
گفتا به غير شيعه من نيز کس ندارم
گفتم که ياوررانت مظلوم هر ديــارند
گفتا مرا ببينند مظلــــــــــوم روزگارم



|
امتیاز مطلب : 43
|
تعداد امتیازدهندگان : 11
|
مجموع امتیاز : 11
نویسنده : تاج بخشيان
تاریخ : سه‌شنبه 03 دی 1392
بخشي از سوگنامه اي امام عصر براي امام حسين (ناحيه مقدسه).

 

سلام كسيكه قلبش ازمصيبت تو جريحه دار، و اشكش به هنگام يادتو جارى است،

سلام كسيكه دردناك وغمگين وشيفته وفروتن است،

سلام كسيكه اگرباتودركربلاء مى بود، باجانش(دربرابرِ)تيزىِ شمشيرها ازتو محافظت مى نمود،

و نيمه جانش رابه خاطرتوبدست مرگ مى سپرد، و درركاب تو جهاد ميكرد،

و تورابرعليه ستمكاران يارى داده،جان وتن ومال وفرزندش رافداى تو مى نمود،

وجانش فداى جان تو، وخانواده اش سپربلاىِ اهل بيت تومى بود،

اگرچه زمانه مرابه تأخير انداخت، ومُقدَّرات الهى مراازيارىِ تو بازداشت،

ونبودم تاباآنانكه باتو جنگيدند بجنگم، وباكسانيكه باتواظهاردشمنى كردندخصومت نمايم،

(درعوض)صبحوشام برتومويِه ميكنم،

وبه جاى اشك براى توخون گريه ميكنم، ازروى حسرت وتأسّف وافسوس برمصيبت هائى كه برتو واردشد،

تاجائى كه ازفرط اندوهِ مصيبت، وغموغصّه شدّتِ حزن جان سپارم

جانم به فدايت يا اباصالح المهدي



|
امتیاز مطلب : 30
|
تعداد امتیازدهندگان : 9
|
مجموع امتیاز : 9
نویسنده : تاج بخشيان
تاریخ : دوشنبه 02 دی 1392
نجوا بامولا مهدي

 

شب که میشود دلم هوایت را میکند :

امشب سَری به آسمان دنیا زدم ؛

 همین چند لحظه ی پیش ! نگاهم که به ماه زیبا افتاد :

به ناگاه به یادت افتادم که چقدر جای صورت آسمانی ات

 بر سینه ی آبیه آسمان خالی ست مولاجان ..

به ماه گفتم هر چقدر هم که زیبا باشی

باز هم سهم ت از دنیا همین یک تکه آسمان است و بس ..

اما من خورشیدی دارم که اگر روزی بَنای تابیدن کند

 تو را شرمنده می کند ..

خورشیدی دارم که سهم ش تمام هستی و ماسِواست :

هر چه را که بخواهد در نگین انگشتری اش دارد ...

 در گوشه ی نگاهش : به وجودش - هستی - برپاست

و به اشاره اش روزگار می گردد.. دلتنگت شدم :

می خواستم با نگاه به آسمان سلامی عاشقانه

بر محضرت روانه کنم

 تا بدانی از روی زمین این گوشه ی دنیا :‌

بی نهایت دوستت دارم مهدی جان ....

خاطرت آسوده آقاجان قلب من تا روز آمدنت

 فقط برای تو عاشقانه می تپد ...

 

مهدی جان:

به جز دستهای پر قدرت تو راهی نیست

که قلب پر از فراموش من از نام پر از حیاط تو آکنده شود و می دانم ،

 می دانم مهربانی تو را آن قدرت هست که قلبم را چنان

وسعتی بخشد که از محبت تو سیراب شود.

آقای من کرم کن و بر من بتاب ...

مهدی جان !

دردهای زیادی است که به آنها وعده داده ام با آمدنت علاج می شود.

جمعه ها دم غروب وقتی آسمان از اندوه نیامدنت

دوباره مثل صدها سال دیگری که خون گریسته است

اشک سرخ می بارد به خود می گویم :

" آقایم باز هم نیامد....." 

درست جمعه ها ، وقتی قلبم و قلب همه از تنگی فراغت

مثل لاله ای که زیر پا لگد شود چروکیده و

 رنجیده می شود با خود می گویم

 این درد عاقبت مرا خواهد کشت ، و بعد به خود نهیب می زنم که

** او خواهد آمد **

و آنگاه از دیدگانم قطره ای اشک می چکد و از

 سوزان ترین پرده اندوهم می گویم :

مهدی جان درست که من بدم و لایق تو نیستم امّا ...

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : تاج بخشيان
تاریخ : دوشنبه 02 دی 1392
تقصيرماست غيبت طولانى شما

 

 

 

تقصيرماست غيبت طولانى شما

بغض گلوگرفته پنهانى شما 

بر شوره زار معصيتم گريه ميکنيد

جانم فداى ديده بارانى شما

پرونده ام براى شما دردسرشده

وضع بدم، دليل پريشانى شما

آياحقيقت است که اصلاشبيه نيست

رفتارمابه رسم مسلمانى شما؟

يافارس الحجازبرايم دعا کنيد

درمانده ست نوکر ایرانی شما

 

 

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : تاج بخشيان
تاریخ : جمعه 29 آذر 1392
حضرت آيت ا... بهجت درباره امام زمان(عج) فرمودند:

 

حضرت آيت ا... بهجت درباره امام زمان(عج) فرمودند:
 «چقدر حضرت مهربان است، به کساني که اسمش را مي برند و صدايش مي زنند و از او استغاثه مي کنند؛ از پدر و مادر هم به آن ها مهربان تر است.»
 
وی همچنين درباره دعا در زمان غيبت فرمودند:
«مهم تر از دعا براي تعجيل فرج حضرت مهدي(عج) دعا براي بقاي ايمان و ثبات قدم در عقيده و انکار نکردن حضرت تا ظهور او مي باشد»
 
.برگرفته از کتاب «جرعه وصال» ص ۲۵ و 26»


|
امتیاز مطلب : 135
|
تعداد امتیازدهندگان : 29
|
مجموع امتیاز : 29
نویسنده : تاج بخشيان
تاریخ : پنج‌شنبه 28 آذر 1392
جملات کوتاه آیت الله بهجت درباره امام زمان (عج)

جملات کوتاه آیت الله بهجت درباره امام زمان (عج)

 

دعای تعجیل فَرج، دوای دردهای ما است.  [آیت الله بهجت]

 

اشخاصی را می خواهند که تنها برای آن حضرت باشند.

 

کسانی منتظر فرج هستند که برای خدا و در راه خدا منتظر آن حضرت باشند، نه برای برآوردن حاجات شخصی خود!  [آیت الله بهجت]

 

به طور یقین دعا در امر تعجیل فرج آن حضرت، مؤثّر است، اما نه لقلقه.  [آیت الله بهجت]

 

تا رابطۀ ما با ولیّ امر: امام زمان (عج) قوی نشود، کار ما درست نخواهد شد. و قوّت رابطۀ ما با ولیّ امر (عج) هم در اصلاح نفس است.  [آیت الله بهجت]

 

راه خلاص از گرفتاری ها، منحصر است به دعا کردن در خلوات برای فرج ولیّ عصر (عج)؛ نه دعای همیشگی و لقلقۀ زبان...

 

بلکه دعای با خلوص و صدق نیّت و همراه با توبه[آیت الله بهجت]



|
امتیاز مطلب : 132
|
تعداد امتیازدهندگان : 29
|
مجموع امتیاز : 29
نویسنده : تاج بخشيان
تاریخ : دوشنبه 25 آذر 1392
حقیقت تلخ ... باید به خودمون بیایم... (شعر)

 

   مثل هر بار برای تو نوشتم:
دل من خون شد ازین غم، تو کجایی؟
و ای کاش که این جمعه بیایی!
دل من تاب ندارد، همه گویند به انگشت اشاره، مگر این عاشق دلسوخته ارباب ندارد؟
تو کجایی؟ تو کجایی...
و تو انگار به قلبم بنویسی:
که چرا هیچ نگویند
مگر این منجی دلسوز ، طرفدار ندارد ، که غریب است؟
و عجیب است
که پس از قرن و هزاره
هنوزم که هنوز است
دو چشمش به راه است
و مگر سیصد و اندی نفر از شیفتگانش ، زیاد است
که گویند
به اندازه یک « بدر » علمدار ندارد!
و گویند چرا این همه مشتاق ، ولی او سپهش یار ندارد!

 
=-=-=
جواب امام زمان:
تو خودت!
مدعی دوستی و مهر شدیدی که به هر شعر جدیدی،
ز هجران و غمم ناله سرایی ، تو کجایی؟
تو که یک عمر سرودی «تو کجایی؟» تو کجایی؟
باز گویی که مگر کاستی ای بُد ز امامت ، ز هدایت ، ز محبت ،
ز غمخوارگی و مهر و عطوفت
تو پنداشته ای هیچ کسی دل نگران تو نبوده؟
چه کسی قلب تو را سوی خدای تو کشانده؟
چه کسی در پی هر غصه ی تو اشک چکانده؟
چه کسی دست تو را در پس هر رنج گرفته؟
چه کسی راه به روی تو گشوده؟
چه خطرها به دعایم ز کنار تو گذر کرد
چه زمان ها که تو غافل شدی و یار به قلب تو نظر کرد...
و تو با چشم و دل بسته فقط گفتی...
تو کجایی!؟ و ای کاش بیایی!
هر زمان خواهش دل با نظر یار یکی بود، تو بودی...
هر زمان بود تفاوت ، تو رفتی ، تو نماندی.
خواهش نفس شده یار و خدایت ،
و همین است که تاثیر نبخشند به دعایت ،
و به آفاق نبردند صدایت
و غریب است امامت
من که هستم ،
تو کجایی؟
تو خودت کاش بیایی
به خودت کاش بیایی...!
 
=-=-=-=-=
 
اللهم عجل لولیک الفرج
و جعلنا من خیر انصاره و اعوانه و شیعته
و المستشهدین بین یدیه



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : تاج بخشيان
تاریخ : دوشنبه 25 آذر 1392


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران